جمهوریت – تحریریه اجتماعی- ناصر تبریزی:
«تقی چنگلوایی»، فعال محیطزیست و داوطلب مردمی اهل اسلامآباد بهبهان، در جریان مهار آتشسوزی گسترده در «کوه بدیل» زاگرس
جان خود را از دست داد. بنا بر گزارشها، او هنگام مشارکت در عملیات اطفای حریق، بر اثر شدت آتش و حرارت بالا و در پی انفجار دستگاه دمندهای که به دلیل کمبود امکانات برای مهار آتش مورد استفاده قرار گرفته بود، دچار سوختگی شدید شد و جان باخت.
اما سؤال اصلی این نیست که «چرا این فرد کشته شد؟»؛ پرسش اساسیتر آن است که چرا در ایران، حفاظت از منابع طبیعی همچنان بر پایه فداکاری افراد استوار است، نه بر پایه نهادهای پایدار و کارآمد؟
برای پاسخ به این پرسش، باید مسئله را در لایههایی عمیقتر جستوجو کرد. آیا ما با نوعی «فرهنگ قهرمانمحور» روبهرو هستیم؟
در تاریخ ایران بارها شاهد بودهایم که هرگاه نهادهای کارآمد تضعیف شدهاند، جامعه به جای مطالبه نهاد، «قهرمان» تولید کرده است. وقتی دولت ضعیف بوده، یک فرمانده ظهور کرده است؛ وقتی قانون بهدرستی عمل نکرده، فردی بانفوذ نقش واسطه را بر عهده گرفته است؛ و هنگامی که ساختار اطفای حریق ناکارآمد بوده، یک فعال محیطزیست، یک روستایی یا یک داوطلب مردمی، جان خود را به میدان آورده است.
در نگاه نخست، این ایثار و فداکاری ستودنی است؛ اما از منظر جامعهشناسی، قهرمانسازی مداوم اغلب نشانه ضعف نهادهاست. جامعهای که بقای جنگلهایش به فداکاری افراد وابسته باشد، در واقع کمبود ظرفیت نهادی خود را با جان انسانها جبران میکند.
دولت، جامعه یا هر دو؟
در ادبیات توسعه، اصلی شناختهشده وجود دارد: هرجا دولت مسئولیتی را بهصورت پایدار انجام ندهد، جامعه مدنی برای پر کردن خلأ وارد عمل میشود. اما این قاعده نیز مرز مشخصی دارد. جامعه مدنی میتواند آموزش دهد، مطالبهگری کند، آگاهیبخشی انجام دهد و در کنار نهادهای رسمی کمکرسان باشد؛ اما نباید جایگزین دولت در انجام وظایف حاکمیتی شود.
اطفای حریق جنگلها، همانند حفاظت از مرزها یا امداد هوایی، وظیفهای حاکمیتی است. اگر انجام این وظیفه به دوش داوطلبان بیفتد، در حقیقت مرز میان مسئولیت دولت و ایثار شهروندان مخدوش شده است.
چرا این چرخه متوقف نمیشود؟
پاسخ را باید در مفهومی جستوجو کرد که جامعهشناسان از آن با عنوان «عادیشدن بحران» یاد میکنند. هنگامی که حادثهای هر سال تکرار میشود اما به اصلاح ساختار نمیانجامد، جامعه و نظام اداری بهتدریج با آن سازگار میشوند.
آتش میآید؛ داوطلبان راهی کوهستان میشوند؛ کسی جان میبازد؛ پیامهای تسلیت صادر میشود و سال بعد، همان روایت دوباره تکرار میشود.
در چنین وضعیتی، فاجعه بهجای آنکه محرکی برای اصلاح باشد، به بخشی از تقویم سالانه کشور تبدیل میشود.
مسئله صرفاً مدیریت بحران نیست؛ مسئله، «فلسفه مدیریتی» حاکم بر نظام حکمرانی است.
