تاریخ : چهارشنبه, ۸ مهر , ۱۴۰۵ Wednesday, 30 September , 2026
♥0

پزشکیان در نیویورک؛ میان ضرورت مذاکره و دشواری اعتماد

  • کد خبر : 272889
  • ۳۱ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۴:۳۰
پزشکیان در نیویورک؛ میان ضرورت مذاکره و دشواری اعتماد
سفر رئیس‌جمهور به نیویورک در شرایطی انجام می‌شود که جنگ اخیر، تحریم‌ها و تجربه توافق هسته‌ای، معادله مذاکره با آمریکا را پیچیده‌تر از گذشته کرده است؛ آیا دیدار احتمالی پزشکیان و ترامپ می‌تواند مسیر تازه‌ای برای دیپلماسی باز کند؟

جمهوریت – تحریریه سیاسی: سفر مسعود پزشکیان به نیویورک را نمی‌توان صرفاً در چارچوب حضور سالانه رئیس‌جمهور ایران در مجمع عمومی سازمان ملل ارزیابی کرد. شرایط این سفر با سال‌های گذشته تفاوت اساسی دارد. ایران از یک دوره درگیری نظامی مستقیم عبور کرده، فشار اقتصادی و تحریم‌ها همچنان پابرجاست و رابطه تهران و واشنگتن نیز در شرایطی قرار دارد که همزمان نشانه‌هایی از تمایل به گفت‌وگو و نشانه‌هایی از تداوم فشار در آن دیده می‌شود.

در همین فضای متناقض، دونالد ترامپ از تمایل خود برای دیدار با پزشکیان سخن گفته است. در تهران نیز اصل گفت‌وگو به‌طور کامل رد نشده است. پزشکیان در اظهارات اخیر خود، با استناد به کلام حضرت علی(ع)، گفته است: «صلحی را که دشمنت تو را به آن دعوت می‌کند و رضایت خدا در آن است، رد نکن؛ زیرا در صلح، آسایش سپاهیان، رهایی از نگرانی‌ها و امنیت سرزمین وجود دارد.» او در ادامه، بر ضرورت احتیاط در برابر دشمن نیز تأکید کرده است.

این موضع، در واقع یک دوگانه مهم را پیش روی سیاست خارجی ایران قرار می‌دهد: امکان مذاکره و دشواری اعتماد.

این دو موضوع الزاماً در برابر یکدیگر قرار ندارند. یک کشور می‌تواند با طرفی که به او اعتماد ندارد مذاکره کند؛ مسئله اصلی این است که مذاکره با چه سازوکاری انجام شود و چه تضمینی برای اجرای نتایج آن وجود داشته باشد.

چرا مذاکره امروز با گذشته تفاوت دارد؟

مذاکره ایران و آمریکا سابقه طولانی دارد و برجام مهم‌ترین نمونه آن در سال‌های اخیر است. بنابراین، اصل گفت‌وگو برای تهران موضوع تازه‌ای نیست. آنچه شرایط امروز را متفاوت می‌کند، تجربه اجرای توافق و سپس خروج آمریکا از آن و همچنین تحولات نظامی اخیر است.

در دوره مذاکرات هسته‌ای، یکی از مهم‌ترین استدلال‌های حامیان توافق این بود که می‌توان از طریق یک توافق مشخص، اختلاف هسته‌ای را مدیریت کرد و در مقابل، بخشی از تحریم‌ها را کاهش داد. اما خروج دولت آمریکا از برجام، این پرسش را در ایران تقویت کرد که اگر توافقی با یک دولت آمریکا حاصل شود، چه تضمینی وجود دارد که دولت بعدی آن را کنار نگذارد.

این مسئله اکنون اهمیت بیشتری پیدا کرده است. زیرا علاوه بر سابقه برجام، جنگ اخیر نیز به محاسبات دو طرف اضافه شده است.

در چنین وضعیتی، مذاکره دیگر فقط درباره محدودیت‌های هسته‌ای و تحریم‌ها نیست. موضوع امنیت، احتمال تکرار حمله نظامی، نحوه رفع تحریم‌ها و سازوکار اجرای توافق نیز وارد پرونده شده است.

به همین دلیل، اگر مذاکره‌ای میان تهران و واشنگتن آغاز شود، احتمالاً یکی از مهم‌ترین مطالبات ایران، ایجاد سازوکاری برای کاهش ریسک خروج دوباره آمریکا از توافق خواهد بود؛ هرچند تحقق چنین تضمینی، به دلیل ساختار سیاسی و حقوقی آمریکا، خود یکی از دشوارترین مسائل مذاکرات خواهد بود.

