تاریخ : جمعه, ۱۲ تیر , ۱۴۰۵ Friday, 3 July , 2026
7

وعده‌های نیمه‌تمام؛ فیلترینگی که برداشته نشد و محدودیتی که گسترده‌تر شد

  • کد خبر : 267592
  • ۱۹ آذر ۱۴۰۴ - ۱۰:۴۷
وعده‌های نیمه‌تمام؛ فیلترینگی که برداشته نشد و محدودیتی که گسترده‌تر شد
دولت چهاردهم با شعار «بازگرداندن اینترنت به زندگی مردم» آغاز به کار کرد؛ اما امروز پس از ماه‌ها حرف‌وحدیث، جلسه و بیانیه، نه‌تنها وعده رفع فیلتر پلتفرم‌های اصلی محقق نشده، بلکه با تصمیم‌های تازه، دامنه محدودیت‌ها نیز بیشتر شده است. در حالی‌که مردم همچنان محتاج فیلترشکن‌اند و پیام‌رسان‌های داخلی نتوانستند نقشی در حد وعده‌ها ایفا کنند، دولت حتی حاضر نیست اسامی افرادی را که مانع رفع فیلترند اعلام کند؛ تصمیم‌گیرانی که سایه‌شان بر سر اینترنت کشور سنگین‌تر از هر نهاد رسمی است.

جمهوریت – تحریریه اجتماعی- زهرا مرندی:

دولت وعده داد، عمل نکرد؛ رفع فیلتر در حد تیتر و مصاحبه ماند

با گذشت بیش از یک سال از آغاز به کار دولت، «رفع فیلتر» همچنان تبدیل به بحثی فرسایشی شده است. تقریبا در هر نشست خبری، در هر مصاحبه و در هر سفر استانی، یکی از اعضای دولت از «رایزنی برای رفع محدودیت برخی پلتفرم‌ها» سخن می‌گوید. اما واقعیت این است که نتیجه این گفت‌وگوهای بی‌پایان چیزی جز چند جمله کلی و تکراری نبوده است: «در حال بررسی هستیم»، «مقاومت‌هایی وجود دارد»، «اجماع لازم هنوز ایجاد نشده».

حالا «حضرتی»، رئیس شورای اطلاع‌رسانی دولت، جمله‌ای گفته که شاید دقیق‌ترین تصویر از امروز اینترنت ایران باشد:

«حدود ۸۰ درصد مردم از فیلترشکن استفاده می‌کنند.»

این آمار در حقیقت اعتراف رسمی به شکست سیاست فیلترینگ است؛ سیاستی که نه پیام‌رسان داخلی را تقویت کرد، نه امنیت را افزایش داد و نه اعتماد عمومی را ترمیم. فقط اینترنت را به کالایی گران، ناپایدار و تبعیض‌آمیز تبدیل کرد.

 

رفع فیلتر واتساپ در دانشگاه؛ گامی کوچک برای تبدیل وعده بزرگ به شعار

حضرتی اعلام کرده که محدودیت واتساپ و بخش‌هایی از یوتیوب فقط در دانشگاه‌ها رفع می‌شود.
اما همین جمله نیز چند سؤال اساسی ایجاد می‌کند:
• آیا دولت واقعا فکر می‌کند چند صد هزار دانشجو، مسئله اصلی فیلترشکن‌زدگی ۸۰ درصد مردم هستند؟
• رفع فیلتر «بخشی» از یوتیوب یعنی چه؟ چه نهادی تعیین می‌کند کدام بخش «قابل مصرف» است و کدام بخش نه؟
• اگر استفاده از واتساپ و یوتیوب برای دانشجویان خطری ندارد، چرا برای مردم خطر دارد؟

رفع فیلتر محدود برای «دانشگاه‌ها» عملاً اعتراف دیگری است: فیلترینگ نه یک سیاست ملی، بلکه یک ابزار کنترل سلیقه‌ای است؛ بسته به اینکه مخاطب چه کسی باشد.

 

به‌جای رفع فیلتر، محدودیت جدید؛ سیم‌کارت‌های سفید هم سیاه می‌شوند

در روزهایی که افکار عمومی انتظار داشت دولت حداقل یک قدم واقعی در مسیر رفع فیلتر بردارد، ناگهان خبر دیگری منتشر شد: به دستور رئیس‌جمهور، سیم‌کارت‌های سفید مسئولان باید سیاه شوند.

