رحیم زارع در گفتوگو با جمهوریت: بانکها پاسخگوی خسارت مردم باشند؛ چرا کسی مسئولیت اختلالهای بانکی را نمیپذیرد
میراث فرهنگی، زبان رسای ایران در گفتوگوهای جهانی
گردهمایی ملی مدیران روستایی کشور با تمرکز بر اصلاح حکمرانی و توانمندسازی اقتصاد روستاها به کار خود پایان داد
وقتی نهادها میسوزند؛ انسانها در آتش زاگرس قربانی میشوند
آقای بیژن عبدالکریمی! چرا دیدگاههای شما را فقط جناح راست دوست دارد؟
پاسخ روزنامه جمهوری اسلامی به کسانی که می گویند چون امریکا قابل اعتماد نیست نباید مذاکره کرد
روزنامه اطلاعات: خونخواهی و انتقام از دشمن حق ماست اما این موضوع نباید به اختلاف در جامعه منجر شود/خون شهیدان پای یک جناح خاص ریخته نشده
حسین شریعتمداری: ایران نباید با ترامپ مذاکره کند؛ باید عده ای از نمایندگان کنگره جایگزین او شوند
اختلالهای پیدرپی در شبکه بانکی، زندگی روزمره مردم و فعالیت هزاران کسبوکار را با مشکل روبهرو کرده است؛ اما در حالی که بانکها و بانک مرکزی مسئولیت را به گردن یکدیگر میاندازند، رحیم زارع، عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس، در گفتوگو با جمهوریت خواستار تعیین مسئول این بحران و جبران خسارتهای وارد شده به مردم شد.
مرگ دوباره یک داوطلب اطفای حریق در زاگرس، بیش از آنکه نتیجه مستقیم شعلههای آتش باشد، بازتاب چرخهای است که در آن ضعف نهادهای مسئول، با فداکاری شهروندان جبران میشود؛ چرخهای تکراری که هر سال جان انسانهایی را میگیرد و همچنان بیپاسخ باقی میماند.
گاهی فوتبال بیرحمتر از هر چیز دیگری است. گاهی همهچیز را درست انجام میدهی، میجنگی، میدوی، میسازی، شایسته صعود میشوی، اما باز هم تقدیر، لبخندش را از تو دریغ میکند. تیم ملی ایران در جام جهانی، پس از هفتهها و ماهها تحمل فشار، بیمهری، محدودیت و حاشیه، آنقدر خوب بود که شایسته ایستادن در میان ۱۶ تیم برتر جهان باشد؛ اما فوتبال همیشه به شایستگی پاداش نمیدهد. این بار هم نشد. باز هم حسرت ماند. باز هم یک ملت، پشت قاب تلویزیون، با بغضی سنگین خوابید.
تغییر مدیرعامل در شرکت صنایع پتروشیمی خلیج فارس را نمیتوان صرفاً یک جابهجایی مدیریتی معمولی تلقی کرد. این هلدینگ نه تنها بزرگترین مجموعه پتروشیمی کشور، بلکه یکی از مهمترین بازیگران اقتصاد ایران و بازار سرمایه است؛ از همین رو، هر تغییری در رأس مدیریتی آن، پیامدهایی فراتر از یک انتصاب یا برکناری ساده دارد.
«روابط تهران و آژانس چگونه از همکاری گسترده به بیاعتمادی عمیق رسید و آیا بازگشت بازرسان میتواند این مسیر را تغییر دهد؟»
تحریمهای نفتی آمریکا علیه ایران طی بیش از یک دهه گذشته، مهمترین ابزار واشنگتن برای اعمال فشار اقتصادی بر تهران بوده است؛ سیاستی که دولتهای مختلف آمریکا، از باراک اوباما تا دونالد ترامپ و جو بایدن، با شدت و ضعف متفاوت دنبال کردهاند. هدف اعلامی این سیاست، کاهش درآمدهای نفتی ایران، محدود کردن توان اقتصادی کشور و وادار کردن تهران به تغییر رفتار در حوزههای منطقهای و هستهای بود.
تصمیم اخیر وزارت خزانهداری آمریکا برای صدور مجوز عمومی تولید، فروش، حمل و تخلیه نفت خام، فرآوردههای نفتی و محصولات پتروشیمی ایران تا ۳۰ مردادماه، بار دیگر موضوع صادرات انرژی و آینده اقتصاد ایران را به یکی از مهمترین مباحث روز تبدیل کرده است.
