جمهوریت – تحریریه بین الملل : ناو «USS Abraham Lincoln» و روایت یک عقبنشینی

سخنگوی قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا اعلام کرد ناو هواپیمابر «آبراهام لینکلن» که با هدف مدیریت تنگه هرمز به فاصله حدود ۳۴۰ کیلومتری مرزهای آبی ایران در دریای عمان نزدیک شده بود، هدف پهپادهای نیروی دریایی سپاه قرار گرفت و به همراه ناوشکنهای اسکورتکننده خود منطقه را ترک کرد؛ آن هم با فاصلهگیری بیش از هزار کیلومتر.
این ادعا اگرچه از سوی منابع آمریکایی تأیید نشده، اما همزمانی آن با پیامهای متناقض واشنگتن درباره اسکورت نفتکشها در تنگه هرمز، فضای ابهام را تشدید کرده است. پیشتر، دونالد ترامپ در شبکه اجتماعی «Truth Social» از اسکورت نفتکشها سخن گفته بود، اما نیروی دریایی آمریکا در اطلاعیهای به صنایع کشتیرانی اعلام کرد نیروی کمکی ویژهای برای این مأموریت در نظر گرفته نشده است.
تناقض پیامها، در میانه بحران، خود به یک متغیر امنیتی بدل میشود.
نبرد پهپادها؛ «شاهد» در برابر «هرمس» و «امکیو۹»

ارتش اعلام کرده است که از صبح امروز ۷ فروند پهپاد مهاجم از انواع «هرمس» و «MQ-9» توسط شبکه یکپارچه پدافند هوایی منهدم شدهاند. همزمان، روابط عمومی سپاه از هدف قرار گرفتن یک جنگنده «F-15E Strike Eagle» در جنوب غرب کشور خبر داده است.
اما آنچه این روزها بیش از هر چیز در تحلیلهای بینالمللی تکرار میشود، نام «شاهد» است. شبکه «CNN» به نقل از یک منبع آگاه گزارش داده کمبود مهمات رهگیر آمریکا در برابر پهپادهای ایرانی به چالشی جدی برای واشنگتن تبدیل شده است. در همین حال، «CBS News» از کاهش ذخایر موشکهای رهگیر در کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس خبر داده است.
حتی ولودیمیر زلنسکی، رئیسجمهور اوکراین، اعلام کرده کییف درخواستی از آمریکا برای کمک به مقابله با پهپادهای شاهد در خاورمیانه دریافت کرده است. این یعنی «شاهد» حالا نه یک ابزار تاکتیکی، که یک معادله ژئوپلیتیک است.
هزینههای جنگ؛ ۵ میلیارد دلار در چهار روز؟
اندیشکده «Center for American Progress» در گزارشی اعلام کرده جنگ غیرضروری دولت ترامپ علیه ایران، تنها تا روز چهارم بیش از ۵ میلیارد دلار هزینه مستقیم برای مالیاتدهندگان آمریکایی داشته است.
اگر این عدد را در کنار گزارشها از نابودی بخشی از تجهیزات و مصرف گسترده موشکهای رهگیر قرار دهیم، تصویر روشنتر میشود: جنگهای مدرن، بیش از آنکه با خاکریز و سنگر تعریف شوند، با زنجیره تأمین و انبارهای مهمات سنجیده میشوند.
علی لاریجانی نیز در واکنشی تند نوشته است: «ترامپ حساب و کتاب کند که آیا با بیش از ۵۰۰ کشته نیروهای آمریکایی، باز هم اول آمریکاست یا اول اسرائیل؟»

بازارها در شوک؛ از سئول تا والاستریت
جنگ، پیش از آنکه به مرزها محدود بماند، به شاخصها سرایت کرده است.
- خبرگزاری «Reuters» گزارش داد شاخص بورس کره جنوبی با بیش از ۱۲ درصد کاهش، بزرگترین افت روزانه خود را ثبت کرده است.
- «Financial Times» از سقوط بازارهای آسیا همزمان با افزایش قیمت نفت خبر داده است.
- شاخص سهام دبی (DFM) نزدیک به ۴.۸۵ درصد افت کرده و حدود ۱۲ میلیارد دلار از ارزش بازار کاسته شده است.
- بازار سهام ایالات متحده نیز بنا بر برآوردها تاکنون حدود یک تریلیون دلار از دست داده است.
افزایش قیمت انرژی، نگرانی از اختلال در صادرات نفت از تنگه هرمز و بیم گسترش دامنه درگیری، سه محرک اصلی این سقوطها عنوان شدهاند.

