جمهوریت – تحریریه اجتماعی- زهرا مرندی :
سیاستی که دیگر حتی مدافع ندارد
سالهاست که فیلترینگ در ایران ادامه دارد، اما هیچگاه مانند امروز اینهمه تناقض، ابهام و اعتراض پیرامون آن دیده نشده بود. حتی مسئولانی که روزی مدافع محدودسازی بودند، اکنون آشکارا میگویند «فیلترینگ به این شکل، اشتباه است».
رئیس مجلس میگوید این مدل فیلترینگ نادرست است. سخنگوی دولت میگوید شخصاً با این شیوه مخالف است. وزیر، مرکز ملی فضای مجازی و حتی رئیسجمهور نیز هرکدام تلاش میکنند از زیر بار مسئولیت اصلی شانه خالی کنند.
اما با همه این اعترافها و انتقادها، مردم هنوز پشت دیوارهای بلند محدودیتاند.
سرنوشت مبهم و پرتناقض «سیمکارتهای سفید»
ماجرای «سیمکارت سفید» اساساً از یک قابلیت ساده در پلتفرم ایکس آغاز شد؛ جایی که لوکیشن کاربران نمایش داده میشد و اگر کاربری از ایران بدون VPN وارد میشد، مشخص بود که از اینترنت بدون فیلتر استفاده میکند.
این قابلیت ناگهان پرده از واقعیتی برداشت که سالها پنهان مانده بود: بخشی از مدیران، مسئولان و افراد گزینششده از اینترنت آزاد و بدون فیلتر استفاده میکردند؛ چیزی که برای مردم «ممنوع» بود اما برای تصمیمگیرندگان «مجاز».
انتشار این اطلاعات موجی از واکنشها را برانگیخت. افکار عمومی میپرسید:
اگر اینترنت آزاد برای مسئولان لازم است، چرا برای مردم خطر دارد؟
این سؤال ساده، اما بنیانبرانداز، دولت را وادار کرد که موضع بگیرد.
رئیسجمهور گفت «سیمکارتهای سفید باید سیاه شوند».
اما یک روز بعد وزیر ارتباطات نامه نوشت که «مرکز ملی فضای مجازی باید پاسخ بدهد».
مرکز ملی نیز توپ را به زمین وزارت ارتباطات انداخت و نوشت: «اصلاً ما در این سازوکار عضویتی نداریم؛ تصمیم و اجرا با وزارت بوده است.»
و این آغاز چرخهای بود که از آن بهعنوان «پاسکاری مسئولیت» یاد میشود؛ چرخهای که به مردم پیام میدهد:
نه تنها فیلترینگ منطقی ندارد، بلکه حتی سازوکار مدیریت آن نیز بیصاحب است.
فیلترینگ؛ بازاری پرسود برای VPN و زیانی بزرگ برای کشور
گزارشهای رسمی نشان میدهد بیش از ۸۳ درصد مردم از VPN و فیلترشکن استفاده میکنند.
این یعنی:
• فیلترینگ شکست خورده است.
• محدودیتها «کنترل» ایجاد نکردهاند؛ فقط مردم را به بازارهای غیررسمی و ناامن سوق دادهاند.
• اقتصاد VPN در ایران از بسیاری از استارتآپها سودآورتر شده است.
• میلیاردها تومان پول مردم هر ماه صرف دور زدن تصمیمی میشود که حتی مسئولانش هم از آن دفاع نمیکنند.
جالب اینجاست که در همین وضعیت، برخی دستگاههای نظارتی همچنان معتقدند «فیلترینگ تنها ابزار مدیریت فضای مجازی» است؛ جملهای که برخلاف شواهد بینالمللی و تجربه داخلی است.
نهتنها در ایران، بلکه در هیچ کشوری فیلترینگ گسترده منجر به توسعه دیجیتال نشده است.
وعدههای دولت؛ از «بازگرداندن اینترنت مردم» تا «در حال بررسی هستیم»
دولت چهاردهم از همان روزهای نخست وعدهای جذاب داد:
«اینترنت را به زندگی مردم بازمیگردانیم.»
