جمهوریت – تحریریه ورزشی- پیمان ورزنده:
یک اسطوره چگونه به حاشیه رانده شد؟
خداداد عزیزی برای بسیاری از فوتبالدوستان ایرانی نامی فراتر از یک بازیکن بزرگ است. او نه تنها در دورهای طلایی برای فوتبال ملی، یکی از عوامل اصلی موفقیتها بود، بلکه لقب «غزال تیزپای آسیا» بهخاطر سرعت خیرهکنندهاش برای همیشه کنار نامش ثبت شد.
اما گذر زمان، چهرهی روایتشده از او را تغییر داد؛ مسیری که از محبوبیت کامل آغاز شد و امروز به نقطهای رسیده که بخش بزرگی از افکار عمومی او را «چهرهای مسئلهساز» مینامند.
در سالهای اخیر، رفتارهای پرخاشگرانه عزیزی در مصاحبهها، نشستهای خبری و حتی در نقش مدیر باشگاه تراکتور، بارها به سوژه رسانهها و واکنش کاربران شبکههای اجتماعی تبدیل شده است. این تغییر چهره، برای بسیاری نگرانکننده است: چگونه یک ستاره محبوب تا این اندازه از فضای حرفهای فاصله گرفته؟
نیمکت تراکتور؛ جایی که عزیزی تبدیل به خبر جنجالی شد
در کسوت مدیر یا عضو کادر تیم تراکتور ـ یکی از پرهوادارترین باشگاههای ایران ـ رفتارهای عزیزی بیش از همیشه در کانون توجه قرار گرفت. نشستن روی نیمکتی که دهها دوربین تلویزیونی و صدها میکروفن رسانهها آن را هدف گرفتهاند، مسئولیتی جدی میطلبد؛ مسئولیتی که متأسفانه عزیزی بارها با رفتارهایی غیرقابل دفاع آن را زیر سؤال برد.
بارها پیش آمده که در جریان مسابقه، با الفاظی که هرگز مناسب فضای ورزشی نیست خطاب به داور، بازیکن یا حتی دیگر عوامل فنی واکنش نشان داده است. حجم و شدت این الفاظ در برخی مواقع بهحدی بوده که رسانهها مجبور شدهاند روی صدای او «بوق» بگذارند تا منتشرکردن آنها خارج از ضوابط پخش صداوسیما نباشد.
اینکه یک چهره مدیریتشده و رسمی فوتبال چنین بیمهابا اصطلاحات زننده به زبان بیاورد، نه تنها برای جایگاه حرفهای او بلکه برای هواداران نوجوانی که فوتبال را دنبال میکنند، یک زنگ خطر جدی است.
وقتی دوربینها روشناند و کلمات خاموش نمیشوند
مشکل دقیقاً همینجاست: بیتفاوتی.
خداداد عزیزی انگار بیاعتنا به اینکه صدها هزار نفر ممکن است صدای او را بشنوند، هر چه میخواهد به زبان میآورد. رسانه ملی، پلتفرمهای اینترنتی و حتی شبکههای اجتماعی، همه در مسیر انتشار این تصاویر و صداها هستند. این یعنی هر لفظ رکیک، هر رفتار عصبی و هر واکنش خارج از عرف، مستقیم به خانهها میرود.
این پرسش مهم شکل میگیرد:
آیا یک مدیر، مربی یا چهره رسمی فوتبال نباید بیش از هر فرد دیگری به تأثیر اجتماعی رفتار خود آگاه باشد؟
فوتبال، بهخصوص در ایران، فقط یک ورزش نیست؛ یک فرهنگ است. قهرمانان زمین فوتبال برای نسل نوجوان الگو هستند. بنابراین وقتی یکی از همین اسطورهها، به جای ترویج اخلاق ورزشی، نمونهای از رفتارهای خشونتبار کلامی ارائه میدهد، اثرش چند برابر مخربتر میشود.
فوتبال ایران سالهاست گرفتار خشونت کلامی است
بحث درباره خشونت کلامی در فوتبال ایران تازه نیست. از کنار زمین گرفته تا برنامههای تلویزیونی و مصاحبهها، بارها شاهد توهین، تحقیر و درگیریهای لفظی بودهایم. اما تفاوت عزیزی با دیگران این است که شهرت و سابقه ورزشی او به رفتارهایش وزن بیشتری میدهد. وقتی فردی با چنین جایگاهی بیمحابا الفاظ رکیک به کار میبرد، عملاً به بخشهایی از جامعه این پیام را منتقل میکند که «این مدل رفتار در فوتبال پذیرفتنی است».
در حالی که فوتبال حرفهای جهان در تلاش است فضاهای ورزشی را به محیطهایی پاک، خانوادگی و محترمانه تبدیل کند، ما هر روز با نمونههایی روبهرو میشویم که مسیر را معکوس طی میکنند.
نقش رسانهها؛ بازتولید یا بازدارندگی
یکی از جنبههای مهم ماجرا، نقش رسانههاست. متأسفانه بسیاری از رسانهها ناخواسته به تداوم این چرخه کمک میکنند. انتشار گسترده و بیوقفه ویدئوها و صداهایی که از رفتارهای تند عزیزی ضبط میشود، نوعی بازتولید خشونت زبانی است. البته وظیفه رسانه اطلاعرسانی است، اما این اطلاعرسانی نباید باعث ترویج ادبیات خشونتآمیز شود.
در نقطه مقابل، رسانههای مسئول باید با تحلیلهای جدی، نقدهای مستدل و مطالبهگری از نهادهای مسئول، از ایجاد فضای سالم در فوتبال دفاع کنند. تا زمانی که چهرههای مسئلهساز بهطور مرتب روی آنتن میآیند، دعوت میشوند و سخنانشان بازتاب پیدا میکند، هیچ تغییری رخ نخواهد داد.
