جمهوریت – تحریریه اجتماعی – زهرا مرندی:
گرانی بیپایان؛ مسئولیت با کیست؟
افزایش قیمت لبنیات و مواد پروتئینی در ایران نه پدیدهای ناگهانی است و نه حاصل یک شوک مقطعی. این گرانی حاصل زنجیرهای از تصمیمهای غلط، رهاسازی بازار، حذف حمایتهای هدفمند و بیتوجهی مزمن به معیشت مردم است. شیر، پنیر، ماست، گوشت و مرغ طی سالهای اخیر بارها و بارها گران شدهاند، بیآنکه سازوکاری برای جبران قدرت خرید مردم طراحی شود.
سؤال اساسی اینجاست:
وقتی قیمتها ماهبهماه افزایش مییابد، چرا دستمزدها سالبهسال هم عقب میماند؟
پروتئین؛ از حق بدیهی تا کالای لوکس
مواد پروتئینی و لبنی، پیشنیاز سلامت هستند، نه کالای تجملی. با این حال، سیاستهای اقتصادی موجود عملاً این اقلام را از سبد غذایی دهکهای پایین حذف کرده است. امروز بسیاری از خانوادهها برای «مدیریت هزینه»، مصرف گوشت را به ماهی یکبار رساندهاند و لبنیات را به حداقل ممکن کاهش دادهاند.
این وضعیت نه انتخاب است و نه سبک زندگی؛ این یک اجبار اقتصادی است که مستقیماً از ناکارآمدی سیاستگذاری ناشی میشود.
کاهش مصرف لبنیات؛ فاجعهای که دیده نمیشود
کاهش مصرف لبنیات پیامدهای فوری ندارد، اما نتایج آن تدریجی، عمیق و پرهزینه است. پوکی استخوان، ضعف عضلانی، کاهش ایمنی بدن و افزایش بیماریهای مزمن، فقط بخشی از تبعات حذف لبنیات از سفره مردم است.
کارشناسان حوزه سلامت بارها هشدار دادهاند که هزینه پیشگیری از بیماریها با حمایت غذایی، بهمراتب کمتر از هزینه درمان آنهاست. اما در عمل، این هشدارها یا شنیده نشده یا نادیده گرفته شدهاند.
کودکان قربانیان خاموش سیاستهای غلط
خطرناکترین پیامد این بحران، تأثیر آن بر کودکان و نوجوانان است. نسلی که امروز بهدلیل فقر غذایی از دریافت کلسیم و پروتئین کافی محروم میشود، فردا با مشکلات رشد، ضعف جسمانی و کاهش توان یادگیری مواجه خواهد شد.
سیاستگذارانی که از «جوانی جمعیت» سخن میگویند، چگونه میتوانند نسبت به تغذیه همین نسل بیتفاوت باشند؟
جمعیتی که سالم نباشد، نه مولد است و نه پایدار.
شکاف دستمزد و معیشت؛ نقطه کور سیاستگذاری
حداقل حقوق کارگران و بسیاری از کارمندان، حتی پاسخگوی هزینههای اولیه زندگی نیست. در چنین شرایطی، انتظار مصرف کافی لبنیات و پروتئین، بیش از آنکه توصیه سلامت باشد، به طنز تلخ شباهت دارد.
وقتی حقوق افزایش پیدا میکند اما هزینه خوراک چند برابر رشد میکند، نتیجه مشخص است:
سفره کوچکتر، بدن ضعیفتر و جامعه بیمارتر.
نابرابری غذایی؛ صورت پنهان بیعدالتی
امروز تغذیه سالم به شاخصی از طبقه اجتماعی تبدیل شده است. دهکهای بالاتر همچنان به منابع متنوع پروتئینی دسترسی دارند، در حالی که دهکهای پایین ناچار به مصرف کربوهیدراتهای ارزان و کمارزش شدهاند. این نابرابری غذایی، بازتولید نابرابری اجتماعی در نسلهای آینده است.
دولت تماشاگر؛ بازار رها شده
بازار مواد غذایی عملاً رها شده است. نه نظارت مؤثر وجود دارد، نه حمایت پایدار از تولیدکننده و نه سیاست حمایتی جدی برای مصرفکننده. هر بار افزایش قیمت، با توجیههایی مانند «افزایش هزینه تولید» یا «شرایط بازار» همراه میشود، اما کسی پاسخ نمیدهد که سهم مردم از این شرایط چیست؟
هزینه امروز، بحران فردا
بیتوجهی به تغذیه سالم، مستقیماً به افزایش هزینههای درمانی در آینده منجر میشود. جامعهای که امروز پروتئین و لبنیات مصرف نمیکند، فردا با موج بیماریهای مزمن، ناتوانیهای جسمی و فشار مضاعف بر نظام سلامت مواجه خواهد شد.
این هزینه، دیر یا زود پرداخت میشود؛ یا از جیب مردم، یا از بودجه عمومی.
راهحل روشن است؛ اراده نیست
راهکارها سالهاست مشخصاند:
• یارانه هدفمند غذایی برای دهکهای پایین
• کالابرگ واقعی و کارآمد، نه نمایشی
• اصلاح دستمزدها متناسب با سبد معیشت
• کنترل جدی زنجیره قیمت از تولید تا مصرف
• نگاه به تغذیه بهعنوان «امنیت ملی سلامت»
آنچه کم است، نه برنامه که اراده سیاسی است.
گرانی لبنیات و مواد پروتئینی، فقط سفره مردم را کوچک نکرده؛ سلامت جامعه را نشانه گرفته است. ادامه این مسیر، تولید نسلی ضعیف، بیمار و نابرابر خواهد بود. اگر امروز تصمیم جدی گرفته نشود، فردا حتی با هزینههای چندبرابری هم نمیتوان این آسیبها را جبران کرد.
سؤال اینجاست:
دولت تا چه زمانی میخواهد تماشاگر آبرفتن سفره مردم و تحلیل رفتن سلامت جامعه باشد؟
- پزشکیان! فیلترینگ برای مردم، اینترنت آزاد برای خواص | این بود عدالتِ وعدهها؟»
- ضرغامی: فیلترینگ کمکی به حل مسائل نمیکند
- «لوکیشنگیت | رسوایی دیجیتال ستار هاشمی و واقعیت تلخ اینترنت طبقاتی در ایران»
- دستور پزشکیان برای سیاه کردن سیمکارتهای سفید
- ناگفته های جنگ با اسرائیل از زبان پاکپور فرمانده کل سپاه
- سرنوشت سهمیههای ذخیره شده در کارت سوخت با سهنرخی شدن بنزین
- بنزین در ایران؛ از کوپن تا کارت سوخت / روایت ۴ دهه قیمتگذاری و آینده سیاستهای مصرف