اگر بخواهیم این وضعیت را در یک جمله خلاصه کنیم، باید اذعان کرد که در ایران هنوز میان «دولت مسئول» و «جامعه فداکار» تعادل برقرار نشده است. جامعه بیش از اندازه مسئولیت میپذیرد و دولت کمتر از آنچه باید، ظرفیتسازی میکند. در نتیجه، سرمایه اجتماعی جای سرمایه نهادی را میگیرد.
اما سرمایه اجتماعی نیز پایانپذیر است. هر داوطلبی که جان خود را از دست میدهد، بخشی از اعتماد، امید و سرمایه اجتماعی جامعه نیز فرسوده میشود.
در تاریخ ایران، افراد اغلب قدرتمندتر از نهادها بودهاند. دیروز این مسئله در قالب نادرشاه، کریمخان یا رضاخان خود را نشان میداد؛ امروز در قالب داوطلبانی که خلأ یک ساختار ناکارآمد را با جان خود پر میکنند. تاریخ تغییر کرده است، اما منطق مسئله چندان دگرگون نشده است.
واقعیت آن است که کشوری که بقای جنگلهایش به قهرمانی شهروندان وابسته باشد، بیش از آنکه با بحران محیطزیست روبهرو باشد، با بحران نهادهای مدیریتی و حکمرانی مواجه است.
باید یادآوری کرد که قربانیان آتشسوزی جنگلها، تنها قربانی شعلهها نیستند؛ آنان قربانی انتقال تدریجی مسئولیت از نهادهای عمومی به وجدان شهرونداناند.
از اینرو، به جای پرسیدن اینکه «چه کسی مقصر است؟»، باید پرسید: «چه نوع ساختار مدیریتی، تکرار چنین فجایعی را ممکن کرده است؟»
پاسخ به این پرسش، نه فقط برای حل بحران آتشسوزی جنگلها، بلکه برای فهم و درمان بسیاری از معضلات امروز جامعه ایران، راهگشا خواهد بود.
بیشتر بخوانید:
- طرح عفاف و حجاب |چند و تار موی دخترانمان، شما را نگران چه چیزی کرده است ؟
- از قطع درختان ولیعصر تا خود خشکی درختان
- درآمد شهرداری تهران از قطع درختان شهر
- آقای زاکانی چه کسی دروغ می گوید؟
- سگ دوستی یا نوع دوستی
- مضرات آب شیرین کن ها
- بازگشت هیولای صید ترال | نقطه سرخط
- حساب و کتاب سرانگشتی درباره اظهارات دولتی ها پیرامون گرانی بنزین
- از کجا بیاوریم | طرح جامع تهران
- چه کسی تابلو های نقاشی موزه امام علی را فروخته؟
- مرگ و میر ناشی از آلودگی هوا| ۳۰ هزار نفر فقط در یک سال
- فاجعه باور نکردنی در سیستم فشل واردات فرآورده های دارویی در ایران
- چه ارتباطی بین سد هراز و سایت عمارت وجود دارد؟
- مهاجرت | فرونشست زمین و کوچ اجباری
- واردات برنج آلوده | تخلف یا اختلاس
- ابتذال شر
- قطع درخت هفتصد ساله
- سرمایه گذران در خواب تصاحب مازندران
- مرد به زانو در آمده | روایتی از اقدام به خودکشی در مترو تهران
- نمایش های بیهوده برای اقناع شهروندان تهران
- اینجا ایران است سرزمین شگفتی ها..
- دائره المعارف خوار ( قسمت اول)
- دائره المعارف خوار (قسمت دوم)
- دائره المعارف خوار (قسمت سوم)
- خرافهپرستی در رسانه ملی | وقتی رادیو ایران به جای علم، ارتعاشات ماهگرفتگی را تبلیغ میکند
- مرگ در حیاط مدرسه| وقتی تنبیه، جان دانشآموز را میگیرد