کمیته اخلاق؛ برخوردهای کوتاهمدت کافی نیست
در سالهای گذشته، کمیته اخلاق یا کمیته انضباطی در برخورد با تخلفات، معمولاً مسیر تنبیههای کوتاهمدت را انتخاب کردهاند:
تعلیق چند هفتهای، محرومیت چند جلسهای یا جریمه مالی.
اما تجربه نشان میدهد این نوع برخوردها برای افراد تأثیرگذار، آن هم چهرههایی که بارها رفتار مشابه را تکرار کردهاند، هیچ اثر بازدارندهای ندارد.
فوتبال ایران نیازمند تصمیمهای شجاعانه، قاطع و بدون ملاحظه است. وقتی فردی در جایگاه مدیریت یا نمایندگی یک باشگاه بزرگ، اینچنین آزادانه از ادبیات نامناسب استفاده میکند، برخورد باید فراتر از یک اخطار یا محرومیت کوتاهمدت باشد.
بسیاری معتقدند اگر کمیته اخلاق در برابر تخلفات زبانی و رفتاری قاطعی مثل این نمونه «برخورد جدی و بلندمدت» انجام دهد، نه تنها از اعتبار فوتبال محافظت میشود، بلکه الگویی بازدارنده برای دیگران شکل خواهد گرفت.
چرا چنین چهرههایی نباید دوباره به تلویزیون و رسانهها برگردند؟
یکی دیگر از مسائل مهم، بازسازی چهرههای مسئلهساز در رسانهها است. صداوسیما و بسیاری از رسانههای مکتوب و مجازی، صرفاً به دلیل شهرت گذشته، این افراد را دوباره به برنامهها و گفتگوها دعوت میکنند. نتیجه این رفتار، «عادیسازی» خشونت کلامی و رفتارهای پرخاشگرانه است.
یک جامعه سالم باید خط قرمزهای خود را در زمینه اخلاق عمومی حفظ کند. اگر چهرهای بهصورت مکرر از الفاظی استفاده میکند که در شأن جامعه نیست، طبیعی است که رسانهها نباید تریبون خود را در اختیار او قرار دهند.
خداداد عزیزی؛ اسطورهای که باید در آینه رفتار خودش تجدیدنظر کند
هیچکس نمیتواند گذشته درخشان عزیزی را انکار کند. بازیهای بینظیر او، نقشآفرینیهای تاریخی، محبوبیت گسترده و تلاشهایش در لباس تیم ملی، همه بخش مهمی از تاریخ فوتبال ایران است.
اما اسطوره بودن، یک وظیفه دائمی هم دارد: الگوسازی.
اینکه او روزی یکی از محبوبترین ورزشکاران ایران بوده، دلیل نمیشود امروز هر رفتاری از او پذیرفته شود.
عزیزی بیش از هر فرد دیگری باید به تأثیر سخنان و رفتار خود آگاه باشد. بازگشت او به جایگاه احترام، نیازمند بازنگری جدی در رفتار، گفتار و نوع مواجههاش با رسانههاست.
فوتبال ایران نیازمند الگوهای رفتاری سالم است
جامعهای که بخش بزرگی از جوانانش فوتبال را دنبال میکنند، بیش از هر زمان به الگوهای مثبت نیاز دارد. چهرههایی که رفتار حرفهای، اخلاقمداری و احترام به مخاطب را بهعنوان اصول اساسی رعایت کنند.
ما به قهرمانانی نیاز داریم که نه فقط در زمین، بلکه بیرون از آن هم استانداردهای اخلاقی را حفظ کنند.
قهرمانی که نتواند در مقابل دوربینها رفتار کنترلشده داشته باشد، چگونه میتواند برای نسل آینده الهامبخش باشد؟
خداداد عزیزی، ستارهای که روزی نماد افتخار بود، امروز در معرض انتقادهای گسترده قرار دارد. رفتارهای تند، پرخاشگریهای کلامی، بیتوجهی به شأن فوتبال و بیاعتنایی به تأثیرپذیری جامعه از گفتار او، تصویری کاملاً متفاوت از گذشته ساخته است.
اکنون زمان آن رسیده که نهادهای نظارتی فوتبال با قاطعیت وارد عمل شوند و استانداردهای اخلاقی فوتبال را از نو تعریف کنند. برخوردهای سطحی، محرومیتهای کوتاهمدت یا جریمههای کماثر سالهاست نتیجهای نداشته.
اما یک تصمیم جدی و برخورد قاطع میتواند برای همیشه روند این رفتارها را متوقف کند.
برای جامعهای که به دنبال آرامش، احترام و فرهنگ سالم ورزشی است، چنین چهرههایی نباید دوباره تریبون رسمی داشته باشند تا فضای فوتبال بهجای خشونت و درگیری، به سمت اخلاق و رقابت حرفهای حرکت کند.
- «پزشکیان! فیلترینگ برای مردم، اینترنت آزاد برای خواص | این بود عدالتِ وعدهها؟»
- ضرغامی: فیلترینگ کمکی به حل مسائل نمیکند
- «لوکیشنگیت | رسوایی دیجیتال ستار هاشمی و واقعیت تلخ اینترنت طبقاتی در ایران»
- دستور پزشکیان برای سیاه کردن سیمکارتهای سفید
- ناگفته های جنگ با اسرائیل از زبان پاکپور فرمانده کل سپاه
- سرنوشت سهمیههای ذخیره شده در کارت سوخت با سهنرخی شدن بنزین
- بنزین در ایران؛ از کوپن تا کارت سوخت / روایت ۴ دهه قیمتگذاری و آینده سیاستهای مصرف





