جمهوریت – تحریریه سیاسی:
ژنو؛ جایی که زمان به نفع مذاکره کار کرد
دور سوم مذاکرات ایران و آمریکا در ژنو، از همان ساعات ابتدایی با دو روایت متضاد آغاز شد: یک روایت بدبینانه که بیشتر از سوی رسانههای نزدیک به جمهوریخواهان آمریکا و محافل صهیونیستی تقویت میشد و روایت دوم که بر «پیشرفت تدریجی» و ورود به فاز فنی تأکید داشت.
پیشزمینه این دور از گفتوگوها، ضربالاجل حدوداً دهروزهای بود که دونالد ترامپ پیشتر مطرح کرده و گفته بود بیش از این برای رسیدن به نتیجه صبر نخواهد کرد. اکنون با پایان این بازه زمانی، نهتنها مذاکرات متوقف نشد، بلکه وارد مرحلهای تازه شد؛ مرحلهای که بهگفته عراقچی «طولانیترین، مهمترین و بهترین» دور گفتوگوها بوده است.
این تغییر لحن، خود بهتنهایی یک پیام سیاسی مهم داشت: ضربالاجلها لزوماً به معنای بستن درهای دیپلماسی نیستند.
از صبح پرالتهاب تا عصر غافلگیرکننده
صبح روز مذاکره، گزارشهایی از رسانههایی چون Fox News منتشر شد که فضای مذاکرات را تیره ترسیم میکردند. همزمان، ادعای کاهش پرسنل ناوگان پنجم آمریکا در بحرین و حرکت کشتیهای آمریکایی به آبهای آزاد، از سوی خبرگزاریها بازتاب یافت؛ اخباری که بیش از آنکه به پیشرفت دیپلماتیک اشاره کنند، رنگوبوی آمادگی نظامی داشتند.
در میانه همین فضاسازیها، مذاکرات در دو نوبت صبح و عصر برگزار شد. پایان نسبتاً زودهنگام نشست عصر، بهسرعت از سوی برخی تحلیلگران بهعنوان نشانه «بینتیجه بودن» تفسیر شد. حتی برخی خبرنگاران گفتند اگر قرار بود توافقی شکل بگیرد، گفتوگوها باید طولانیتر میشد.
اما آنچه بعدتر اعلام شد، روایت دیگری ساخت: طرفین تصمیم گرفتهاند جزئیات را به سطح کارشناسی منتقل کنند و هفته آینده نشست فنی در وین برگزار شود. همین اعلام رسمی، بسیاری از گمانهزنیهای منفی را تعدیل کرد.

گفتوگوی مستقیم؛ خط قرمزی که شکسته شد؟
یکی از مهمترین خبرهای این دور، اعلام گفتوگوی مستقیم میان عراقچی و ویتکاف بود؛ خبری که شبکه CNN به نقل از منابع آگاه منتشر کرد.
اگرچه تماسهای غیرمستقیم پیشتر نیز وجود داشت، اما گفتوگوی مستقیم در سطح مذاکرهکنندگان ارشد، حامل این پیام بود که دو طرف برای عبور از سوءتفاهمها به کانال ارتباطی بیواسطه نیاز دارند.
در ادبیات دیپلماسی، «مذاکره مستقیم» معمولاً زمانی رخ میدهد که طرفین احساس کنند هزینه ادامه تنش از هزینه مصالحه بیشتر است. همین نکته، اهمیت این تحول را دوچندان میکند.
پیشنهاد ایران؛ کاهش ذخایر، نه توقف کامل
یک مقام ارشد ایرانی در گفتوگو با الجزیره اعلام کرد که پیشنهاد تهران شامل کاهش ذخایر اورانیوم به سطوح غنیسازی پایین، تحت نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی است؛ پیشنهادی که به گفته او «همه چیزهای لازم برای رسیدن به توافق فوری» را در بر دارد.
در مقابل، رسانههایی چون The Wall Street Journal مدعی شدند که واشنگتن خواستار برچیدن سایتهای نطنز، فردو و اصفهان و تحویل کامل اورانیوم غنیشده است.
تفاوت این دو روایت، نشان میدهد شکاف اصلی همچنان بر سر «سطح و دامنه محدودیتها» است؛ ایران از کاهش و نظارت میگوید و برخی منابع آمریکایی از توقف و برچیدن.
خط قرمز تهران؛ انتقال مواد به خارج منتفی است
خبرنگار صداوسیما در ژنو تأکید کرد که انتقال مواد غنیسازیشده ایران به خارج از کشور «کاملاً مردود» است و حق استفاده از انرژی صلحآمیز هستهای و ظرفیت تولید سوخت حفظ خواهد شد.
این موضع، در واقع بازتعریف همان خط قرمزی است که جمهوری اسلامی سالها بر آن تأکید داشته است: غنیسازی در خاک ایران باید تداوم داشته باشد، حتی اگر سطح و حجم آن تغییر کند.
