جمهوریت– تحریریه اقتصادی/ علیرضا شریف زاده:
بحران آب؛ از هشدار کارشناسان تا اعتراف عالیترین مقام اجرایی
بحران آب در ایران موضوع تازهای نیست. دستکم دو دهه است که کارشناسان منابع آب، دانشگاهیان و حتی برخی مدیران سابق، نسبت به آینده نگرانکننده منابع آبی کشور هشدار میدهند. اما آنچه امروز شرایط را متفاوت کرده، ورود بحران به زندگی روزمره مردم است؛ قطع آب، افت شدید فشار، نگرانی از تأمین آب شرب و حتی طرح بحث تخلیه شهرهای بزرگ.
اظهارات اخیر رئیسجمهور درباره احتمال تخلیه تهران یا برخی کلانشهرها، بیش از آنکه یک هشدار ساده باشد، اعلام رسمی ورود کشور به مرحله بحران حاد آب تلقی شد. هرچند این سخنان با موجی از انتقادات همراه شد؛ منتقدان پرسیدند: تخلیه با چه سازوکاری؟ مردم کجا بروند؟ آیا بحران فقط تهران است یا یک بحران سراسری؟
قطع نوبتی آب؛ راهحل اضطراری یا پاک کردن صورت مسئله؟
در هفتهها و ماههای اخیر، گزارشهای میدانی از مناطق مختلف تهران و سایر شهرها نشان میدهد آب بهصورت نوبتی و برنامهریزینشده قطع میشود؛
• در برخی محلهها در طول روز
• در برخی دیگر عمدتاً در ساعات شب
این در حالی است که شبها، مصرف خانگی آب بهطور طبیعی کاهش مییابد. همین مسئله، توجه افکار عمومی را به یک واقعیت نگرانکننده جلب کرده است: قطع آب شبانه نه بهدلیل مصرف بالا، بلکه برای جلوگیری از هدررفت آب در شبکه فرسوده.
۳۰ تا ۳۵ درصد آب شرب کشور کجا میرود؟
بر اساس اظهارات رسمی مسئولان وزارت نیرو، شرکت مهندسی آب و فاضلاب کشور و همچنین کارشناسان حوزه آب، درصد هدررفت یا آب بدون درآمد (Non-Revenue Water) در ایران بین ۲۵ تا ۳۵ درصد برآورد میشود. در برخی کلانشهرها و شهرهای قدیمیتر، این عدد حتی بالاتر گزارش شده است.
آب بدون درآمد یعنی چه؟
آب بدون درآمد به آبی گفته میشود که:
• تصفیه میشود
• پمپاژ میشود
• هزینه تولید دارد
اما یا بهدلیل نشت شبکه از بین میرود، یا بهدلیل انشعابات فرسوده و غیرمجاز هرگز به حساب مصرفکننده ثبت نمیشود.
به زبان سادهتر: از هر ۱۰ لیتر آب شرب، حدود ۳ لیتر پیش از رسیدن به مردم هدر میرود.
شبکهای فرسودهتر از توان کشور
بخش عمده شبکه آبرسانی شهری ایران، قدمتی بین ۳۰ تا ۵۰ سال دارد. بسیاری از لولهها:
• از جنسهای قدیمی و کمدوام هستند
• در خاکهای فرساینده دفن شدهاند
• بدون نوسازی اساسی، بار جمعیتی چند برابر گذشته را تحمل میکنند
کارشناسان میگویند نشتهای ریز اما گسترده، مهمترین عامل این هدررفت هستند؛ نشتهایی که:
• شناساییشان دشوار است
• بهصورت مداوم ادامه دارند
• و سالانه میلیاردها مترمکعب آب را نابود میکنند
هزینه واقعی فرسودگی؛ عددی که کمتر گفته میشود
برآوردهای کارشناسی نشان میدهد:
• نوسازی هر کیلومتر شبکه فرسوده آب شهری، بسته به شرایط، بین چند ده تا چند صد میلیارد تومان هزینه دارد.
• برای رسیدن به استاندارد قابل قبول جهانی، ایران باید سالانه هزاران کیلومتر از شبکه آبرسانی خود را بازسازی کند.
