تاریخ : دوشنبه, ۱ مرداد , ۱۴۰۳ Monday, 22 July , 2024
2

انتخابات هشتم تیرماه سیاست حقیقت در برابر سیاست پساحقیقت

  • کد خبر : 240405
  • 05 تیر 1403 - 18:03
انتخابات هشتم تیرماه سیاست حقیقت در برابر سیاست پساحقیقت
انتخابات پیش رو پنجره امیدی است برای همه کسانی که هنوز راست و دروغ را از هم تشخیص می دهند و راستی را بر صدر می نشانند و روان و اراده خود را از عواطف و احساسات منفی می پالایند تا بتوانند چراغ کنش عقالنی را با شعله ای از عواطف و احساسات مثبت انسانی روشن کنند، خیر عمومی و بلندمدت را از امیال خصوصی و منافع کوتاه مدت خود برتر می نشــانند و راه جامعه و سیاست را برای فرزندان و آیندگان هموار و خوش فرجام می خواهند و می سازند

جمهوریت –محمدمهدی مجاهدی عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم انسانی نوشت:

۱-سیاســت نمایشــی (politics performative ) چندی اســت الگوی غالب بســیاری از نظام ها و رفتارهای سیاسی شده است. این یکی از عوارض زیســتن در عصر پســاحقیقت (era truth-post ) اســت. در این الگو، صحنه سیاست مانند صحنه نمایش آراســته می شود و سیاســتگران به شیوه شــعبده بازان، صوت و صورت و پوشش و گویش خود را می آرایند. در این شیوه سیاسی، کنش ها و سخنان سیاســتگران درست مانند عناصر صحنه شــعبده همگی برای بازنمایی چیزی که نیست، طراحی شده است، تا چیزی که هست از چشم ها پنهان بماند. سیاست نمایشی در عصر پساحقیقت را می توان سیاســت پســاحقیقت (truth-post politics) نامید.

۲-غیر از پیچیدگی و پیشرفت فنون وانمایی های ادراکی و دســت کاری های شــناختی در جوامع شــبکه ای و فضاهای مجازی، ریشه اصلی رواج سیاست پساحقیقت جای دیگری است. ما همگی بــی آنکه بدانیم یا بی آنکــه بخواهیم، در کمند گرانش عصر پساحقیقت گرفتار شده ایم. در چنین زمانه ای، دروغ صرفا رایج یا محمود نیست، بلکه یکسره بی اهمیت است. کوشش برای تشخیص راســت و دروغ مشــغله ای زائد و ملال آور است که فقط بیکارانی را که بی جهت دلشان خوش است، به خود مشــغول می کند. چنین کوششی نه تنها سرگرم کننده و جالب (fun) نیست، بلکه حتــی چندش آور اســت و چه بســا بیمارکننده. اهمیتی ندارد چه کسی دارد راستش را می گوید و چه کســی دارد لاف می زنــد. دروغگویی مایه شرمساری دروغگویان و راستگویی مایه سرفرازی راستگویان نیست. راستگویی و دروغگویی اصلا ویژگی مهمی برای شناســایی شــخصیت افراد نیست.

پرهیز از دروغ و التزام به حقیقت، هیچ یک، فضیلت یا وظیفه یا ســودمند یــا خوش عاقبت نیست. غوطه وری در دروغ هم نه رذیلت است، نه عصیان، نه مایه زیان، نه ســبب خسران. دقیقا در چنین زمانه ای است که می شود سال ها صبح و شــب به دوربین زل زد و دروغ گفت و به جای منحنی های دقیق علمی، عکس مار کشید و مردم را بــه نهاد علم بدگمان کرد و کشــور را به خاک سیاه نشاند، ولی باز هم نزد توده، محبوب القلوب مانــد و نزد نخبگان، قریب النظر بود، مثل ترامپ. همه اش به این علت اســت که در چنبره جاذبه عصر پســاحقیقت گرفتار شده ایم و در این میدان گرانش، نیروهای دیگری مهم اند، ولی راســت و دروغ دیگر آن اهمیت ســابق را ندارند. در نمای درشــت تاریخی، تو گویی سوفسطاییان از اعماق تاریخ، زامبی وار، برآمده اند و در قالب سیاستگران عصــر پســاحقیقت تناســخ یافته انــد و دارند شوکران حقیقت کشــی را به وارثان عقل گرایی و میانه روی و خیرخواهی و آینده نگــری و دوراندیشــی سقراطی می چشانند.

