رحیم زارع در گفتوگو با جمهوریت: بانکها پاسخگوی خسارت مردم باشند؛ چرا کسی مسئولیت اختلالهای بانکی را نمیپذیرد
میراث فرهنگی، زبان رسای ایران در گفتوگوهای جهانی
گردهمایی ملی مدیران روستایی کشور با تمرکز بر اصلاح حکمرانی و توانمندسازی اقتصاد روستاها به کار خود پایان داد
وقتی نهادها میسوزند؛ انسانها در آتش زاگرس قربانی میشوند
آقای بیژن عبدالکریمی! چرا دیدگاههای شما را فقط جناح راست دوست دارد؟
پاسخ روزنامه جمهوری اسلامی به کسانی که می گویند چون امریکا قابل اعتماد نیست نباید مذاکره کرد
روزنامه اطلاعات: خونخواهی و انتقام از دشمن حق ماست اما این موضوع نباید به اختلاف در جامعه منجر شود/خون شهیدان پای یک جناح خاص ریخته نشده
حسین شریعتمداری: ایران نباید با ترامپ مذاکره کند؛ باید عده ای از نمایندگان کنگره جایگزین او شوند
یک پلتفرم صوتی با عمر محدود، در پنج سال بیش از ۲۰۰ چهره جدید به فضای عمومی ایران معرفی کرده؛ اما رسانهای با بودجه عظیم و انحصار رسمی، همچنان در تولید چهرههای اثرگذار ناکام مانده است
شبکه خبر این روزها بیش از آنکه روایت بسازد، تصویر انباشته میکند. صفحهای پر از قابهای ریز، زیرنویسهایی که به سختی خوانده میشوند و کلیپهایی که بیوقفه روی آنتن میروند؛ تصویری که قرار است «پوشش گسترده» را القا کند، اما در عمل تمرکز مخاطب را میگیرد
جمهوریت – جمهوریت – بیشتر بخوانید: تخریب میراث فرهنگی به مثابه جنایت جنگی واکنش پاکستان به حمله آمریکا و اسرائیل به سفارتش در تهران ۶ شهید در حمله آمریکا و اسرائیل به پردیسان قم حمله آمریکا و اسرائیل به کارخانه تولید کیک زرد اردکان و آب سنگین اراک واکنش سپاه به حملات آمریکا و اسرائیل به کارخانجات […]
آنچه امروز شاهد آن هستیم، فراتر از یک مخاصمه نظامی معمولی، تعرض به بنیانهای اخلاقی و حقوقی جامعه جهانی است.
سردار موسوی خطاب به دشمنان:این مرتبه معادله دیگر چشم در مقابل چشم نخواهد بود؛ منتظر باشید!
در میانه التهابهای سیاسی و نظامی اخیر، صدایی از لسآنجلس برخاست که کمتر کسی انتظارش را داشت. قیصر، خواننده ایرانی مقیم آمریکا، نهتنها سکوت نکرد بلکه با لحنی صریح از «ایرانی بودن» گفت؛ از تغییری که بهزعم او در نگاه اطرافیانش ایجاد شده و از افتخاری که با هر بار گفتنِ «من ایرانیام» در دلش زنده میشود.
در حالی که منطقه وارد تنشهای فزاینده شده، روایت رسمی برخی رسانههای غربی—بهویژه بازتابهای نزدیک به دونالد ترامپ تلاش دارد میدان درگیری را به چند گزاره ساده تقلیل دهد: «تهدید در خلیج فارس» یا «ریسک اختلال در انرژی». اما آنچه در لایههای عمیقتر تحولات دیده میشود، نشانههایی از یک بازی پیچیدهتر قدرت است؛ جایی که «شلیک نکردن» خود به ابزار بازدارندگی تبدیل میشود.