فرار از دبی؛ خروج ۲۵۰ هزار دلاری
گزارش «Financial Times» تصویری متفاوت از پیامدهای بحران ارائه میدهد: خانوادههای خارجی ساکن دبی در حال ترک این شهر هستند و هزینه خروج یک خانواده چهار نفره تا ۲۵۰ هزار دلار افزایش یافته است. اجاره جتهای خصوصی و حتی تاکسیهای بینشهری به هزاران دلار رسیده است.
این ارقام تنها یک عدد نیستند؛ شاخصیاند از اضطراب منطقهای. سرمایه، پیش از آنکه در میدان جنگ هدف قرار گیرد، از ریسک میگریزد.
تهدید زمینی و پاسخ اطلاعاتی
در فضای ملتهب این روزها، برخی مقامات آمریکایی از احتمال ورود زمینی سخن گفتهاند. همزمان، وزارت اطلاعات ایران از خنثیسازی تلاش گروهکهای تجزیهطلب برای ورود از مرزهای غربی و انجام حملات شهری خبر داده است؛ عملیاتی که به گفته این وزارتخانه با همکاری سپاه انجام شده و به انهدام بخش قابل توجهی از امکانات این گروهها انجامیده است.
جنگهای مدرن، تنها در خط مقدم رخ نمیدهند؛ پشت جبهه اطلاعاتی و امنیت داخلی، بخش جداییناپذیر معادله است.

تنگه هرمز؛ گلوگاه جهان
تنگه هرمز روزانه محل عبور حدود یکپنجم تجارت نفت جهان است. هرگونه اختلال در این مسیر، مستقیماً قیمت انرژی و به تبع آن تورم جهانی را تحت تأثیر قرار میدهد. همین حالا نیز بازارها خود را برای «شوک انرژی» آماده میکنند.
ادعای اصابت به نفتکش آمریکایی در شمال خلیج فارس و انتشار خبر آتشسوزی آن، اگر تأیید شود، میتواند معادلات بیمه و کشتیرانی را دگرگون کند. شرکتهای بیمه دریایی معمولاً در چنین شرایطی نرخهای خود را چند برابر میکنند؛ موضوعی که هزینه نهایی کالاها را در سراسر جهان افزایش میدهد.
جنگ روایتها
در کنار نبرد میدانی، جنگ روایتها نیز در جریان است. هر طرف میکوشد تصویر برتری را مخابره کند؛ از اعلام انهدام جنگنده و پهپاد تا روایت عقبنشینی ناو هواپیمابر.
اما آنچه فراتر از روایتها دیده میشود، نشانههای فرسایشی شدن درگیری است:
- کاهش ذخایر رهگیر در منطقه
- فشار مالی بر دولتها
- شوک به بازارهای جهانی
- و افزایش هزینههای انسانی و لجستیکی
جنگی که قرار بود محدود باشد، اکنون به یک بحران چندلایه تبدیل شده است.
معادلهای که پیچیدهتر شد
تحولات چند روز اخیر نشان میدهد درگیری ایران و آمریکا تنها یک تقابل نظامی نیست؛ بلکه آزمونی برای ظرفیتهای اقتصادی، لجستیکی و روانی طرفین است. از دریای عمان تا بورس سئول، از آسمان جنوب غرب ایران تا فرودگاههای دبی، همهجا نشانههایی از تأثیر این بحران دیده میشود.
پرسش اصلی این است: آیا این مسیر به سمت مهار و دیپلماسی خواهد رفت، یا منطقه وارد چرخهای از تشدید و فرسایش میشود که هزینههای آن فراتر از محاسبات اولیه خواهد بود؟
آنچه مسلم است، خلیج فارس این روزها تنها یک آبراه نیست؛ آینهای است که توازن قوا، ظرفیتها و خطاهای محاسباتی قدرتهای بزرگ را بازتاب میدهد.
و ماجرا، چنانکه برخی چهرههای سیاسی گفتهاند، همچنان ادامه دارد.
بیشتر بخوانید:





