افشای رسوایی بزرگ دولت نتانیاهو درباره نتایج واقعی حمله نظامی به ایران
وال استریت ژورنال: تشییع رهبر شهید انقلاب نمادی از ایستادگی جمهوری اسلامی در برابر غرب
مدودف: مسکو برای حل مسالمتآمیز مساله هستهای ایران پیشنهاد دارد
دستگیری ۶ نفر مرتبط با شبکههای معاند در پردیس؛ رصد اطلاعاتی منجر به شناسایی متهمان شد
افزایش ۴۰ درصدی ورود خودروها به تهران
تشریح اتهامات «رضا پهلوی» از سوی دادستان تهران
راهنمای حضور ایمن در مراسم طولانی؛ از کمآبی تا گرمازدگی/ قبل از خروج از خانه چه کار کنیم؟/ هشدار پزشکان: گرمازدگی را با خستگی اشتباه نگیرید
سید هادی خامنه ای: اصراری برای ملاقات با اعضای درجه یک خانواده برادر شهیدم ندارم/ قبل از انقلاب من و برادرم، ممنوعااخروج بودیم؛ بعد روسیه برویم؟!
سخنان عراقچی یک مانور دیپلماتیک چندلایه است. در داخل نقش مشروعیتبخش و امیدآفرین دارد و در خارج هدف ایجاد شکاف میان اروپا و آمریکا و خرید زمان است.
ایران و اسرائیل در این دریای متلاطم همواره در لبه انفجار حرکت میکنند. جنگ مستقیم در کوتاهمدت بعید است، اما درگیریهای نیابتی و زیرآستانه ادامه خواهد داشت. تنها رخداد شوکزا یا پنجره فرصت کوتاه میتواند این تعادل شکننده را بر هم زند.
ایران امروز با پدیدهای روبهروست که رابطه میان مردم و حکومت را در سطح اعتماد عمومی به چالش کشیده است. بازسازی اعتماد و مشارکت شهروندان بهعنوان عاملی کلیدی برای تداوم کارآمدی و پایداری حکمرانی اهمیت ویژهای یافته است. برای درک ابعاد این موضوع، نظریه یورگن هابرماس، فیلسوف و جامعهشناس آلمانی، چارچوب تحلیلی مفیدی ارائه میدهد .
خاورمیانه را نمیتوان تنها با نقشههای جغرافیایی فهمید این منطقه بیش از هر چیز به صفحهای از شطرنج شباهت دارد مهرهها ایران اسرائیل ترکیه و عربستان درگیر نبردی بیپایان و گاه خشونتآمیز در برابر هم صفآرایی میکنند اما بازی هرگز به کیشومات ختم نمیشود چرا همانگونه که ضربالمثل میگوید مهرههای سیاه و سفید دشمنان خونیاند اما دستهایی که آنها را حرکت میدهند دوستان صمیمی هستند
در شرایطی که بحرانهای اقتصادی و فشارهای اجتماعی اعتماد عمومی را فرسوده کرده، جامعه به لحظههای مشترک نیاز دارد. یک کنسرت رایگان در قلب پایتخت میتواند فرصتی برای بازسازی احساس تعلق جمعی باشد؛ همان چیزی که هابرماس آن را کنش ارتباطی مینامد.
ایران در بزنگاه تاریخی تازهای ایستاده است؛ جهانی که روزبهروز چندقطبیتر میشود و فشارهای اقتصادی همچنان بر دوش مردم سنگینی میکند. دیگر نه انزوای یکجانبه و نه وابستگی دوجانبه پاسخگوی نیازهای کشور است؛ تنها یک سیاست خارجی هوشمند و چندجانبه میتواند هم جایگاه ایران را در جهان ارتقا دهد و هم رفاه مردم را تضمین کند
حضور همزمان ولادیمیر پوتین، کیم جونگاون و مسعود پزشکیان در رژه ملی چین، فقط یک صحنه نمادین از نمایش قدرت نظامی نیست. این قاب مشترک را میتوان از سه زاویه مهم در روابط بینالملل خواند: رئالیسم، سازهانگاری و لیبرالیسم؛ سه روایتی که هرکدام معنایی متفاوت از قدرت، هویت و همکاری را به تصویر میکشند.
سیاست خارجی متوازن و امنیت ملی ایران یک مسیر عملی، علمی و ملیگرا برای مقابله با چالشهای امروز است. این رویکرد میتواند هم استقلال و هویت ایران را حفظ کند، هم فرصتهای اقتصادی و توسعه داخلی را افزایش دهد و هم فشارهای منطقهای و بینالمللی را کاهش دهد.
پایداری یک کشور تنها به قدرت نظامی یا منابع اقتصادی بستگی ندارد. تجربه کشورهای مختلف نشان میدهد که مشروعیت اجتماعی، اقتصاد کارآمد، انسجام نخبگان و توان کنترل اجتماعی ستونهای اصلی بقای هر نظام هستند. جمهوری اسلامی ایران هم از این قاعده مستثنی نیست. بررسی جامعهشناسی سیاسی نشان میدهد که تقویت همزمان این چهار محور میتواند مسیر ثبات و نجات کشور را تضمین کند.
مکانیسم ماشه، سازوکاری کلیدی در برجام، میتواند تحریمهای شورای امنیت علیه ایران را بهطور خودکار بازگرداند. کارشناسان اما معتقدند با اقدامات اعتمادساز هستهای، دیپلماسی فعال و کاهش تنشهای منطقهای، این ابزار حقوقی-سیاسی میتواند به فرصتی برای مذاکره و مدیریت تنشها تبدیل شود.
اعتراضات خیابانی در ایران، دیگر صرفاً رویدادهای مقطعی و احساسی نیستند؛ بلکه به نمادی از انباشت مطالبات بر زمینمانده و ضعف سازوکارهای رسمی تبدیل شدهاند. خیابان در غیاب نهادهای کارآمد مشارکتی، جایگزین گفتوگوی اجتماعی شده و نشان میدهد که «مسأله»، «راهحل» و «فضای سیاسی» به نقطهای رسیدهاند که میتواند سرنوشت سیاستگذاری را تغییر دهد. پرسش اصلی اینجاست: آیا سیاستگذاران این اعتراضات را تهدیدی امنیتی میدانند یا فرصتی برای بازسازی اعتماد و اصلاحات ضروری؟
سفر رئیسجمهور به بلاروس پیام روشنی دارد: ایران در دوران تحریم به جای مانورهای پر سر و صدا، به دنبال همکاریهای کمریسک و اقتصادی با شرکای خارج از مدار غرب است؛ حتی اگر آن شریک، کشوری با جایگاه بینالمللی محدود باشد.
زلنسکی در دیدار تازه با ترامپ نه با تیشرت زیتونی همیشگی آمد و نه با کتوشلوار کلاسیک؛ او پوششی «نیمهرسمی» برگزید تا نشان دهد از نقش «رهبر جنگی» به «رهبر دیپلماتیک در شرایط جنگ» تغییر موضع داده است