جمهوریت –تحریریه سیاسی- زیبا کوهستانی:
در سیاست خارجی، هیچ معیار دقیقی برای سنجش موفقیت یک توافق وجود ندارد مگر مقایسه میان «اهداف اولیه» و «نتایج نهایی». از همین منظر، ارزیابی تفاهم اخیر نیز زمانی معنا پیدا میکند که آن را با اهدافی بسنجیم که آمریکا طی سالهای گذشته بهصورت رسمی و مکرر علیه جمهوری اسلامی ایران دنبال میکرد.
راهبرد اعلامی واشنگتن بر سه محور اصلی استوار بود؛ توقف برنامه هستهای ایران، تداوم فشار اقتصادی از طریق تحریمهای گسترده و محدودسازی نفوذ و قدرت منطقهای جمهوری اسلامی. اکنون اما مفاد تفاهم اخیر تصویری متفاوت را پیش روی افکار عمومی قرار میدهد؛ تصویری که نشان میدهد بسیاری از خطوط قرمز ایران حفظ شده و در مقابل، آمریکا ناچار شده از بخشی از مطالبات حداکثری خود فاصله بگیرد.

نخستین نشانه این تغییر، پذیرش پایان درگیریها و حرکت به سمت ثبات منطقهای است. در شرایطی که طی سالهای گذشته ادبیات رسمی غرب بر افزایش فشار و تشدید تنش استوار بود، امروز اصل پایان جنگ و بازگشت آرامش به منطقه به یکی از محورهای اصلی تفاهم تبدیل شده است. این تحول بیش از هر چیز بیانگر آن است که راهبرد مبتنی بر تهدید و فشار نظامی نتوانسته اهداف مورد نظر طراحان خود را محقق سازد.
در حوزه ژئوپلیتیک نیز یکی از مهمترین ظرفیتهای راهبردی ایران همچنان حفظ شده است. موضوع تنگه هرمز، که سالها یکی از مهمترین اهرمهای قدرت جمهوری اسلامی در معادلات منطقهای و جهانی محسوب میشود، در چارچوب تفاهم اخیر از جایگاه راهبردی خود خارج نشده و همچنان بهعنوان یک ظرفیت مؤثر در اختیار ایران باقی مانده است.
اما شاید مهمترین بخش تفاهم به حوزه اقتصادی مربوط باشد. پیشبینی سازوکارهای گسترده برای بازسازی اقتصادی و سرمایهگذاری، نشان میدهد طرف مقابل ناگزیر شده مسئولیت بخشی از خسارتها و پیامدهای ناشی از سالها فشار و تنش را بپذیرد. این موضوع بهخودیخود بیانگر تغییر قابل توجه در رویکردی است که سالها بر اعمال فشار حداکثری علیه اقتصاد ایران استوار بود.
در کنار آن، آغاز روند رفع تحریمها از اهمیت ویژهای برخوردار است. تحریمهایی که قرار بود اقتصاد ایران را به زانو درآورد و زمینه تحمیل امتیازات سیاسی را فراهم کند، اکنون خود به موضوع مذاکره برای لغو یا تعلیق تبدیل شدهاند. حتی اگر این روند بهصورت مرحلهای و تدریجی انجام شود، نفس پذیرش آن به معنای شکست یکی از اصلیترین ارکان راهبرد فشار حداکثری خواهد بود.
در حوزه انرژی نیز دستاوردهای قابل توجهی دیده میشود. فراهم شدن امکان توسعه صادرات نفت و محصولات پتروشیمی، تسهیل حملونقل بینالمللی، بیمه و مبادلات بانکی، عملاً مسیر بازگشت ایران به بازارهای جهانی را هموار میکند. این تحول نه تنها درآمدهای ارزی کشور را افزایش خواهد داد، بلکه جایگاه اقتصادی ایران را در معادلات منطقهای و بینالمللی تقویت میکند.
موضوع آزادسازی داراییهای بلوکهشده ایران نیز از دیگر نقاط مهم این تفاهم است. منابعی که سالها به ابزار فشار سیاسی علیه جمهوری اسلامی تبدیل شده بود، اکنون در مسیر بازگشت به چرخه اقتصادی کشور قرار گرفته است؛ اقدامی که هم از منظر اقتصادی و هم از منظر سیاسی دارای اهمیت راهبردی است.
در بخش هستهای نیز تفاوت میان خواستههای گذشته آمریکا و وضعیت کنونی کاملاً آشکار است. سالها سخن از توقف کامل غنیسازی، برچیدن زیرساختهای هستهای و حذف ظرفیتهای فنی ایران مطرح میشد؛ اما در چارچوب تفاهم اخیر، نه تنها چنین مطالباتی محقق نشده، بلکه اصل حفظ ظرفیتهای موجود و ادامه روند مذاکرات درباره آینده برنامه هستهای مورد توجه قرار گرفته است.
واقعیت آن است که اگر مفاد این تفاهم را با اهداف اولیه آمریکا مقایسه کنیم، فاصلهای معنادار میان نقطه آغاز و نقطه پایان دیده میشود. زمانی سخن از تشدید تحریمها، افزایش فشار و محدودسازی همهجانبه ایران بود؛ اما امروز از رفع تحریمها، آزادسازی داراییها، توسعه صادرات نفت، تسهیل مبادلات مالی و سرمایهگذاری برای بازسازی اقتصادی سخن گفته میشود.
بیشتر بخوانید:
- روزنامه خراسان: مراقب باشید در مذاکرات ژنو، ترامپ یا ونس با مقامات ایرانی عکس یادگاری نگیرند
- پزشکیان و ترامپ تفاهم نامه را امضا کردند/ بقایی: متن توافق به هر دو زبان امضا شده است/ مذاکرات ۶۰ روزه در مورد موشکی نیست/ اورانیوم به خارج از کشور انتقال نمی یابد
- اتهامات حسن رحیم پور ازغدی علیه برخی مسئولان کشور
- روزنامه اصولگرا: دشمن در حال تبدیل تجمعات خیابانی به محل تسویه حسابهای سیاسی است





