جمهوریت –تحریریه اجتماعی: این جملات تازهترین موضعگیری مهری طالبی دارستانی است؛ چهرهای که طی سالهای اخیر نامش بیش از هر چیز با دفاع از سیاستهای سختگیرانه فرهنگی، مطالبه برخورد با بیحجابی، فعالیت در حوزه امر به معروف و نهی از منکر و اظهارنظرهای جنجالبرانگیز در فضای عمومی گره خورده است.
صرفنظر از درستی یا نادرستی ادعای مطرحشده درباره مسدود شدن خط تلفن وی، آنچه این اظهارات را قابل تأمل میکند، نه خود موضوع، بلکه موقعیتی است که گوینده در آن قرار گرفته است؛ موقعیتی که پرسش مهمی را پیش روی افکار عمومی قرار میدهد: آیا حقوق شهروندی فقط زمانی اهمیت پیدا میکنند که محدودیت متوجه خود ما شود؟
مهری طالبی دارستانی برای بسیاری از فعالان سیاسی و رسانهای چهرهای ناشناخته نیست. او طی سالهای گذشته یکی از صریحترین مدافعان برخوردهای فرهنگی و اجتماعی در حوزه حجاب بوده و بارها در مصاحبهها، سخنرانیها و مواضع رسانهای خود از ضرورت اعمال سیاستهای سختگیرانه در این زمینه دفاع کرده است.
نام او زمانی بیش از گذشته بر سر زبانها افتاد که از ایدههایی حمایت کرد که حتی در میان بخشی از نیروهای اصولگرا نیز محل مناقشه بود. او در سالهای اخیر از جمله افرادی بود که تلاش داشت مسئله حجاب را نه صرفاً یک موضوع فرهنگی، بلکه یک مسئله امنیت اجتماعی و حکمرانی تلقی کند؛ نگاهی که طبیعتاً به افزایش مداخلات حاکمیتی در زندگی شهروندان منجر میشود.
در همین چارچوب بود که طرحها و ایدههایی منتسب به جریان فکری نزدیک به او، از جمله موضوع موسوم به «کلینیک ترک بیحجابی»، بازتاب گستردهای در رسانههای داخلی و خارجی پیدا کرد. منتقدان این رویکرد معتقد بودند که چنین نگاههایی نهتنها کمکی به حل مسئله حجاب نمیکند، بلکه موجب افزایش شکافهای اجتماعی و دوقطبیسازی در جامعه میشود. با این حال مدافعان این دیدگاه، از جمله طالبی دارستانی، آن را ضرورتی برای صیانت فرهنگی جامعه تلقی میکردند.
طالبی دارستانی همچنین در سالهای گذشته بارها در برابر آنچه «تساهل فرهنگی» مینامید موضع گرفت. از نقد سیاستهای فرهنگی دولتها گرفته تا اعتراض به برخی برنامههای آموزشی، اجتماعی و رسانهای که به باور او با ارزشهای مورد نظرش سازگار نبودند. ادبیات او در بسیاری از این موارد نه صرفاً انتقادی، بلکه مطالبهگر برخورد، محدودسازی و مداخله بیشتر بود.
در واقع اگر بخواهیم تصویری کلی از کارنامه رسانهای او ارائه دهیم، با چهرهای مواجه هستیم که همواره از نقش پررنگتر نهادهای نظارتی و اجرایی در کنترل عرصه عمومی دفاع کرده است؛ فردی که بارها نسبت به آنچه «ولنگاری فرهنگی» میخواند هشدار داده و خواهان برخورد جدیتر با مصادیق مورد نظر خود شده است.
نکته جالب اما آنجاست که امروز همین فرد در مقام اعتراض، از «حقوق اولیه شهروندی» سخن میگوید؛ عبارتی که اتفاقاً سالهاست از سوی منتقدان سیاستهای مورد حمایت او نیز تکرار میشود.
واقعیت این است که مفهوم حقوق شهروندی یک مفهوم گزینشی نیست. نمیتوان آن را برای یک گروه مطالبه کرد و برای گروه دیگر نادیده گرفت. نمیتوان از حق انتخاب، حق دسترسی به خدمات، حق برخورداری از آزادیهای قانونی و حق مصونیت از محدودیتهای غیرشفاف فقط زمانی دفاع کرد که خودمان در معرض آن قرار گرفته باشیم.