پیشنهاد ترامپ چه معنایی دارد؟

اظهارات ترامپ درباره دیدار با پزشکیان را نمی‌توان به تنهایی نشانه تغییر اساسی در سیاست آمریکا دانست.

در سیاست خارجی، میان «تمایل به دیدار»، «آغاز مذاکره»، «توافق بر سر دستور کار» و «رسیدن به توافق» فاصله قابل توجهی وجود دارد.

ترامپ ممکن است دیدار را به عنوان فرصتی برای باز کردن یک کانال مستقیم با تهران ببیند. ممکن است هدف او سنجش مواضع ایران و بررسی امکان توافق باشد. همچنین این احتمال وجود دارد که چنین دیداری بخشی از تلاش آمریکا برای مدیریت هزینه‌های ناشی از ادامه تنش باشد.

اما هیچ‌کدام از این احتمالات را نمی‌توان صرفاً از یک اظهارنظر درباره آمادگی برای دیدار نتیجه گرفت.

برای تهران نیز مسئله اصلی احتمالاً خود دیدار نیست؛ بلکه محتوای آن و اقداماتی است که باید پس از آن انجام شود.

اگر قرار باشد دیدار صرفاً به گفت‌وگویی سیاسی محدود شود، تأثیر آن بر مناسبات دو کشور احتمالاً محدود خواهد بود. اما اگر دیدار بتواند زمینه‌ای برای تعریف یک چارچوب مذاکره فراهم کند، اهمیت آن بیشتر می‌شود.

مسئله اصلی: چه چیزی روی میز خواهد بود؟

یکی از مشکلات مذاکرات ایران و آمریکا این است که اختلاف دو طرف به یک موضوع محدود نیست.

پرونده هسته‌ای همچنان در مرکز اختلاف قرار دارد، اما در کنار آن، تحریم‌های اقتصادی، مسائل منطقه‌ای و موضوعات امنیتی نیز وجود دارند.

از سوی دیگر، ایران نیز خواسته‌هایی دارد که نمی‌توان آنها را از فضای پس از جنگ جدا کرد: کاهش فشار اقتصادی، رفع تحریم‌ها، تضمین امنیت و جلوگیری از تکرار حمله نظامی.

بنابراین، مذاکره احتمالی با یک مسئله چندلایه مواجه است.

اگر واشنگتن بخواهد موضوعات هسته‌ای را با مسائل منطقه‌ای و امنیتی ترکیب کند، دامنه مذاکرات گسترده‌تر خواهد شد و رسیدن به توافق نیز دشوارتر می‌شود.

در مقابل، اگر دو طرف ابتدا بر روی یک موضوع محدود تمرکز کنند، امکان رسیدن به توافق افزایش می‌یابد، اما مسائل اصلی دیگر همچنان باقی خواهند ماند.

از این منظر، یکی از پرسش‌های مهم نیویورک این است که آیا تهران و واشنگتن اساساً درباره دامنه مذاکره توافق دارند یا نه.

بی‌اعتمادی؛ مانع مذاکره نیست، اما مانع توافق پایدار است

گاهی در بحث‌های سیاسی، بی‌اعتمادی به عنوان دلیلی برای مذاکره نکردن مطرح می‌شود. اما از منظر دیپلماتیک، کشورها الزاماً زمانی مذاکره نمی‌کنند که به یکدیگر اعتماد دارند؛ اتفاقاً مذاکره معمولاً زمانی ضرورت پیدا می‌کند که اختلاف و بی‌اعتمادی وجود دارد.

بنابراین، مسئله اصلی این نیست که ایران به آمریکا اعتماد دارد یا نه.

مسئله این است که آیا می‌توان سازوکاری ایجاد کرد که حتی در صورت بی‌اعتمادی نیز توافق قابل اجرا باشد؟

پاسخ این پرسش می‌تواند در چند مؤلفه خلاصه شود: تعهدات مرحله‌ای، راستی‌آزمایی، اقدام متقابل، ضمانت‌های عملی و هزینه‌مند کردن نقض توافق.

این رویکرد البته مشکلات خود را دارد. هیچ تضمینی نمی‌تواند به‌طور کامل رفتار دولت‌های آینده را کنترل کند. اما می‌تواند هزینه خروج از توافق را افزایش دهد و ریسک آن را برای طرفین کاهش دهد.

