تاریخ : جمعه, ۱۲ تیر , ۱۴۰۵ Friday, 3 July , 2026
2

سکوتی که گران‌تر از دلار تمام می‌شود | چرا جهش نرخ ارز متوقف نمی‌شود و مسئولان چرا تماشا می‌کنند؟

  • کد خبر : 267710
  • ۲۹ آذر ۱۴۰۴ - ۱۰:۰۳
سکوتی که گران‌تر از دلار تمام می‌شود | چرا جهش نرخ ارز متوقف نمی‌شود و مسئولان چرا تماشا می‌کنند؟
در حالی که نرخ ارز روزبه‌روز رکوردهای تازه‌ای ثبت می‌کند و معیشت مردم بیش از پیش زیر فشار قرار گرفته، آنچه نگرانی‌ها را دوچندان کرده نه صرفاً افزایش قیمت دلار، بلکه سکوت معنادار و بی‌عملی مسئولان اقتصادی در برابر این بحران است؛ سکوتی که خود به عاملی برای تشدید نوسانات، گسترش بی‌اعتمادی و تعمیق بحران اقتصادی بدل شده است.

جمهوریت – تحریریه اقتصادی- نیلوفر توتونچی:
مقدمه: ارز؛ دماسنج اقتصاد بیمار

نرخ ارز در هر اقتصادی، صرفاً یک عدد نیست؛ بلکه دماسنجی است که وضعیت کلی اقتصاد، سطح اعتماد عمومی، ثبات سیاست‌گذاری و آینده معیشت مردم را نشان می‌دهد. در ایران، این دماسنج سال‌هاست که عددهای هشداردهنده‌ای را نمایش می‌دهد، اما گویی گوش شنوایی برای شنیدن زنگ خطر وجود ندارد.

افزایش مداوم نرخ ارز، کاهش ارزش پول ملی و ناتوانی دولت در مهار نوسانات، به مسئله‌ای تکراری اما حل‌نشده تبدیل شده است. با این تفاوت که این‌بار، سکوت مسئولان بیش از خود افزایش قیمت دلار، جامعه را نگران کرده است.

سکوت مسئولان؛ خطرناک‌تر از جهش ارز

آنچه این روزها بیش از جهش نرخ ارز مردم را نگران کرده، سکوت مسئولان اجرایی در برابر تحولات بازار است. نه توضیح روشنی ارائه می‌شود، نه برنامه‌ای شفاف اعلام می‌گردد و نه حتی تلاشی برای مدیریت افکار عمومی دیده می‌شود.

این سکوت، عملاً میدان را به:
• شایعات اقتصادی
• تحلیل‌های هیجانی
• کانال‌های غیررسمی
• و جنگ روانی رسانه‌های معاند

سپرده است؛ فضایی که در آن به‌تدریج این پیام القا می‌شود که اقتصاد ایران راه نجاتی ندارد جز تسلیم. نتیجه چنین وضعیتی، فقط کاهش قدرت خرید نیست؛ بلکه فرسایش اعتماد عمومی و تضعیف اعتبار ملی است.

علت‌های اصلی نوسان نرخ ارز در ایران

۱. بی‌ثباتی سیاست‌های اقتصادی

تغییر مداوم سیاست‌های ارزی، تصمیمات خلق‌الساعه و نبود یک نقشه راه بلندمدت، بازار ارز را به‌شدت آسیب‌پذیر کرده است. فعالان اقتصادی نمی‌دانند فردا چه تصمیمی گرفته می‌شود و همین نااطمینانی، تقاضای سفته‌بازانه را افزایش می‌دهد.

۲. کسری بودجه مزمن و چاپ پول

کسری بودجه دولت که اغلب از طریق استقراض غیرمستقیم از بانک مرکزی و افزایش پایه پولی جبران می‌شود، یکی از موتورهای اصلی افزایش نرخ ارز است. وقتی حجم نقدینگی افسارگسیخته رشد می‌کند، ارزش پول ملی ناگزیر کاهش می‌یابد.

۳. تحریم‌ها و محدودیت‌های ارزی

تحریم‌های بانکی و نفتی، دسترسی ایران به منابع ارزی را محدود کرده و هزینه نقل‌وانتقال پول را افزایش داده است. اما مسئله اینجاست که حتی در همین شرایط هم مدیریت کارآمد می‌توانست شدت بحران را کاهش دهد؛ امری که محقق نشده است.