سیم‌کارت سفید، همان سیم‌کارتی است که بدون محدودیت اینترنت و بدون فیلتر کار می‌کند و سال‌هاست به برخی مقامات و مدیران اختصاص داده شده است. پس از اعتراضات عمومی به این تبعیض آشکار — این‌که برخی تصمیم‌گیران کشور اینترنت آزاد دارند، اما باقی مردم ندارند — رئیس‌جمهور دستور داده که این سیم‌کارت‌ها نیز محدود شوند.

اما این تصمیم چند مشکل بزرگ دارد:

۱) مردم اینترنت آزاد می‌خواهند، نه اینکه اینترنت مسئولان محدود شود

این تصمیم نه عدالت ایجاد می‌کند، نه رفع تبعیض؛ تنها نتیجه‌اش این است که «به‌جای رفع فیلتر بقیه، فیلتر مسئولان هم زیاد شد!»

۲) مشکل اصلی تبعیض نیست، اصل فیلترینگ است

سؤال مردم بسیار ساده است:
اگر اینترنت آزاد برای تصمیم‌گیران لازم و مفید است، چرا برای مردم مضر است؟

این پرسش همچنان بی‌پاسخ مانده.

۳) چرا دولت به جای شفافیت، صورت‌مسئله را پاک کرد؟

به‌جای اعلام اسامی کسانی که مانع رفع فیلترند، یا باز کردن گره‌های تصمیم‌گیری، دولت تنها کاری که کرد این بود که دسترسی آزاد برخی مدیران را هم محدود کند؛ اقدامی نمایشی که بیشتر شبیه «تلافی» است تا سیاستگذاری.

 

سؤال محوری: چه کسانی اجازه نمی‌دهند فیلتر برداشته شود؟

یکی از مهم‌ترین نکات این است: دولت حتی حاضر نیست اسامی و نهادهایی را که مانع رفع فیلتر هستند، اعلام کند.

دولت می‌گوید «مقاومت وجود دارد»، اما نمی‌گوید چه کسانی مقاومت می‌کنند.
می‌گوید «نمی‌خواهیم دعوا درست کنیم»، اما سؤال این است:

اگر اسم افراد و نهادها را نمی‌گویید، پس چگونه مردم اعتماد کنند که واقعا اراده‌ای برای رفع فیلتر وجود دارد؟

وقتی دولت از شفافیت فرار می‌کند، این تصور عمومی تقویت می‌شود که:
• یا دولت نمی‌تواند،
• یا نمی‌خواهد،
• یا اساسا اراده‌ای برای رفع فیلتر به شکل جدی وجود ندارد.

مردم حق دارند بدانند چه نهادی، چه فردی یا چه گروهی سال‌هاست به جای کل جامعه تصمیم می‌گیرد و دسترسی آن‌ها را محدود می‌کند.

شفافیت یعنی مسئولیت؛ و مسئولیت یعنی پاسخگویی.
اما تا امروز، هیچ‌کس پاسخگوی این وضعیت نیست.

طنز تلخ ماجرا؛ ۸۰ درصد مردم فیلترشکن دارند، اما دولت هنوز «در حال بررسی» است

وقتی مقامات رسمی می‌گویند ۸۰ درصد مردم فیلترشکن دارند، یعنی:
• فیلترینگ عملاً بی‌اثر است.
• مردم هزینه اضافی پرداخت می‌کنند.
• امنیت دیجیتال کاربران کاهش یافته.
• داده‌های شخصی میلیون‌ها نفر در معرض خطر است.
• پهنای باند کشور هدر می‌رود.
• اقتصاد دیجیتال فلج شده.
• کسب‌وکارها به سمت پلتفرم‌های خارجی بدون نظارت امن مهاجرت کرده‌اند.

با این وجود، تصمیم‌گیران همچنان به سیاستی ناکارآمد، پرهزینه و زیان‌بار اصرار می‌ورزند — سیاستی که حتی یک نفع قابل‌محاسبه برای کشور ایجاد نکرده است.

 

اینترنت؛ حق شهروندی یا امتیاز قابل مسدود شدن؟

امروز اینترنت در ایران نه یک «حق»، بلکه یک «امتیاز» تلقی می‌شود؛ امتیازی که می‌توان آن را به دانشگاه داد، از مردم گرفت، برای برخی مدیران آزاد کرد و بعد از اعتراضات، دوباره محدودش کرد.
اما در جهان امروز اینترنت بخشی از زندگی است: اقتصاد، فرهنگ، تحصیل، سلامت، کسب‌وکار و ارتباطات همه بر پایه اینترنت شکل گرفته‌اند.