از این زاویه، تجربه برجام برای مذاکرات آینده اهمیت زیادی دارد. مسئله فقط این نیست که چه توافقی نوشته شود؛ بلکه این است که توافق چگونه اجرا شود و در صورت نقض آن چه اتفاقی بیفتد.

نقش اسرائیل در معادله مذاکره

عامل دیگری که نمی‌توان از آن عبور کرد، اسرائیل است.

مناسبات ایران و اسرائیل طی سال‌های اخیر از سطح یک تقابل غیرمستقیم به رویارویی مستقیم‌تر رسیده است. در نتیجه، هر توافق میان تهران و واشنگتن بر محاسبات امنیتی اسرائیل نیز تأثیر خواهد داشت.

اما درباره نقش اسرائیل باید میان دو مسئله تفاوت گذاشت.

نخست، اینکه اسرائیل درباره یک توافق احتمالی چه موضعی خواهد داشت.

دوم، اینکه این موضع تا چه اندازه می‌تواند بر تصمیم آمریکا اثر بگذارد.

نمی‌توان از پیش نتیجه گرفت که واشنگتن در هر شرایطی موضع تل‌آویو را خواهد پذیرفت یا برعکس. اما روشن است که سیاست منطقه‌ای آمریکا و اسرائیل در بسیاری از پرونده‌های مرتبط با ایران به یکدیگر مرتبط است.

به همین دلیل، اگر مذاکرات ایران و آمریکا وارد مرحله جدی شود، نحوه مدیریت این اختلافات منطقه‌ای نیز به بخشی از مسئله تبدیل خواهد شد.

پزشکیان در برابر یک معادله داخلی هم قرار دارد

رئیس‌جمهور در نیویورک فقط یک مخاطب خارجی ندارد.

هر نوع مذاکره با آمریکا باید در داخل ایران نیز قابل توضیح باشد؛ به‌خصوص پس از جنگ و در شرایطی که فشار اقتصادی و اجتماعی بالاست.

این مسئله از دو جهت اهمیت دارد.

از یک طرف، ادامه تنش و تحریم برای اقتصاد ایران هزینه دارد و کاهش فشار اقتصادی می‌تواند یکی از انگیزه‌های پیگیری دیپلماسی باشد.

از طرف دیگر، مذاکره‌ای که بدون دستاورد ملموس اقتصادی یا امنیتی انجام شود، نمی‌تواند به‌سادگی برای افکار عمومی توضیح داده شود.

بنابراین، پزشکیان در نیویورک باید میان دو نیاز تعادل ایجاد کند: استفاده از ظرفیت دیپلماسی برای کاهش هزینه‌های تقابل و حفظ چارچوبی که مذاکره را به معنای پذیرش یک‌طرفه مطالبات آمریکا نشان ندهد.

آیا دیدار پزشکیان و ترامپ محتمل است؟

با توجه به اظهارات دو طرف، اصل احتمال دیدار را نمی‌توان منتفی دانست. اما میان «احتمال دیدار» و «احتمال توافق» فاصله زیادی وجود دارد.

دیدار در سطح سران می‌تواند یک پیام سیاسی مهم داشته باشد، اما به خودی خود به معنای آغاز مذاکرات رسمی یا تغییر سیاست آمریکا نیست.

حتی ممکن است یک دیدار انجام شود و پس از آن، مذاکرات به دلیل اختلاف بر سر موضوعات اصلی متوقف شود.

برعکس، ممکن است دیدار رسمی انجام نشود اما کانال‌های دیپلماتیک فعال شوند و مذاکرات غیرمستقیم ادامه پیدا کند.

بنابراین، اهمیت نیویورک را نباید صرفاً با این معیار سنجید که آیا پزشکیان و ترامپ مقابل دوربین قرار می‌گیرند یا نه.

معیار مهم‌تر، تغییر در رفتار دو طرف پس از نیویورک خواهد بود.

اگر فشار اقتصادی ادامه پیدا کند و همزمان تهدید نظامی نیز پابرجا بماند، امکان شکل‌گیری یک مذاکره پایدار کاهش پیدا می‌کند.

اما اگر همزمان با گفت‌وگو، اقداماتی برای کاهش تنش و ایجاد اعتماد حداقلی انجام شود، مسیر متفاوتی شکل خواهد گرفت.

