جمهوریت ـ تحریریه سیاسی: قالیباف در حساب کاربری خود در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «در یکی از برنامههای خوب صداوسیما دیدم که گفتند کاش فرودگاه مهرآباد را میبستند تا تیم مذاکرهکننده به سوئیس نرود. به آن عزیزان میگویم اگر به سوئیس نمیرفتیم، هر لحظه خون بیشتری از مسلمانان و شیعیان لبنان ریخته میشد.»
این جملات، صرفاً یک انتقاد رسانهای نبود؛ بلکه واکنشی آشکار به جریانی است که در ماههای اخیر، مخالفت با هرگونه مذاکره را به یک راهبرد ثابت تبدیل کرده است؛ جریانی که منتقدانش معتقدند نه تنها برنامه جایگزین روشنی ارائه نمیکند، بلکه در عمل نیز همواره در مسیر مذاکرات مانعتراشی کرده است.

مذاکره؛ تصمیم یک دولت نیست
در ساختار جمهوری اسلامی ایران، مذاکرات هستهای و سیاست خارجی صرفاً تصمیم دولتها نیست. این مذاکرات در چارچوب سیاستهای کلان نظام و پس از بررسی در نهادهای عالی کشور، بهویژه شورای عالی امنیت ملی، دنبال میشود.
در مقاطع مختلف نیز مسئولان ارشد کشور تأکید کردهاند که انجام مذاکرات، پس از طی فرآیندهای قانونی و اخذ مجوزهای لازم صورت گرفته است.
بر همین اساس، بسیاری از ناظران معتقدند مخالفت با اصل مذاکره، آن هم در شرایطی که تصمیم آن در سطوح عالی اتخاذ شده، عملاً به ایجاد دوگانگی در فضای سیاسی کشور منجر میشود.
انتقادهای مکرر دولت از رسانه ملی
انتقاد به عملکرد صداوسیما، موضوع تازهای نیست. مسعود پزشکیان، رئیسجمهور، پیش از این نیز به صورت تلویحی و صریح نسبت به عملکرد یکسویه رسانه ملی انتقاد کرده بود.
برخی اعضای دولت چهاردهم بارها اعلام کردهاند که صداوسیما در پوشش اخبار دولت، سیاست خارجی و مسائل اقتصادی، رویکردی غیرمتوازن و بعضاً تخریبی در پیش گرفته است.
منتقدان معتقدند در حالی که رسانه ملی باید بازتابدهنده دیدگاههای مختلف در چارچوب منافع ملی باشد، در عمل بخش قابل توجهی از تریبونهای سیاسی آن در اختیار یک طیف فکری خاص قرار گرفته است.
از افشای اسناد تا تریبونهای یکطرفه
طی ماههای گذشته، برنامههای مختلف سیاسی صداوسیما بارها میزبان چهرههای منتقد مذاکرات بودهاند. منتقدان میگویند در بسیاری از این برنامهها، نه تنها فرصت برابر برای طرح دیدگاههای متفاوت فراهم نشده، بلکه بعضاً اطلاعات و اسناد مرتبط با روند مذاکرات نیز به صورت عمومی مطرح شده است.
یکی از جنجالیترین نمونهها، قرائت و انتشار بخشهایی از مکاتبات و اسناد مرتبط با مذاکرات در رسانه ملی بود؛ اقدامی که واکنشهای فراوانی در میان فعالان سیاسی و رسانهای برانگیخت.
همچنین منتقدان عملکرد رسانه ملی معتقدند در برنامههای گفتوگو محور و حتی گزارشهای مردمی، انتخاب مهمانان و سوژهها در مواردی به گونهای بوده که روایت خاصی از سیاست خارجی کشور برجسته شود.
چرا صدای قالیباف درآمد؟
اهمیت توییت رئیس مجلس در این است که انتقاد به نحوه مواجهه صداوسیما با موضوع مذاکرات، دیگر صرفاً به دولت محدود نیست.
قالیباف که خود از چهرههای شاخص جریان اصولگرا محسوب میشود، اکنون آشکارا نسبت به برخی روایتهای رسانه ملی درباره مذاکرات انتقاد میکند؛ موضوعی که نشان میدهد دامنه نارضایتی از عملکرد رسانه ملی، فراتر از مرزبندیهای معمول سیاسی است.
این نخستین بار نیست که برخی چهرههای سیاسی نسبت به تبدیل شدن صداوسیما به تریبون یک جریان خاص هشدار میدهند؛ هشداری که اگر جدی گرفته نشود، میتواند بیش از پیش بر سرمایه اجتماعی و مرجعیت رسانه ملی تأثیر بگذارد.
رسانه ملی و ضرورت بازگشت به مأموریت اصلی
امروز کشور بیش از هر زمان دیگری به انسجام، همبستگی و پرهیز از دوقطبیهای فرسایشی نیاز دارد.
صداوسیما به عنوان رسانهای عمومی و متعلق به همه مردم، وظیفه دارد ضمن نقد منصفانه، از تبدیل شدن به میدان تسویهحسابهای سیاسی پرهیز کند و در موضوعات کلان ملی، نقش تقویتکننده وفاق و وحدت را ایفا کند.
توییت محمدباقر قالیباف را شاید بتوان نشانهای دانست از اینکه مطالبه بازگشت رسانه ملی به جایگاه واقعی خود، دیگر صرفاً مطالبه دولت نیست؛ بلکه به مطالبه بخشی از ساختار سیاسی کشور نیز تبدیل شده است