هرچه زمان میگذرد، نشانههای بیشتری آشکار میشود که نشان میدهد دولت چهاردهم، دستکم در حوزه انرژی، بیش از آنکه به دنبال اصلاح ساختار مصرف، افزایش بهرهوری، نوسازی ناوگان حملونقل، توسعه حملونقل عمومی یا مقابله با قاچاق سوخت باشد، تنها یک راهحل را روی میز گذاشته است: افزایش قیمت بنزین.
هفت سال از ممنوعیت واردات لوازم خانگی خارجی میگذرد؛ تصمیمی که با هدف حمایت از تولید داخل، افزایش اشتغال، ارتقای کیفیت و تبدیل ایران به قطب تولید لوازم خانگی منطقه اتخاذ شد. اما امروز اگر سری به بازار امینحضور تهران، مراکز فروش لوازم خانگی در شهرهای بزرگ یا حتی فروشگاههای اینترنتی بزنید، با بازاری مواجه میشوید که نه مصرفکننده از آن رضایت دارد و نه بسیاری از تولیدکنندگان.
جمهوریت – تصور کنید برای خرید روزانه وارد فروشگاه شدهاید، کالاها را انتخاب کردهاید اما هنگام پرداخت، کارت بانکی شما کار نمیکند. به سراغ خودپرداز میروید؛ آن هم از دسترس خارج شده است. اپلیکیشن بانکی را باز میکنید؛ انتقال وجه انجام نمیشود. چند ساعت بعد دوباره تلاش میکنید؛ باز هم ناموفق. این روزها چنین صحنهای […]
توییت اخیر محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، درباره مخالفت برخی جریانها با مذاکرات، بار دیگر بحث قدیمی درباره عملکرد صداوسیما در حوزه سیاست خارجی را به صدر اخبار بازگرداند؛ بحثی که طی ماههای گذشته بارها از سوی دولت، فعالان سیاسی و حتی برخی چهرههای اصولگرا نیز مطرح شده بود.
کسی باور نمیکرد. نه کارشناسان، نه رسانههای بینالمللی و نه حتی خوشبینترین هواداران فوتبال ایران. تیمی که ماهها لیگ داخلیاش به دلیل دو جنگ سنگین تعطیل شده بود، تیمی که حتی تا آخرین ساعات نمیدانست مجوز حضور در جام جهانی را خواهد گرفت یا نه، تیمی که حتی اجازه نداشت با آرامش وارد خاک آمریکا شود و تنها چند ساعت پیش از مسابقه مجوز ورود گرفت، مقابل یکی از قدرتمندترین تیمهای جهان ایستاد، نجنگید؛ بلکه فوتبال بازی کرد. فوتبالی شجاعانه، منظم، هجومی و غرورآفرین. ایران برابر بلژیکِ پرستاره صفر-صفر مساوی کرد، اما این نتیجه چیزی فراتر از یک مساوی بود؛ این، پیروزی اراده بر تمام محدودیتها بود.
«جرم بنده چیست؟ جز مطالبه اجرای اوامر امام جامعه. به چه حقی خط تلفن را مسدود میکنید؟ زناندازها را به اسم جذب حداکثری حفاظت و حمایت میکنید و بنده را از حقوق اولیه شهروندی محروم میکنید؟»
تفاهمنامه ۱۴ بندی اخیر را میتوان یکی از مهمترین نقاط عطف در روند مواجهه ایران و آمریکا طی سالهای گذشته دانست. مرور مفاد این تفاهم نشان میدهد واشنگتن پس از سالها سیاست فشار، تحریم و تهدید، ناگزیر شده است بخش مهمی از مطالبات خود را تعدیل کند و در مقابل، امتیازاتی را بپذیرد که تا چندی پیش در چارچوب سیاست رسمی آمریکا علیه جمهوری اسلامی قابل تصور نبود. نگاهی به بندهای این تفاهمنامه نشان میدهد موازنه قدرت در میز مذاکره نسبت به گذشته تغییر کرده و کفه ترازو بیش از هر زمان دیگری به سود ایران سنگینی میکند.
ثبت ملی اجتماعات گسترده مردمی ماههای اخیر، از نگاه معاون میراث فرهنگی، تنها ثبت یک رویداد نیست؛ بلکه پاسداشت یک خاطره جمعی و سرمایهای اجتماعی برای نسلهای آینده است. دکتر علی دارابی، معاون میراث فرهنگی و قائممقام وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، در یادداشتی با عنوان «ثبت ملی یک حماسه؛ پاسداشت وحدت ملی» این رخداد را جلوهای کمنظیر از انسجام اجتماعی و همدلی ملی دانسته و بر ضرورت صیانت از آن به عنوان میراثی متعلق به همه ایرانیان تأکید کرده است. متن کامل این یادداشت در ادامه آمده است