پزشکیان احتمالاً چه خواهد گفت؟

با توجه به مواضع اخیر رئیس‌جمهور، می‌توان انتظار داشت که چند محور در سخنان او برجسته باشد.

نخست، تأکید بر حق ایران برای دفاع از خود و محکومیت حملات نظامی.

دوم، تأکید بر ضرورت توقف جنگ و کاهش تنش در منطقه.

سوم، تأکید بر اینکه مذاکره از نظر تهران منتفی نیست، اما مذاکره باید بر مبنای احترام متقابل و منافع دو طرف باشد.

چهارم، طرح مسئله تحریم‌ها و فشار اقتصادی به عنوان یکی از موانع اصلی روابط ایران و غرب.

و در نهایت، احتمالاً تأکید بر این نکته که توافق آینده باید از نظر اجرا قابل اتکا باشد.

این چارچوب با آنچه پزشکیان در ماه‌های اخیر درباره مذاکره گفته، سازگار است: رد نکردن اصل گفت‌وگو، اما مشروط کردن آن به شرایطی که منافع ایران را تأمین کند.

مسئله اصلی بعد از نیویورک آغاز می‌شود

حتی اگر دیدار پزشکیان و ترامپ انجام شود، نباید انتظار داشت که بحران تهران و واشنگتن در نیویورک حل شود.

حداکثر اتفاقی که می‌تواند رخ دهد، باز شدن یک مسیر است.

این مسیر اگر بخواهد ادامه پیدا کند، باید از چند مرحله عبور کند: تعیین دستور کار، مشخص شدن سطح مذاکره، توافق بر سر موضوعات اصلی، ایجاد سازوکار راستی‌آزمایی و در نهایت طراحی ترتیباتی که امکان اجرای توافق را افزایش دهد.

هر کدام از این مراحل می‌تواند محل اختلاف باشد.

به همین دلیل، شاید مهم‌ترین دستاورد احتمالی سفر پزشکیان نه یک توافق فوری، بلکه تغییر وضعیت از تقابل بدون کانال ارتباطی به مذاکره مدیریت‌شده باشد.

این تغییر البته تنها زمانی اهمیت دارد که همراه با کاهش واقعی تنش باشد.

در غیر این صورت، مذاکره می‌تواند صرفاً به یک وقفه در تقابل تبدیل شود.

نیویورک؛ آزمون یک سیاست

سفر پزشکیان در نهایت آزمون یک رویکرد است: آیا می‌توان در شرایط بی‌اعتمادی شدید، از مذاکره برای کاهش هزینه‌های تقابل استفاده کرد؟

پاسخ این پرسش هنوز روشن نیست.

آنچه روشن است اینکه ایران نمی‌تواند مسئله آمریکا را نادیده بگیرد؛ همان‌طور که واشنگتن نیز نمی‌تواند بدون در نظر گرفتن ظرفیت‌های ایران، مسائل منطقه را حل کند.

اما این واقعیت به معنای آن نیست که توافق آسان است.

فاصله میان تهران و واشنگتن همچنان زیاد است؛ از پرونده هسته‌ای و تحریم‌ها گرفته تا امنیت منطقه و تجربه جنگ اخیر.

در چنین شرایطی، سخن پزشکیان درباره صلح و مذاکره را باید در کنار بخش دوم همان سخن دید: پذیرش مذاکره، لزوماً به معنای اعتماد نیست.

این شاید واقع‌بینانه‌ترین نقطه شروع برای هر مذاکره احتمالی باشد.

اگر در نیویورک دیداری میان پزشکیان و ترامپ انجام شود، ارزش واقعی آن نه در تصویر دو رئیس‌جمهور پشت یک میز، بلکه در این خواهد بود که آیا می‌توانند برای ادامه یک مسیر دیپلماتیک، حداقلی از قواعد مشترک ایجاد کنند یا نه.

و اگر چنین مسیری ایجاد نشود، حتی بهترین سخنرانی‌ها و مهم‌ترین دیدارها نیز تغییری در معادله اصلی ایجاد نخواهند کرد.

مسئله نیویورک، در نهایت، مذاکره کردن یا نکردن نیست؛ مسئله این است که آیا تهران و واشنگتن می‌توانند از مرحله «بی‌اعتمادی متقابل» به مرحله «مدیریت متقابل اختلاف» برسند یا نه.

بیشتر بخوانید:

لینک کوتاه : https://jomhouriat.ir/?p=272889

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0