نقش عمان؛ میانجی آرام اما مؤثر
بدر البوسعیدی، وزیر خارجه عمان، در پیامی از «پیشرفت قابل توجه» سخن گفت و اعلام کرد مذاکرات پس از مشورت در پایتختها از سر گرفته میشود و نشست فنی هفته آینده در وین برگزار خواهد شد.
تجربه سالهای گذشته نشان داده که عمان در بزنگاههای حساس، کانال ارتباطی قابل اعتمادی برای تهران و واشنگتن بوده است. توییت مثبت وزیر خارجه عمان، نهتنها فضای رسانهای را تغییر داد، بلکه بر بازار انرژی نیز اثر گذاشت.
نفت؛ شاخصی برای سنجش امید
همزمان با انتشار خبرهای اولیه و تهدیدهای نظامی، قیمت نفت افزایش یافت؛ اما پس از اعلام «مثبت بودن» مذاکرات از سوی مقامات آمریکایی به نقل از Axios و پیام وزیر خارجه عمان، بازار واکنش معکوس نشان داد و قیمتها تعدیل شد.
بازار انرژی معمولاً بهسرعت به نشانههای جنگ یا توافق واکنش نشان میدهد. کاهش نسبی قیمت نفت پس از پیامهای مثبت، نشانهای از کاهش ریسک فوری در نگاه معاملهگران بود.
واشنگتن؛ میان فشار و واقعگرایی
در میانه مذاکرات، خبر برگزاری نشست محرمانه دونالد ترامپ با دستگاههای اطلاعاتی آمریکا درباره ایران منتشر شد. این خبر، همزمان با ادعاهایی مبنی بر اینکه آمریکا حاضر به لغو کامل تحریمها نیست، تصویر پیچیدهای از فضای تصمیمگیری در واشنگتن ارائه میدهد.
برخی تحلیلگران معتقدند ترامپ میان دو فشار قرار دارد: از یکسو پایگاه سیاسی جمهوریخواه که خواهان سختگیری بیشتر است و از سوی دیگر ضرورت پرهیز از جنگی تازه در خاورمیانه.
در همین چارچوب، اظهارات جان مرشایمر استاد علوم سیاسی دانشگاه شیکاگو، قابل توجه بود. او گفت توافقی شبیه برجام در دسترس است و ترامپ صرفاً بر «نداشتن سلاح هستهای» از سوی ایران تأکید کرده است.
اسرائیل و سایه جنگ
مرشایمر در تحلیل خود به نقش اسرائیل نیز اشاره کرد و گفت تلآویو ایران را تهدیدی وجودی میداند و خواهان تضعیف یا حتی تجزیه آن است.
در چنین فضایی، هر پیشرفت دیپلماتیک میتواند با کارشکنی جریانهایی مواجه شود که از تشدید تنش سود میبرند. مقام ایرانی در گفتوگو با الجزیره نیز هشدار داد که فرصت موفقیت بالاست «مگر اینکه طرفهایی که به سمت جنگ سوق میدهند، آن را مختل کنند.»
آیا «عدم تجاوز» روی میز است؟
شبکه المیادین از طرح ایده توافق «عدم تجاوز» خبر داد. اگر چنین ایدهای جدی باشد، میتواند مکمل یک توافق هستهای محدود باشد؛ توافقی که علاوه بر کنترل برنامه هستهای، چارچوبی برای کاهش تنش نظامی نیز فراهم کند.
این ایده البته نیازمند تضمینهای متقابل و سازوکارهای راستیآزمایی پیچیده خواهد بود.
ژنو در آستانه چه چیزی است؟
دور سوم مذاکرات ایران و آمریکا را میتوان نقطه گذار از «فضای سیاسی و رسانهای» به «جزئیات فنی» دانست. گفتوگوی مستقیم، ورود به سطح کارشناسی، تعدیل بازار نفت و لحن مثبت میانجی عمان، همگی نشانههایی از حرکت به جلو هستند.
با این حال، شکافها همچنان باقی است:
- دامنه غنیسازی
- سرنوشت ذخایر اورانیوم
- سطح و نحوه رفع تحریمها
- تضمینهای امنیتی متقابل
اگر قرار باشد توافقی شکل بگیرد، به احتمال زیاد نه بازگشت کامل به برجام خواهد بود و نه تسلیم کامل یکی از طرفین؛ بلکه توافقی «میانه» با محدودیتهای قابل راستیآزمایی و رفع مرحلهای تحریمها.
ژنو هنوز پایان راه نیست، اما شاید آغاز فصل تازهای باشد؛ فصلی که در آن، بهجای شمارش معکوس برای جنگ، شمارش بندهای توافق در دستور کار قرار گیرد.
با «جمهوریت» همراه باشید:
کانال بله: http://ble.ir/jomhouriat
کانال واتساپ: https://chat.whatsapp.com/G54ocvGZ59lEB1WT6kjwDr
کانال تلگرام: https://t.me/jomhouriat
سایت: www.jomhouriat.ir
بیشتر بخوانید:





