تاریخ : جمعه, ۱۲ تیر , ۱۴۰۵ Friday, 3 July , 2026
0
«طرح صلح ۲۰ بندی ترامپ | راهی به‌سوی آتش‌بس یا تله‌ای برای مقاومت؟»

«ضرب‌الاجل ترامپ برای غزه: صلح شکننده یا بحران منطقه‌ای؟»

  • کد خبر : 266079
  • ۱۲ مهر ۱۴۰۴ - ۱۵:۴۹
«ضرب‌الاجل ترامپ برای غزه: صلح شکننده یا بحران منطقه‌ای؟»
«ضرب‌الاجل جدید دونالد ترامپ برای پذیرش طرح صلح در غزه، معادله‌ای پیچیده میان امید به آرامش و بیم از فروپاشی بیشتر منطقه ترسیم کرده است. این طرح که از خلع‌سلاح حماس تا واگذاری اداره غزه به یک نهاد بین‌المللی را شامل می‌شود، نه‌تنها آینده فلسطین، بلکه معماری امنیتی خاورمیانه را نیز در برابر پرسشی سرنوشت‌ساز قرار داده است: صلحی موقت یا بحرانی پایدار؟»

جمهوریت –تحریریه بین الملل – سیده مرضیه سادات رسول:
سیاست خارجی همواره در بزنگاه‌هایی تعریف می‌شود که انتخاب میان بد و بدتر اجتناب‌ناپذیر می‌نماید. ضرب‌الاجل اخیر دونالد ترامپ به حماس برای پذیرش طرح صلح ۲۰ بندی، نمونه‌ای آشکار از چنین بزنگاهی است. طرحی که در ظاهر صلح را وعده می‌دهد، اما در باطن بیش از هر چیز به سود اسرائیل و واشنگتن تعبیر می‌شود.
از منظر نظریه‌های حل‌وفصل منازعه، یک توافق پایدار زمانی حاصل می‌شود که نیازهای بنیادین طرفین به رسمیت شناخته شود. اما طرح ترامپ با تمرکز بر خلع‌سلاح کامل حماس و واگذاری غزه به حکمرانی بین‌المللی، عملاً نیاز حیاتی فلسطینیان به خودمختاری سیاسی را نادیده گرفته است. این تناقض، طرح را به یک صلح منفی بدل می‌سازد، نه یک صلح مثبت.
مصر و قطر در کنار ترکیه، حماس را تحت فشار گذاشته‌اند تا طرح را بپذیرد، چرا که هرگونه شکست در این روند می‌تواند موج جدیدی از بحران‌های انسانی و امنیتی در مرزهای آنان ایجاد کند. ترکیه بازیگری دوگانه دارد؛ میانجی فعال اما منتقد حذف کامل مقاومت. ایران و محور مقاومت این پیشنهاد را به مثابه انحلال مقاومت رد کرده‌اند و وعده داده‌اند در کنار حماس بایستند. اتحادیه اروپا با وجود استقبال اولیه، نگران است که این توافق نه به صلحی پایدار، بلکه به یک آپارتاید تثبیت‌شده منجر شود. عربستان سعودی نیز در سکوتی حساب‌شده، عملاً با طرح همراهی می‌کند، چرا که منافع خود را در عادی‌سازی روابط با اسرائیل می‌بیند. این الگوی واگرایی نشان می‌دهد طرح ترامپ نه تنها درباره غزه، بلکه درباره معماری امنیت منطقه‌ای خاورمیانه نیز تعیین‌کننده خواهد بود.
سه سناریوی محتمل وجود دارد. پذیرش کامل طرح پایان جنگ اما مرگ سیاسی حماس و بحران مشروعیت درون فلسطینیان را به همراه دارد. رد کامل طرح تشدید جنگ و احتمال گسترش منطقه‌ای و افزایش نقش ایران و محور مقاومت را موجب می‌شود. پذیرش مشروط یا بازی زمان کاهش موقت تنش را به دنبال دارد، اما تداوم بی‌اعتمادی و بازتولید بحران در آینده را تضمین می‌کند. از منظر تحلیل سناریویی هیچ یک از این مسیرها به صلح پایدار منتهی نمی‌شوند مگر آنکه چشم‌انداز یک راه‌حل دو دولتی واقعی در دستور کار قرار گیرد.
مسئله محوری، نه صرفاً آتش‌بس یا تبادل گروگان‌ها، بلکه پرسش از مشروعیت نمایندگی فلسطین است. حذف حماس بدون بدیل سیاسی معتبر، به خلأ قدرتی منجر می‌شود که می‌تواند از گروه‌های رادیکال‌تر پر شود. در عین حال، دولت خودگردان فلسطین فاقد سرمایه اجتماعی لازم برای پرکردن این خلأ است. این بحران مشروعیت، خطرناک‌تر از هر بمبارانی، آینده فلسطین را تهدید می‌کند.
ضرب‌الاجل ترامپ را می‌توان یک لحظه سازنده در تاریخ منازعه اسرائیل–فلسطین دانست؛ لحظه‌ای که امکان‌های جدید و تهدیدهای تازه را هم‌زمان فعال می‌کند. اما از منظر علمی و تحلیلی، این طرح چیزی بیش از یک مدیریت بحران کوتاه‌مدت نیست. در بهترین حالت، سکوت اسلحه‌ها را به همراه خواهد داشت، اما در بدترین حالت، آغازی است بر بحرانی گسترده‌تر و منطقه‌ای‌تر. خاورمیانه بار دیگر، میان انتخاب‌های دشوار سرگردان است: صلحی شکننده، جنگی ویرانگر، یا تأخیری کوتاه برای بحرانی که دیر یا زود بازخواهد گشت.

 

بیشتر بخوانید:

لینک کوتاه : https://jomhouriat.ir/?p=266079

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0