وقتی دولتی دسترسی آزاد به اطلاعات را محدود می‌کند، عملاً مسیر توسعه را کند می‌کند. در اقتصادی که هر روز قیمت‌ها افزایش می‌یابد و مردم زیر فشار معیشت‌اند، اینترنت آزاد یکی از معدود فرصت‌های واقعی برای رشد اقتصادی است.

فیلترینگ نه‌تنها آزادی را محدود می‌کند، بلکه فرصت‌ها را حذف می‌کند.

 

تناقض بزرگ دولت؛ «نمی‌خواهیم دعوا کنیم»، اما حاضر نیستیم مسئله را حل کنیم

حضرتی گفته:

«دولت واقعا به دنبال تنش، درگیری یا کشاندن ماجرا به دعوا نیست.»

اما پرسش این است:
آیا شفافیت، دعواست؟ آیا اعلام نام مخالفان رفع فیلتر به معنی تنش‌آفرینی است؟

اگر دولت نمی‌خواهد دعوا کند، راه‌حلش واضح است:
رفع فیلتر پلتفرم‌هایی که میلیون‌ها ایرانی از آن‌ها استفاده می‌کنند.

نه اینکه با اقداماتی نمایشی مانند محدود کردن سیم‌کارت‌های سفید، فقط ظاهر موضوع را تغییر دهد و اصل مسئله را دست‌نخورده باقی بگذارد.

 

اقتصاد دیجیتال؛ قربانی اصلی سیاست‌های مبهم

هر یک روز محدودیت اینترنت، خسارت مستقیم و غیرمستقیم به اقتصاد وارد می‌کند.
کسب‌وکارها در پلتفرم‌هایی مثل اینستاگرام، واتساپ و یوتیوب سال‌ها سرمایه‌گذاری کرده بودند؛ یک روزه همه‌چیز قطع شد.
• هزاران کسب‌وکار خانگی تعطیل شدند.
• فروش آنلاین به پایین‌ترین سطح رسید.
• جوانان از بازار جهانی حذف شدند.
• فریلنسرها بازار بین‌المللی را از دست دادند.
• تبلیغات دیجیتال سقوط آزاد کرد.

آیا هیچ‌کدام از تصمیم‌گیران حاضر شده‌اند گزارش شفاف از خسارت‌های فیلترینگ ارائه دهند؟
پاسخ روشن است: خیر.

 

فیلترینگ یعنی انکار واقعیت

واقعیت امروز جامعه این است:

پلتفرم‌ها حذف نشده‌اند؛ فقط رسمی و قانونی نیستند.

مردم همچنان از واتساپ استفاده می‌کنند.
همچنان اینستاگرام دارند.
همچنان توییتر و یوتیوب استفاده می‌کنند.
اما همه این‌ها با VPN، با ریسک امنیتی، با هزینه بیشتر و با سرعت پایین‌تر انجام می‌شود.

سیاستی که ۸۰ درصد مردم را از مسیر غیررسمی به پلتفرم‌های بین‌المللی می‌برد، نه سیاست موفق است و نه حتی قابل دفاع.

 

دولت یا اراده ندارد یا اختیار ندارد

رفتار دولت در یک سال گذشته درباره رفع فیلتر نشان می‌دهد:
• وعده‌ها جدی نبوده،
• تصمیم‌گیران واقعی جای دیگری هستند،
• دولت توان یا اراده مقابله ندارد،
• و مهم‌تر از همه، دولت حتی حاضر نیست مسئول این وضعیت را معرفی کند.

وقتی دولت دستش را از شفافیت کنار بکشد، مردم حق دارند نتیجه بگیرند که وعده رفع فیلتر نیز مانند بسیاری وعده‌های دیگر، تنها برای مصرف رسانه‌ای بوده است.

 

فیلترینگ امروز نه ابزار امنیتی است، نه ابزار مدیریتی؛ یک مانع بزرگ در مسیر توسعه کشور و زندگی مردم است.
دولتی که با شعار «بازگرداندن اینترنت» آمد، امروز حتی نتوانسته یک پلتفرم را به‌صورت رسمی باز کند و در عوض، محدودیت‌ها را بیشتر کرده است.

تا زمانی که دولت شفافیت نداشته باشد و تا زمانی که مردم ندانند چه کسانی با رفع فیلتر مخالف‌اند، هیچ امیدی به تغییر وجود ندارد.

اینترنت یک مطالبه سیاسی نیست؛ مطالبه زندگی مردم است.
اما به نظر می‌رسد هنوز کسی در اتاق تصمیم‌گیری نمی‌خواهد این حقیقت ساده را بپذیرد.

 

لینک کوتاه : https://jomhouriat.ir/?p=267592

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0