۳- سیاست پساحقیقت بیماری مســری زمانه است. نگاهی به اخبار انتخابات در چهار گوشــه جهان نشــان می دهد سیاست پساحقیقت چگونــه دارد دولتی جهانی بر پا می کند. سیاســت پســاحقیقت به جــای عقول و عواطف مثبــت، عواطف و احساســات منفی مردم را برمی انگیزد. برتری طلبی، خودشیفتگی، غرور، عظمت جویی، حرص، طمع، خشم، حسد، تکاثر و تفاخر همگی دستمایه های اصلی سیاست پساحقیقت اند. بازیگران سیاست پساحقیقت این هنر را دارند که بار سنگین مسئولیت اخلاقی و مدنی را از روی دوش خود و مردم بردارند و عذاب وجدان بابت شکســت ها و ناکامی ها را از ذهن و روان مردم بزدایند، همه کاستی ها و کوتاهی های خود را به گردن دشمنان بیندازند، هندوانه های درشــت زیر بغل مردم بگذارند، وعده بهشت بی کوشش را به آنها بفروشند و رأی آنها را بخرند، خیال توده ها را صبح با شیپور جنگ به سوی قله هایی پرافتخار پوشــیده از آسیاب های بادی گسیل کنند و شب با سرود پیروزی به بستر آرامش بفرستند.

۴-سیاست پساحقیقت سیاه چاله ای است که می تواند با گرانش عظیم خود ما را به اعماق خود فرو ببلعد. اگر خیرخواهانه و مسئولیت شناسانه و حقیقت جویانه به خود بیاییم، گم شدن در اعماق این سیاهی بی پایان سرنوشت محتوم ما ایرانیان نیست. اراده سیاسی و کنشگری مدنی و عاملیت انسانی نیرویی رهایی بخش دارد، اگر با ساز سیاست حقیقت (truth of politics) هم نوا شود. داستان آن کودکی که به صرافت طبع معصوم خود، علی رغم بازیگری همگانی، فریاد می زند که پادشاه عریان است، تمثیلی است که به لب لباب سیاست حقیقت را آشکار می کند. در این داســتان، لباس پادشاه نماد باورهای دروغ ولی مسلط و شکوهمند و تزیین یافته و پشت گرم به قدرت است. سیاست حقیقت شیوه ای است که حقیقت را نه فقط در گــوش قدرت می گوید بلکه آن را رودررو با مردم در میان می گذارد، خیر جامعه و حکومت را از خوشی مردم و حاکمان گرامی تر می شمارد، از عواطف و احساسات مثبت مردم شــمعی بر می گیرد تا چراغ کنــش عقالنی معطوف به خیر عمومی را روشــن کنــد و با خرد جمعی و با جان و با آبروی خــود، این چراغ را در مصاف تندباد پساحقیقت پاسداری می کند. راستش را می گوید حتی اگر راست و دروغ از هم قابل تشخیص نباشند.

دروغ نمی گوید، حتی اگر دروغ را فقط به طعم شیرین و دلخــواه و هم‌نوایی‌اش با منافع قدرت بشناســند و نــه به خیانتش به واقعیت انســان و نه به نیروی ویرانگرش که چیزی از خیــر عمومی و اعتماد اجتماعی و بافتار جامعه باقی نمی گذارد. و راستش را می گوید حتی اگر راست را فقط به وزوز خرمگــس وار و مزاحم و تلخی بی تاب کننده اش بشناســند، نه به وفاداری اش به واقعیت انسان و نیروی سازنده اش برای کشف و حذف خطا و تأمین خیر عمومی و بازسازی اعتماد اجتماعی و ترمیم بافتار از هم گسیخته جامعه و حکومت.

۵-انتخابات پیش رو پنجره امیدی است برای همه کسانی که هنوز راست و دروغ را از هم تشخیص می دهند و راستی را بر صدر می نشانند و روان و اراده خود را از عواطف و احساسات منفی می پالایند تا بتوانند چراغ کنش عقالنی را با شعله ای از عواطف و احساسات مثبت انسانی روشن کنند، خیر عمومی و بلندمدت را از امیال خصوصی و منافع کوتاه مدت خود برتر می نشــانند و راه جامعه و سیاست را برای فرزندان و آیندگان هموار و خوش فرجام می خواهند و می سازند.

۶-تفاوت مســعود پزشــکیان با دیگر نامزدها به اندازه تفاوت سیاست حقیقت با سیاست پساحقیقت است. گویی یک سو، پزشکی متعهد به قسم طبابت ایستاده و پیمان بسته و نشان داده است که راستش را می گوید و به قدر دانش و تجربه خود در چارچوب وجدان اخلاقی سخن می گوید و وعده گزاف نمی دهد و لاف نمی زند و گویی دیگر ســو، مدعیان طب گیاهی نشسته اند که تنها اصل راهنمای آن ها به زبان فرهنگ کوچه همان ضرب المثل قدیمی است که…

 

بیشتر بخوانید:

لینک کوتاه : https://jomhouriat.ir/?p=240405

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