اما واقعیت این است که:
• بودجههای عمرانی آب و فاضلاب سالهاست کاهش یافته
• پروژههای نوسازی یا نیمهتمام مانده یا به تعویق افتاده
• اولویت سیاستگذاری، بهجای اصلاح زیرساخت، به مدیریت مصرف خانگی منتقل شده است
چرا همیشه مردم مقصر معرفی میشوند؟
در تمام سالهای گذشته، پیام اصلی سیاستگذاران آب به مردم تقریباً ثابت بوده است:
• «کمتر مصرف کنید»
• «دوش کوتاهتر بگیرید»
• «شیر آب را ببندید»
بیتردید اصلاح الگوی مصرف ضروری است؛ اما پرسش اساسی اینجاست:
وقتی یکسوم آب کشور پیش از رسیدن به خانهها هدر میرود، سهم مردم در بحران چقدر است و سهم مدیریت چقدر؟
منتقدان میگویند تمرکز یکجانبه بر مصرفکننده، در عمل فرار از پاسخگویی درباره ناکارآمدی زیرساختی است.
فشار کم، نارضایتی زیاد؛ نسخهای پرهزینه برای مردم
کاهش فشار آب، یکی دیگر از راهکارهای موقت مدیریت بحران است. این سیاست اگرچه میتواند نشت را تا حدی کاهش دهد، اما پیامدهای متعددی دارد:
• اختلال در زندگی روزمره
• از کار افتادن پکیجها و تجهیزات خانگی
• افزایش هزینه خانوار برای پمپ و مخزن
• تشدید نابرابری میان مناطق مختلف شهر
در واقع، هزینه فرسودگی شبکه، بهصورت غیرمستقیم به مردم منتقل میشود.
بحران فقط کمآبی نیست؛ بحران حکمرانی آب است
کارشناسان بارها تأکید کردهاند که بحران آب ایران، صرفاً نتیجه کاهش بارندگی یا تغییر اقلیم نیست. مجموعهای از عوامل در شکلگیری وضعیت فعلی نقش داشتهاند:
• توسعه ناپایدار شهری
• تمرکز جمعیت در مناطق کمآب
• تأخیر مزمن در نوسازی زیرساختها
• نبود شفافیت در آمار و برنامهها
• تصمیمهای کوتاهمدت بهجای اصلاحات ساختاری
وقتی بهجای سرمایهگذاری در شبکه، سادهترین راه یعنی قطع آب انتخاب میشود، بحران نه حل، بلکه به تعویق میافتد.
تخلیه شهرها؛ هشدار یا اعتراف به بنبست؟
سخن گفتن از تخلیه تهران، بیش از آنکه یک راهکار باشد، نشانه رسیدن سیاستگذاری آب به بنبست است. هیچ شهری با دهها میلیون جمعیت، بدون برنامهای کلان، قابل تخلیه نیست. پرسش اصلی اینجاست:
اگر کشور توان مدیریت شبکه آب را ندارد، چگونه میخواهد جمعیت را جابهجا کند؟
آب هست، اما درست به مردم نمیرسد
بحران آب ایران امروز بیش از هر زمان دیگری عیان شده است. اما واقعیت تلخ این است که:
• بخشی از بحران، نتیجه کمآبی طبیعی است
• بخش بزرگتر، محصول فرسودگی، تعلل و سوءمدیریت است
تا زمانی که:
• هدررفت ۳۰ تا ۳۵ درصدی آب بهعنوان یک فاجعه ملی تلقی نشود
• نوسازی شبکه در اولویت واقعی قرار نگیرد
• و پاسخ بحران فقط «قطع آب» باشد
بحران آب، نهتنها حل نخواهد شد، بلکه هر سال عمیقتر و پرهزینهتر خواهد شد؛ هزینهای که مستقیماً از زندگی مردم کسر میشود.
- پزشکیان! فیلترینگ برای مردم، اینترنت آزاد برای خواص | این بود عدالتِ وعدهها؟»
- ضرغامی: فیلترینگ کمکی به حل مسائل نمیکند
- «لوکیشنگیت | رسوایی دیجیتال ستار هاشمی و واقعیت تلخ اینترنت طبقاتی در ایران»
- دستور پزشکیان برای سیاه کردن سیمکارتهای سفید
- ناگفته های جنگ با اسرائیل از زبان پاکپور فرمانده کل سپاه
- سرنوشت سهمیههای ذخیره شده در کارت سوخت با سهنرخی شدن بنزین
- بنزین در ایران؛ از کوپن تا کارت سوخت / روایت ۴ دهه قیمتگذاری و آینده سیاستهای مصرف





