آقای اسدی، دیپلماسی جای خالی سکوت نیست
درگیری گوزنهای نر در فصل جفتگیری
نفت دیگران از هرمز میگذرد، نفت ایران کجاست؟
پرداخت 2.1 همت تسهیلات قرضالحسنه در بانک اقتصادنوین
نظام گردشگری ایران نیاز به رسانه دارد
نتانیاهو ماند و صندلیهای خالی؛ سازمان ملل چگونه به صحنه محاکمه سیاسی اسرائیل تبدیل شد؟
رشد 103 درصدی سود خالص واسطهگری بانک اقتصادنوین
آرش؛ اسطورهای که به صحنه بازگشته تا میان هنر، ستاره و بازار بایستد
به نظر می رسد دولت برای رفع مشکلات خود از هر وسیله ای برای توجیه اهدف خود بی مهابا استفاده می کند.افزایش اخیر عوارض آزادراه تهران ـ شمال از یک تصمیم مالی ساده فراتر رفته است؛ اگر این افزایش موجب انتقال بخشی از ترافیک به جاده چالوس شود، دولت باید پاسخ دهد که درآمد حاصل از عوارض در برابر هزینههای اقتصادی، اجتماعی و انسانی احتمالی آن چه نسبتی دارد؟
گندمکار محصولش را تحویل داده، اما پولش هنوز نرسیده است. این جمله در ظاهر یک خبر اقتصادی است؛ یک بدهی که دولت باید آن را پرداخت کند. اما اگر کمی از زاویه دیگری به ماجرا نگاه کنیم، موضوع فقط بدهی دولت به کشاورز نیست. مسئله به این برمیگردد که کشاورز با چه اطمینانی باید برای کشت سال آینده تصمیم بگیرد.
هر بار که یکی از بحرانهای کشور به نقطهای میرسد که دیگر نمیتوان آن را پنهان کرد، یک الگوی آشنا تکرار میشود؛ به جای آنکه مدیری پشت تریبون حاضر شود و درباره عملکرد، تصمیمها و اشتباهات مجموعه تحت مدیریت خود توضیح دهد، انگشت اتهام به سوی مردم گرفته میشود.
شهرداریها مطابق قانون، متولی توسعه و حفاظت از منافع عمومی شهر هستند، نه آنکه با تغییر کاربری تدریجی فضاهای عمومی، از داراییهای مشترک شهروندان بکاهند. آنچه این روزها در بوستان چیذر رخ میدهد، صرفاً اختلافی میان شهرداری و تعدادی از ساکنان یک محله نیست؛ بلکه آزمونی برای میزان پایبندی مدیریت شهری به اصول قانونی حفاظت از محیطزیست و حقوق شهروندی است.
طرح کالابرگ الکترونیکی با این وعده آغاز شد که بخشی از فشار معیشتی از دوش خانوارها برداشته شود، حال با گذشت چند ماه از اجرای این طرح، به نظر میرسد حلقهای که باید میان دولت، فروشگاه و مصرفکننده پیوند ایجاد میکرد، خود به نقطه اصطکاک تبدیل شده است.
مرگ دوباره یک داوطلب اطفای حریق در زاگرس، بیش از آنکه نتیجه مستقیم شعلههای آتش باشد، بازتاب چرخهای است که در آن ضعف نهادهای مسئول، با فداکاری شهروندان جبران میشود؛ چرخهای تکراری که هر سال جان انسانهایی را میگیرد و همچنان بیپاسخ باقی میماند.
ناترازی، یک بحران سیستمی است، نه مصرف خانگی. گزارشهای اقتصادی نشان میدهد خاموشیهای گسترده سالانه دهها میلیارد دلار به اقتصاد کشور خسارت وارد میکند. این خود نشاندهنده ابعاد عظیم مشکل ساختاری است.
دریای خزر، بزرگترین دریاچه جهان، امروز بیش از هر زمان دیگری درگیر یکی از پرسرعتترین دورههای افت تراز آبی است؛ کاهشی که پیامدهای آن از مرزهای زیستمحیطی فراتر رفته و به عرصهای اجتماعی، اقتصادی و حتی امنیتی بدل شده است. عقبنشینی آب، سواحل تازهای به وجود آورده اما غیبت سیاستگذاری روشن و نظارت مؤثر، این زمینهای نوپدید را بیدرنگ در معرض اشغال، خرید و فروش، تفکیک، دیوارکشی و ساختوسازهای غیرقانونی قرار داده است. آنچه باید «حریم طبیعی دریا» بماند، حالا در حال تبدیل شدن به «حیاط خلوت سوداگران» است.
بعد از انتشار قسمت اول این نوشتار، دوستان متعددی تماس گرفته واژه های متعددی را برای معرفی اعلام کردند. یکی از آنها واژه ها ،کلمه ظریف و بجای «پاچه خواری» بود که از منظر نویسنده جا مانده بود.
در یک بیمارستان شهر تبریز افرادی از کادر درمان با خارج کردن دارو های اهدایی «شیمی درمانی» به خارج از بیمارستان و فروش آنها در بازار آزاد به دنبال کسب در آمد غیر مشروع و غیر انسانی خود بودند. در داخل بیمارستان نیز، به جای دارو های سرقت کرده، آب مقطر به بیماران سرطانی تزریق می کردند....فارغ از آنکه ده ها نفر، به امید رهایی از درد جانکاه سرطان و امید به رهایی از کمند این بیماری مهلک، دار و ندار خود را به حراج می گذارند تا شاید جان خود را از درد و مرگ نجات دهند....
زیر پایمان اقیانوسی از نفت وجود دراد و بزرگترین منابع گازی جهان را در اختیار داریم و همچنان با تداوم سیاست های غلط اقتصادی و صنعتی که ریشه در مسائل ساختاری دیگر هم دارد، می خواهیم صورت مسئله را با گران کردن بنزین حل و فصل نماییم.
روز گذشته تیم مستقر در روزنامه همشهری عکس صفحه اول خود را به یک کار ترکیبی گرافیکی اختصاص داده بود که در آن منتقدین زاکانی به دروغگویی با نماد دماغ پی نوکیو تشبیه کرده بود. همشهری نشینان چنان از کارزار به راه افتاده یکصد هزار نفری علیه زاکانی عصبانی بودند، که هفت بار کلمه دروغ را در صفحه یک همشهری نشانده بودند.
همه این اتفاقات جای خود، تخریب کشتزارها و خسارات بی حد و مرز هم جای خود! اما یک اتفاق دیگر در حال رخ دادن است که با هیچ سرمایه و خدمات عمرانی و تامین فرضی خسارات از طریق بیمه، نمی تواند جبران دردی را که مردم محروم سیستان و بلوچستان تحمل میکنند ، کم کند.
گم شدن دریاچه ارومیه در پوستر «متولین احترام به آب ملی»، هیچ توجیهی ندارد، با این وجود، من اگر بجای متولیان انتشار این پوستر بودم در اسرع وقت یک توجیه «خوب و خفن!» برای این موضوع پیدا می کردم، و معتقدم (بر خلاف سایر منتقدین این پوستر) تعویض آن کار را خراب تر خواهد کرد!