در حالی که ترامپ بار دیگر از احتمال هدف قرار دادن زیرساختهای برق ایران سخن گفته، تهران بهصراحت هشدار داده است که هرگونه حمله به شبکه انرژی کشور، با پاسخ متقابل علیه زیرساختهای برق منطقه و تمامی کشورهایی مواجه خواهد شد که آمریکا از خاک آنها برای اقدام نظامی استفاده میکند. این در حالی است که برخلاف برخی همسایگان که برقشان عمدتاً بر دوش یک یا چند نیروگاه بزرگ متمرکز است، شبکه برق ایران بر پایه دهها نیروگاه کوچک و متوسطِ پراکنده و ساختار حلقهایِ بههمپیوسته طراحی شده؛ معماریای که آسیبپذیری را کاهش میدهد و «زدن یک نیروگاه» را الزاماً به معنای خاموشی سراسری نمیکند. مقایسه فنی نشان میدهد در سناریوی جنگ زیرساختی، آنهایی که تولید برق متمرکزتری دارند، در معرض ریسک بالاتری قرار میگیرند.
با اعلام ضربالاجل ۴۸ ساعته از سوی ترامپ برای حمله به زیرساختهای انرژی و برق ایران در صورت باز نشدن تنگه هرمز، بحران وارد مرحلهای بیسابقه شده است؛ مرحلهای که دیگر صرفاً تقابل نظامی نیست، بلکه مصداق عینی «بازی جوجه» در نظریه بازیهاست—جایی که هر طرف میکوشد با تعهدسازی حداکثری، طرف مقابل را وادار به عقبنشینی کند، اما اگر هیچکدام فرمان را نچرخانند، برخورد میتواند کل منطقه را در خاموشی و بیثباتی فرو ببرد.
منابع خبری از اصابت دقیق موشکهای شلیک شده از سوی ایران به اهداف راهبردی در جنوب فلسطین اشغ خبردادند و و اعلام کردند که تا کنون ۴۷ نفر زخمی شدند.
تحولات اخیر در تنگه هرمز، نهتنها صحنه میدانی جنگ را دگرگون کرده، بلکه اقتصاد جهانی را نیز وارد مرحلهای تازه از بیثباتی کرده است. پاسخهای نظامی ایران به حملات آمریکا و اسرائیل، تهدید مسیرهای صادرات انرژی و افزایش ریسک کشتیرانی، بهسرعت بازارهای مالی را متأثر کرد؛ تا جایی که شاخصهای سهام در آمریکا و اروپا یکی از منفیترین روزهای خود را ثبت کردند. در این میان، تنگه هرمز از یک «گذرگاه انرژی» به یک اهرم راهبردی چندبعدی تبدیل شده است؛ اهرمی که هم بر قیمت نفت اثر میگذارد، هم بر بازار کود و مواد غذایی، و هم بر معادلات سیاسی داخل آمریکا.
جزیرهای کوچک در شمال خلیج فارس، بار دیگر به کانون بزرگترین تنش ژئوپلیتیک منطقه تبدیل شده است؛ خارک، همان نقطهای که شریان اصلی صادرات نفت ایران از آن عبور میکند. حمله اخیر آمریکا و اسرائیل به این جزیره، فقط یک اقدام نظامی نبود؛ پیامی بود که مستقیماً بازار انرژی، امنیت دریایی و معادلات جنگ را هدف گرفت
افزایش ناگهانی قیمت نفت در پی جنگ ایران، آمریکا و اسرائیل، بازار جهانی انرژی را به لرزه انداخته است. نرخ معامله نفت عمان به ۱۳۵ دلار در هر بشکه رسیده؛ رقمی که نهتنها بالاتر از میانگین سالهای اخیر است، بلکه نشانهای از ورود بازار به مرحلهای بحرانی محسوب میشود. در چنین فضایی، آمریکا با صدور مجوزی ۳۰ روزه به کشورها اجازه داده نفت و فرآوردههای نفتی روسیه را که در دریا سرگردان است خریداری کنند. اقدامی که از نگاه واشنگتن برای «ایجاد ثبات» انجام شده، اما از منظر تحلیلگران، بیش از آنکه راهحل باشد، مُسکّنی کوتاهمدت است