جمهوریت –تحریریه ورزشی: صبح امروز، میلیونها ایرانی با امید از خواب بیدار شدند.
امیدی که نامش «سوئیس – الجزایر» بود.
ایران شب قبل، هرچه در توان داشت در زمین گذاشته بود. مقابل مصر، در یکی از دراماتیکترین مسابقات این جام جهانی، جنگیده بود؛ آنقدر جنگیده بود که اگر فوتبال اندکی مهربانتر بود، شاید کار به اما و اگر نمیکشید.
ایران یک پنالتی را از دست داد.
ایران گلی تماشایی و فراموشنشدنی به ثمر رساند؛ گلی که میتوانست سالها در حافظه فوتبال ایران باقی بماند، اما VAR آن را پس گرفت.

ایران چندین بار تا آستانه گل پیش رفت؛ اما توپها یا به تیر افقی خوردند یا به تیر عمودی و یا با بدشانسی راهی به دروازه پیدا نکردند.
انگار در آن شب، دروازه مصر طلسم شده بود.
با این حال، ایران باز هم نباخت.
تیم ملی یک امتیاز گرفت و سه امتیازی شد؛ سه امتیازی که هنوز بوی صعود میداد.
اما صبح، فوتبال روی بیرحمش را نشان داد.
سوئیس و الجزایر در دیداری عجیب، با نتیجه باورنکردنی سه بر سه مساوی کردند؛ نتیجهای که شاید کمتر کسی پیشبینی میکرد. نتیجهای که تمام معادلات را به هم ریخت و رویای صعود ایران را بر باد داد.
اگر هر اتفاق دیگری رخ میداد؛ اگر یکی از آن دو تیم برنده میشد؛ اگر تنها یک گل کمتر یا بیشتر به ثمر میرسید؛ اگر هزار «اگر» دیگر…
ایران برای نخستین بار تاریخساز میشد.
اما نشد.
و چه واژه تلخی است این «نشد».
شاید سالها بعد، وقتی آمارها مرور شود، تنها نوشته باشند: «ایران در مرحله گروهی حذف شد.»
اما آنهایی که این روزها را زندگی کردند، خوب میدانند که حقیقت، چیزی فراتر از یک جدول و چند عدد است.
این تیم، فقط با حریفانش نجنگید.

این تیم با شرایطی جنگید که کمتر تیمی در تاریخ جام جهانی تجربه کرده است.
لیگ داخلی ماهها تعطیل بود.
تیم ملی تقریباً هیچ بازی تدارکاتی نداشت.
تا آخرین لحظات، ابهام درباره حضور در مسابقات وجود داشت.
فرآیند ورود به آمریکا با دشواریها و محدودیتهای متعدد همراه شد.
بازیکنان و اعضای تیم مجبور بودند در مکزیک اقامت کنند و برای هر مسابقه، تنها ساعاتی پیش از بازی وارد آمریکا شوند؛ سفری فرسایشی و طاقتفرسا که هر تیمی را از نظر جسمی و روحی تحلیل میبرد.
برخی از اعضای کادر فنی، آنالیزورها و همراهان تیم نیز هرگز نتوانستند در کنار تیم باشند.
فشارهای سیاسی و روانی نیز لحظهای متوقف نشد.
تجمعهای اعتراضی، شعارها، پرچمهای برافراشتهشده علیه ایران و تلاش برای بر هم زدن آرامش تیم، بخشی از واقعیت این جام جهانی برای ملیپوشان ایران بود.
اما آنها ایستادند.
خم نشدند.
و جنگیدند.
⸻
در فوتبال، گاهی نتیجه همه حقیقت نیست.
نتیجه میگوید ایران صعود نکرد.
اما حقیقت میگوید ایران مقابل بلژیکِ مدعی، نهم جهان، ایستاد و حتی میتوانست پیروز شود.
حقیقت میگوید ایران در سه مسابقه، تنها یک بار شکست نخورد؛ بلکه شخصیت، جسارت و اعتمادبهنفس خود را به رخ کشید.
حقیقت میگوید تیمی که بسیاری پیشبینی میکردند یکی از ضعیفترین تیمهای جام باشد، به یکی از شگفتیهای مسابقات تبدیل شد.
و حقیقت میگوید بازیکنان ایران، با تمام وجود برای این پیراهن جنگیدند.
⸻
این روزها مردم ایران بیش از هر زمان دیگری به شادی نیاز داشتند.
شاید به همین دلیل است که حذف این تیم، بیشتر از همیشه تلخ است.
در روزهایی که جامعه زیر بار مشکلات فراوان، خستگیها و نگرانیهای متعدد قرار دارد، صعود تیم ملی میتوانست برای چند روز، لبخند را به خانهها برگرداند.
میتوانست خیابانها را پر از شادی کند.
میتوانست میلیونها نفر را برای ساعاتی از تلخیها دور کند.
اما فوتبال، این بار هم این هدیه را از مردم ایران دریغ کرد.
و شاید همین، دردناکترین بخش ماجرا باشد.
⸻
با این حال، نباید فراموش کرد که این تیم، چیزی بسیار ارزشمندتر از صعود به دست آورد؛ احترام.
احترام مردم.
احترام کارشناسان.
احترام فوتبال جهان.
احترامی که با جنگیدن به دست آمد.
این تیم به ما یادآوری کرد که حتی در دشوارترین شرایط نیز میتوان ایستاد، جنگید و سربلند ماند.
شاید جام جهانی برای ایران به پایان رسیده باشد؛ اما تصویر بازیکنانی که تا آخرین ثانیه دویدند، جنگیدند و هرگز تسلیم نشدند، برای همیشه در حافظه فوتبال ایران باقی خواهد ماند.
⸻
و حالا، در پایان این مسیر سخت، تنها میتوان ایستاد و برای مردانی که تمام توانشان را گذاشتند، دست زد.
برای بازیکنان.
برای کادر فنی.
برای مربیان.
برای آنالیزورها.
برای همه آنهایی که در سختترین شرایط ممکن، نام ایران را با شرافت در جام جهانی زنده نگه داشتند.
شاید این بار هم نشد.
شاید باز هم حسرت ماند.
اما شما، قهرمان دلهای یک ملت ماندید.
و این، چیزی نیست که هیچ جدول و هیچ نتیجهای بتواند آن را از شما بگیرد.