بخش مهمی از واکنشهایی که امروز نسبت به گلایههای طالبی دارستانی در فضای مجازی دیده میشود، دقیقاً از همین زاویه شکل گرفته است. بسیاری از کاربران میپرسند کسانی که سالها از محدودسازی سبک زندگی دیگران دفاع میکردند، چگونه امروز از همان ادبیات حقوق شهروندی برای دفاع از خود بهره میگیرند؟
این پرسش البته صرفاً متوجه یک فرد نیست. مسئلهای فراتر از مهری طالبی دارستانی در میان است. او تنها نماد بخشی از یک جریان فکری است که در سالهای گذشته معتقد بود میتوان برای تحقق اهداف فرهنگی، دایره اختیارات حکومت را گستردهتر کرد و محدودیتهای بیشتری بر رفتارهای اجتماعی اعمال نمود. اکنون اما هنگامی که همان منطق محدودسازی به هر دلیل متوجه خود این جریان یا برخی چهرههای آن میشود، ناگهان ادبیات دیگری ظهور میکند؛ ادبیاتی که از حقوق شهروندی، آزادیهای قانونی، حق اعتراض و لزوم رعایت حقوق افراد سخن میگوید.
شاید مهمترین درس این ماجرا همین باشد. حقوق شهروندی زمانی معنا پیدا میکند که برای همه شهروندان به رسمیت شناخته شود؛ نه فقط برای کسانی که با ما همفکر هستند.
اگر مسدود کردن یک خط تلفن بدون فرآیند شفاف و قانونی نادرست است، این نادرستی مستقل از هویت سیاسی فرد باقی میماند. همانگونه که اگر محدود کردن حقوق افراد بدون پشتوانه روشن قانونی مذموم است، این قاعده شامل همه افراد جامعه میشود؛ چه کسانی که حامی سیاستهای رسمی هستند و چه کسانی که منتقد آن.
تاریخ سیاسی ایران و بسیاری از کشورهای دیگر پر است از نمونههایی که در آن، مدافعان محدودسازی دیروز، خود به منتقدان محدودسازی امروز تبدیل شدهاند. تجربهای که نشان میدهد قدرت و ابزارهای محدودکننده، برخلاف تصور برخی، همیشه در اختیار یک گروه باقی نمیمانند. هر قاعدهای که برای حذف یا محدود کردن دیگران طراحی شود، ممکن است روزی علیه طراحان و حامیان خود نیز به کار گرفته شود.

از این منظر، توییت اخیر مهری طالبی دارستانی بیش از آنکه یک گلایه شخصی باشد، تصویری نمادین از یک تناقض بزرگتر را به نمایش میگذارد؛ تناقض میان دفاع از محدودیت برای دیگران و اعتراض به محدودیت برای خود.
شاید اگر امروز این فعال فرهنگی از «حقوق اولیه شهروندی» سخن میگوید، زمان مناسبی باشد تا همه ما بار دیگر درباره معنای واقعی این حقوق بیندیشیم. حقوق شهروندی نه امتیازی برای دوستان و همفکران، بلکه حقی عمومی برای همه شهروندان است. جامعهای که این اصل را بپذیرد، کمتر گرفتار چرخههای فرساینده حذف، محدودسازی و انتقام سیاسی خواهد شد.
و شاید مهمترین پرسشی که پس از خواندن توییت اخیر مهری طالبی دارستانی در ذهن شکل میگیرد این باشد: آیا آنچه امروز برای خود مطالبه میکند، حاضر است برای همه شهروندان ایران نیز به همان اندازه به رسمیت بشناسد؟
بیشتر بخوانید:
- روزنامه خراسان: مراقب باشید در مذاکرات ژنو، ترامپ یا ونس با مقامات ایرانی عکس یادگاری نگیرند
- پزشکیان و ترامپ تفاهم نامه را امضا کردند/ بقایی: متن توافق به هر دو زبان امضا شده است/ مذاکرات ۶۰ روزه در مورد موشکی نیست/ اورانیوم به خارج از کشور انتقال نمی یابد
- اتهامات حسن رحیم پور ازغدی علیه برخی مسئولان کشور
- روزنامه اصولگرا: دشمن در حال تبدیل تجمعات خیابانی به محل تسویه حسابهای سیاسی است
- آیا واشنگتن از مطالبات حداکثری خود عقب نشست؟