۴. چندنرخی بودن ارز و رانت ساختاری

وجود نرخ‌های مختلف ارز، زمینه‌ساز رانت، فساد و خروج سرمایه شده است. تجربه سال‌های گذشته نشان داده هر جا ارز چندنرخی بوده، نه تولید تقویت شده و نه ثبات ایجاد گردیده؛ فقط رانت توزیع شده است.

۵. ضعف ارتباط دولت با جامعه

نبود گفت‌وگوی صریح با مردم، خود به عاملی اقتصادی تبدیل شده است. وقتی دولت توضیح نمی‌دهد، بازار با بدترین سناریوها خود را تطبیق می‌دهد و همین امر به افزایش نرخ ارز دامن می‌زند.

پیامدهای جهش ارز بر زندگی مردم

کاهش شدید قدرت خرید

افزایش نرخ ارز، مستقیماً قیمت کالاهای اساسی، دارو، مسکن و خدمات را بالا می‌برد. حقوق و دستمزدها اما با این شتاب افزایش نمی‌یابند و نتیجه، فقیرتر شدن طبقه متوسط است.

افزایش نااطمینانی و اضطراب اجتماعی

بی‌ثباتی اقتصادی، به اضطراب جمعی تبدیل شده است. مردم نمی‌دانند فردا چه خواهد شد و این نااطمینانی، سرمایه اجتماعی را فرسوده می‌کند.

فرار سرمایه و کاهش تولید

سرمایه‌گذار داخلی وقتی آینده را مبهم می‌بیند، یا سرمایه را از کشور خارج می‌کند یا به فعالیت‌های غیرمولد می‌برد؛ نتیجه آن رکود تولید و بیکاری بیشتر است.

چرا مسئولان واکنش مؤثر نشان نمی‌دهند؟

پرسش اصلی اینجاست: چرا با وجود تجربه‌های مکرر، همچنان واکنش‌ها کند، مبهم و ناکارآمد است؟

برخی تحلیلگران معتقدند:
• بخشی از دولت، افزایش نرخ ارز را راهی برای جبران کسری بودجه می‌داند
• هزینه‌های اصلاحات واقعی اقتصادی بسیار بالاست
• برخی منافع گروهی در بی‌ثباتی ارزی تأمین می‌شود

گفتن این واقعیت‌ها شاید به مذاق دولت خوش نیاید، اما نگفتن آن‌ها دقیقاً همان چیزی است که جنگ روانی دشمن می‌خواهد.
آیا راهکاری وجود دارد؟ بله، اما سخت

شکستن این فضا با انکار مشکلات یا وعده‌های کلی ممکن نیست، اما با یک پیام روشن ممکن است: راهکار وجود دارد.

۱. شفافیت و گفت‌وگوی صادقانه با مردم

اولین گام، شکستن سکوت است. دولت باید صادقانه وضعیت را توضیح دهد، حتی اگر خبرها خوشایند نباشد.

۲. اصلاح ساختار بودجه و مهار نقدینگی

بدون کنترل کسری بودجه و توقف رشد افسارگسیخته نقدینگی، هیچ سیاست ارزی پایداری شکل نخواهد گرفت.

۳. حذف تدریجی ارز چندنرخی

تجربه نشان داده ارز چندنرخی فقط رانت تولید می‌کند. حرکت به سمت یک نرخ شفاف و قابل پیش‌بینی، ضروری است.

۴. تقویت دیپلماسی اقتصادی

کاهش تنش‌های خارجی و افزایش دسترسی به منابع ارزی، بخشی جدایی‌ناپذیر از حل بحران ارز است.

۵. استقلال واقعی بانک مرکزی

تا زمانی که بانک مرکزی ابزار تأمین مالی دولت باشد، نمی‌توان انتظار ثبات ارزی داشت.

جمع‌بندی: مسئولیت‌گریزی ممنوع

افزایش نرخ ارز یک پدیده اقتصادی است، اما سکوت در برابر آن یک خطای سیاسی و اجتماعی است. جامعه امروز بیش از هر چیز، به صداقت، شفافیت و برنامه نیاز دارد. بی‌توجهی به نگرانی مردم، فقط شکاف دولت–ملت را عمیق‌تر می‌کند.

اگر مسئولان همچنان تماشاچی بمانند، هزینه این بی‌عملی را نه بازار ارز، بلکه مردم با زندگی و معیشت خود پرداخت خواهند کرد.

لینک کوتاه : https://jomhouriat.ir/?p=267710

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0