تاریخ : پنجشنبه, ۱۱ تیر , ۱۴۰۵ Thursday, 2 July , 2026
1
روایت آتلانتیک از یک سناریوی ناکام

«طرح الف» ترامپ برای ایران چه بود؟ رؤیای سقوط روحانیون و دولتی که هرگز نیامد

  • کد خبر : 269000
  • ۰۱ فروردین ۱۴۰۵ - ۴:۴۱
«طرح الف» ترامپ برای ایران چه بود؟ رؤیای سقوط روحانیون و دولتی که هرگز نیامد
وقتی مجله معتبر آمریکایی آتلانتیک از «طرح الف» دونالد ترامپ برای ایران پرده برداشت، یک پرسش اساسی شکل گرفت: آیا واشنگتن واقعاً تصور می‌کرد با یک ضربه سخت، ساختار سیاسی ایران فرو می‌پاشد و قدرت به دولتی مورد نظر آمریکا منتقل می‌شود؟ روایت منتشرشده، تصویری از یک محاسبه بزرگ – و شاید یک خطای بزرگ‌تر – ارائه می‌دهد؛ طرحی که بر اساس آن قرار بود «ضربه»، «فرار» و سپس «واگذاری قدرت» رخ دهد. اما اگر این سناریو محقق نمی‌شد، چه می‌شد؟ پاسخ آتلانتیک تکان‌دهنده است: ظاهراً طرح ب وجود نداشت.

جمهوریت – تحریریه بین الملل : در سیاست خارجی آمریکا، طراحی سناریوهای چندلایه یک اصل پذیرفته‌شده است. اما آنچه آتلانتیک از محاسبات حلقه نزدیک به ترامپ روایت می‌کند، نشان می‌دهد تصمیم‌سازی درباره ایران بیش از آنکه مبتنی بر برنامه‌ریزی چندمرحله‌ای باشد، بر یک فرض خوش‌بینانه استوار بوده است: فروپاشی سریع ساختار قدرت در تهران.

این گزارش، صرفاً روایت یک طرح نیست؛ بلکه بازخوانی ذهنیتی است که گمان می‌کرد «فشار حداکثری» می‌تواند به «تغییر حداکثری» منجر شود.

طرح الف دقیقاً چه بود؟

براساس روایت آتلانتیک، «طرح الف» ترامپ بر سه ستون استوار بود:

  1. وارد کردن ضربه‌ای سخت و تعیین‌کننده به ایران
  2. ایجاد شوک سیاسی و فرار چهره‌های اصلی حاکمیت
  3. انتقال قدرت به دولتی که مورد تأیید و حمایت واشنگتن باشد

در این چارچوب، ضربه نظامی یا امنیتی قرار بود نقش «کاتالیزور فروپاشی» را ایفا کند؛ رخدادی که دومینووار، ساختار سیاسی ایران را دچار شکاف داخلی و بی‌ثباتی گسترده کند.

اما این تحلیل یک پیش‌فرض کلیدی داشت: جامعه و ساختار قدرت ایران در برابر ضربه خارجی تاب‌آوری ندارد.

خطای محاسباتی یا خوش‌بینی سیاسی؟

تحلیل‌گران سال‌هاست درباره «اثر معکوس فشار خارجی» هشدار می‌دهند. تجربه‌های تاریخی نشان داده‌اند که تهدید بیرونی اغلب به انسجام درونی منجر می‌شود، نه فروپاشی.

در مورد ایران نیز، ساختار سیاسی ترکیبی از نهادهای ایدئولوژیک، امنیتی و انتخابی است که در چهار دهه گذشته بارها با بحران‌های داخلی و خارجی مواجه شده و بقای خود را حفظ کرده است. فرض فرار گسترده روحانیون یا فروپاشی ناگهانی قدرت، بیش از آنکه مبتنی بر شواهد میدانی باشد، به نوعی امید سیاسی شباهت دارد.

آتلانتیک در واقع از ذهنیتی پرده برمی‌دارد که گمان می‌کرد «ضربه قاطع» به‌تنهایی می‌تواند معادله قدرت را بازنویسی کند.

چرا «طرح ب» وجود نداشت؟

شاید مهم‌ترین بخش روایت آتلانتیک همین نکته باشد: اگر طرح الف شکست می‌خورد، گزینه جایگزین مشخصی وجود نداشت.

در عرف راهبردی، هر اقدام پرریسک باید با سناریوهای جایگزین همراه باشد؛ از مدیریت پیامدهای پیش‌بینی‌نشده تا کنترل واکنش‌های منطقه‌ای. نبود «طرح ب» به این معناست که تصمیم‌گیری بر پایه یک فرض قطعی انجام شده بود: موفقیت سریع.

اما سیاست بین‌الملل، میدان قطعیت‌ها نیست. به‌ویژه در خاورمیانه، هر اقدام نظامی می‌تواند به زنجیره‌ای از واکنش‌های پیش‌بینی‌ناپذیر منجر شود.

سناریوی تغییر حکومت؛ واقعیت یا خیال‌پردازی؟

ایده «تغییر حکومت» در سیاست خارجی آمریکا سابقه‌ای طولانی دارد. از عراق گرفته تا لیبی، این استراتژی نتایج پیچیده و بعضاً فاجعه‌باری به همراه داشته است.

در مورد ایران، مسئله به مراتب پیچیده‌تر است:

  • ساختار قدرت چندلایه
  • شبکه‌های اجتماعی و مذهبی ریشه‌دار
  • تجربه تاریخی انقلاب و جنگ
  • حساسیت افکار عمومی نسبت به مداخله خارجی

تصور اینکه یک ضربه نظامی بتواند به‌سرعت این ساختار را از هم بپاشد، از نگاه بسیاری از تحلیل‌گران، ساده‌سازی مفرط واقعیت است.

واکنش منطقه‌ای؛ حلقه مفقوده طرح

یکی از ضعف‌های احتمالی چنین سناریویی، نادیده گرفتن واکنش‌های منطقه‌ای است. ایران طی سال‌ها شبکه‌ای از روابط و نفوذ منطقه‌ای ایجاد کرده است. هر اقدام سخت علیه تهران می‌تواند با پاسخ‌های غیرمستقیم در جغرافیای وسیع‌تری مواجه شود.

در چنین شرایطی، نبود طرح ب نه‌تنها یک خلأ راهبردی، بلکه یک خطر امنیتی محسوب می‌شود.

پیامدهای داخلی در آمریکا

این روایت همچنین از شکاف درون سیاست آمریکا حکایت دارد. بخشی از بدنه امنیتی و دیپلماتیک ایالات متحده همواره نسبت به اقدامات تک‌مرحله‌ای هشدار داده‌اند.

نبود برنامه جایگزین، در صورت شکست، می‌توانست هزینه‌های سیاسی سنگینی برای دولت آمریکا ایجاد کند؛ چه در عرصه داخلی و چه در سطح بین‌المللی.

فشار حداکثری؛ از اقتصاد تا امنیت

راهبرد فشار حداکثری ترامپ پیش‌تر در قالب تحریم‌های اقتصادی اعمال شده بود. اما تبدیل آن به یک ضربه سخت امنیتی یا نظامی، سطح بازی را تغییر می‌دهد.

فشار اقتصادی، تدریجی و قابل تنظیم است؛ اما اقدام نظامی، بازگشت‌پذیر نیست. همین تفاوت، اهمیت وجود سناریوی جایگزین را دوچندان می‌کند.

چرا ایران فرو نپاشید؟

پرسش کلیدی اینجاست: چرا سناریوی پیش‌بینی‌شده تحقق نیافت؟

پاسخ را می‌توان در چند عامل جست‌وجو کرد:

  • انسجام  ساختار قدرت در برابر تهدید خارجی
  • تجربه تاریخی مقاومت در بحران‌های پیشین
  • پیچیدگی جامعه ایران و عدم تطابق آن با الگوهای ساده‌سازی‌شده

به بیان دیگر، فرض «شوک = فروپاشی» الزاماً در همه جوامع صدق نمی‌کند.

نهایتا اینکه؛

  • روایت آتلانتیک نشان می‌دهد تصمیم‌سازی درباره ایران بر پایه یک سناریوی تک‌مرحله‌ای بنا شده بود.
  • «طرح الف» بر فروپاشی سریع حساب می‌کرد، اما پیچیدگی ساختار قدرت ایران نادیده گرفته شد.
  • نبود «طرح ب» نشانه ریسک بالای تصمیم‌گیری بود.
  • تجربه‌های منطقه‌ای نشان می‌دهد تغییر حکومت از بیرون، فرآیندی پیش‌بینی‌ناپذیر و پرهزینه است.
  • این روایت بیش از آنکه صرفاً یک افشاگری باشد، هشداری درباره خطرات ساده‌سازی در سیاست بین‌الملل است.

گزارش آتلانتیک، بیش از آنکه صرفاً یک روایت سیاسی باشد، بازتاب نوعی نگاه به ایران است؛ نگاهی که تصور می‌کرد ضربه سخت می‌تواند به تغییر ساختاری منجر شود.

اما واقعیت‌های میدانی نشان دادند که سیاست خارجی، به‌ویژه در قبال کشوری با پیچیدگی‌های تاریخی و اجتماعی ایران، نیازمند سناریوهای چندلایه و محاسبات دقیق‌تر است.

شاید مهم‌ترین پیام این روایت همین باشد: قدرت ساختار سیاسی ایران و حمایت مردمی نادیده گرفته شده و در سیاست جهانی، نبود «طرح ب» گاهی مهم‌تر از شکست «طرح الف» است.

بیشتر بخوانید:

لینک کوتاه : https://jomhouriat.ir/?p=269000

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0