تاریخ : شنبه, ۱۳ تیر , ۱۴۰۵ Saturday, 4 July , 2026
6
زنگ خطر برای نظام سلامت کشور؛ از مهاجرت خاموش پزشکان تا فرسایش معیشتی پرستاران

اقتصاد نحیف کادر درمان؛ وقتی ۳۰ هزار پزشک از طبابت خارج می‌شوند و بیمارستان‌ها خالی از انگیزه می‌مانند

  • کد خبر : 268055
  • ۱۷ دی ۱۴۰۴ - ۱۳:۰۳
اقتصاد نحیف کادر درمان؛ وقتی ۳۰ هزار پزشک از طبابت خارج می‌شوند و بیمارستان‌ها خالی از انگیزه می‌مانند
خروج دست‌کم ۳۰ هزار پزشک از چرخه طبابت، خالی ماندن هزاران صندلی دستیاری، فرسایش معیشتی پرستاران و شکاف عمیق میان مسئولیت و درآمد کادر درمان، تنها نشانه‌هایی پراکنده از یک بحران ساختاری نیست؛ این‌ها قطعات پازلی‌اند که تصویر نگران‌کننده‌ای از اقتصاد درمان در ایران ترسیم می‌کنند. سیاست‌هایی که با شعار «جبران کمبود پزشک» آغاز شد، حالا به گفته رئیس کل سازمان نظام پزشکی، نظام سلامت را به لبه فروپاشی کیفی رسانده است.

جمهوریت – تحریریه اجتماعی:
اقتصاد درمان؛ بحرانی فراتر از یک صنف

نظام سلامت ایران در سال‌های اخیر بیش از هر زمان دیگری با بحران‌های اقتصادی درونی مواجه شده است؛ بحرانی که نه‌تنها پزشکان، بلکه پرستاران، نیروهای اتاق عمل، تکنسین‌های آزمایشگاه، بهیاران و سایر پرسنلی که ذیل عنوان «کادر درمان» فعالیت می‌کنند را درگیر کرده است. کاهش قدرت خرید، تاخیرهای مزمن در پرداخت مطالبات، تعرفه‌هایی که با تورم همخوانی ندارند و سیاست‌های شتاب‌زده در آموزش پزشکی، مجموعه‌ای از فشارها را بر بدنه درمان کشور تحمیل کرده‌اند.

در چنین شرایطی، اظهارات اخیر محمد رئیس‌زاده، رئیس کل سازمان نظام پزشکی درباره خروج حداقل ۳۰ هزار پزشک از چرخه طبابت، بار دیگر توجه افکار عمومی را به عمق این بحران جلب کرده است؛ بحرانی که برخلاف روایت‌های رسمی، صرفاً با افزایش ظرفیت پذیرش دانشجوی پزشکی حل نخواهد شد.

 

۳۰ هزار پزشک کجا رفتند؟

برآورد سازمان نظام پزشکی نشان می‌دهد حداقل ۳۰ هزار پزشک طی سال‌های اخیر یا به مشاغل غیرپزشکی روی آورده‌اند یا عملاً از فعالیت حرفه‌ای فاصله گرفته‌اند. این عدد، صرفاً یک آمار خشک نیست؛ بلکه نشانه‌ای از ناامیدی اقتصادی و حرفه‌ای در میان قشر تحصیل‌کرده‌ای است که سال‌ها برای ورود به این حرفه هزینه داده‌اند.

رئیس‌زاده صراحتاً دلیل این خروج را «شرایط ناپایدار اقتصادی و نبود چشم‌انداز» عنوان می‌کند. وقتی تعرفه‌های پزشکی متناسب با تورم و مسئولیت‌های حقوقی و حرفه‌ای افزایش نمی‌یابد، و در مقابل هزینه مطب، مالیات، تجهیزات و استهلاک چند برابر می‌شود، ادامه فعالیت برای بسیاری از پزشکان عملاً فاقد توجیه اقتصادی می‌شود.

 

پارادوکس کمبود پزشک؛ وقتی صندلی‌ها خالی می‌مانند

در حالی که سیاست‌گذاران از «کمبود پزشک» سخن می‌گویند، آمارهای رسمی تصویر متناقضی ارائه می‌دهد. به گفته رئیس کل سازمان نظام پزشکی، هم‌اکنون بیش از ۱۰۷ هزار پزشک عمومی و حدود ۶۹ هزار پزشک متخصص و بالاتر در کشور فعال یا دارای پروانه هستند. با احتساب دانشجویان در حال تحصیل، سرانه پزشک به جمعیت تا پایان برنامه هفتم توسعه به بیش از ۲۳ پزشک در هر ۱۰ هزار نفر خواهد رسید؛ رقمی که از بسیاری از کشورهای منطقه بالاتر است.

با این حال، در آزمون دستیاری سال گذشته، از ۵۴۰۰ صندلی تخصصی، بیش از ۲۰۶۹ صندلی خالی ماند. رشته‌های حیاتی مانند اطفال، بیهوشی، عفونی و طب اورژانس با کمترین میزان استقبال مواجه شدند. این اتفاق، نه ناشی از «تن‌آسایی پزشکان»، بلکه نتیجه مستقیم بی‌تناسبی شدید میان سختی کار، مسئولیت جان بیماران و دریافتی ناچیز است.

 

پرستاران؛ ستون فرسوده بیمارستان‌ها

اگر اقتصاد پزشکی در بحران است، وضعیت معیشتی پرستاران و کادر غیرپزشک درمانی بحرانی‌تر است. گزارش‌های میدانی از بیمارستان‌های دولتی نشان می‌دهد بسیاری از پرستاران با اضافه‌کاری‌های اجباری، شیفت‌های فشرده و فرسودگی شدید جسمی و روانی کار می‌کنند، بی‌آنکه دریافتی‌شان پاسخگوی حداقل‌های زندگی باشد.

مطالبات معوق، اجرای ناقص قانون تعرفه‌گذاری خدمات پرستاری و اختلاف فاحش دریافتی میان کادر درمان، نارضایتی گسترده‌ای ایجاد کرده است. یکی از پرستاران باسابقه در گفت‌وگو با جمهوریت می‌گوید:
«ما در بحران کرونا قهرمان بودیم، اما بعد از آن به فراموش‌شدگان سیستم تبدیل شدیم. حقوق‌مان با تورم هیچ نسبتی ندارد و بسیاری از همکارانم یا مهاجرت کرده‌اند یا به فکر ترک شغل هستند.»

 

خطای استراتژیک افزایش ظرفیت پزشکی

افزایش دوبرابری ظرفیت پذیرش دانشجوی پزشکی در سه سال اخیر، بدون تامین زیرساخت‌های آموزشی، یکی از محورهای اصلی انتقاد سازمان نظام پزشکی است. به گفته رئیس‌زاده، این سیاست نه‌تنها کمبود پزشک را درمان نمی‌کند، بلکه به نابودی تدریجی کیفیت آموزش پزشکی منجر خواهد شد.

کمبود هیات علمی، فضای آموزشی، تجهیزات بالینی و تخت‌های آموزشی، کیفیت تربیت پزشک را با تهدید جدی مواجه کرده است. در عین حال، انباشت پزشکان عمومی بدون چشم‌انداز شغلی، بازار کار درمان را دچار اشباع کاذب کرده؛ اشباعی که به کاهش درآمد، افزایش رقابت ناسالم و افت کیفیت خدمات منجر می‌شود.

 

نگاه کارشناسان: مسئله، اقتصاد سلامت است نه تعداد پزشک

کارشناسان حوزه سلامت معتقدند ریشه بحران فعلی، در اقتصاد ناکارآمد نظام سلامت نهفته است. دکتر «علی تاجرنیا»، کارشناس سیاست‌گذاری سلامت، معتقد است:
«تا زمانی که نظام پرداخت اصلاح نشود، منابع پایدار برای سلامت تعریف نشود و تعرفه‌ها واقعی نشوند، افزایش ظرفیت پزشکی فقط بحران را به آینده منتقل می‌کند.»

به گفته او، کشورهای موفق ابتدا زیرساخت، نظام ارجاع و نظام پرداخت را اصلاح می‌کنند و سپس به سراغ توسعه نیروی انسانی می‌روند؛ نه برعکس.

 

وزارت بهداشت؛ سکوت یا انکار؟

در مقابل این هشدارها، واکنش‌های رسمی وزارت بهداشت عمدتاً کلی و غیرشفاف بوده است. هرچند برخی مسئولان به کمبود پزشک در مناطق محروم اشاره می‌کنند، اما کمتر پاسخی درباره چرایی خالی ماندن رشته‌های تخصصی، مهاجرت و خروج پزشکان و فرسایش کادر درمان ارائه می‌شود.

به اعتراف خود مسئولان وزارت بهداشت، هیچ حمایت مالی موثری برای جبران افزایش ظرفیت دانشجوی پزشکی به دانشگاه‌ها تخصیص داده نشده است؛ موضوعی که به‌روشنی نشان می‌دهد سیاست‌گذاری، بدون تامین منابع، به اجرا درآمده است.

 

آینده‌ای که هشدار می‌دهد

ادامه این روند، به گفته سازمان نظام پزشکی، می‌تواند به «فروپاشی کیفی نظام سلامت» منجر شود؛ فروپاشی‌ای که آثار آن نه در آمارهای رسمی، بلکه در تخت‌های شلوغ بیمارستان‌ها، فرسودگی کادر درمان و کاهش اعتماد عمومی به خدمات سلامت نمایان خواهد شد.

اقتصاد درمان، مسئله‌ای صنفی نیست؛ مسئله‌ای ملی است. بی‌توجهی به معیشت و انگیزه پزشکان، پرستاران و کادر درمان، در نهایت هزینه‌ای به‌مراتب سنگین‌تر به جامعه تحمیل خواهد کرد.

 

لینک کوتاه : https://jomhouriat.ir/?p=268055

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0