اما امروز بعد از بیش از یک سال:
• هیچ پلتفرم اصلی رفع فیلتر نشده،
• واتساپ و اینستاگرام همچنان بستهاند،
• یوتیوب فقط «در بخشهایی» و آن هم «فقط برای دانشگاهها» باز شده است،
• و رفع فیلتر هنوز در حد مصاحبه و تیتر باقی مانده است.
هر بار از اعضای دولت درباره رفع فیلتر میپرسند، پاسخها تقریباً یکسان است:
• «در حال رایزنی هستیم.»
• «مقاومتهایی وجود دارد.»
• «برخی دستگاهها همکاری نمیکنند.»
• «به دنبال ایجاد چالش و دعوا نیستیم.»
این پاسخهای مبهم یک پیام مشخص دارد:
دولت یا اراده ندارد یا اختیار ندارد.
دانشگاه، آزمایشگاه رفع فیلتر؟
نکته عجیب در بین وعدهها این است که دولت اعلام کرده واتساپ و بخشهایی از یوتیوب فقط در دانشگاهها رفع فیلتر میشود.
[11:08, 12/13/2025] Sara: اما آیا واقعاً مسئله اینترنت کشور، چند صد هزار دانشجو است؟
آیا این اقدام محدود، نمادی از «عدالت ارتباطی» است یا یک نمایش تبلیغاتی؟
این تصمیم سؤالی اساسی را مطرح میکند:
اگر استفاده از واتساپ برای دانشجو بیخطر است، چگونه برای مردم خطرناک میشود؟
این تناقض نشان میدهد:
فیلترینگ مانند سایر حوزهها، تبدیل به یک ابزار سلیقهای شده است.
چرا اسامی کسانی که مانع رفع فیلترند اعلام نمیشود؟
این یکی از مهمترین بخشهای داستان است.
دولت میگوید برخی دستگاهها مانع رفع فیلتر شدهاند.
اما نام این دستگاهها را نمیگوید.
مردم حق دارند بدانند:
• چه نهادی اینترنت آنها را محدود کرده؟
• چه کسی تصمیم گرفته زندگی دیجیتال میلیونها نفر فریز شود؟
• چه گروه یا افرادی اجازه نمیدهند کشور در مسیر طبیعی توسعه اینترنت حرکت کند؟
شفافیت یعنی مسئولیت.
اما در مسئله فیلترینگ، هیچ نهادی مسئولیت نمیپذیرد و همه از پشت پرده حرف میزنند.
اقتصاد دیجیتال؛ بزرگترین قربانی فیلترینگ
دادهها نشان میدهد:
• هزاران کسبوکار خرد اینستاگرامی نابود شدهاند.
• فریلنسرها بازارهای جهانی خود را از دست دادهاند.
• زیرساخت دیجیتال کشور دچار رکود شده است.
• استارتآپهای ایرانی به دلیل محدودیت دسترسی به سرویسهای جهانی، از رقابت بازماندهاند.
• شرکتها مجبورند برای سادهترین سرویسها VPN خریداری کنند.
• هزینههای کاربران چندین برابر شده است.
همه اینها در حالی رخ داده که نه گزارشی از میزان خسارت منتشر شده و نه نهادی پاسخگو بوده است.
واقعیت انکارشده؛ مردم همچنان در پلتفرمهای خارجی هستند
برخلاف تصور برخی تصمیمگیران، مردم از پلتفرمها خارج نشدهاند:
• واتساپ هنوز محبوبترین پیامرسان است.
• اینستاگرام هنوز پلتفرم اصلی فروش آنلاین است.
• یوتیوب برای آموزش، سرگرمی و درآمدزایی جریان دارد.
• ایکس همچنان محل پیگیری اخبار است.
تنها تفاوت این است که مردم اکنون:
• با هزینه بیشتر،
• با خطر امنیتی بیشتر،
• با سرعت کمتر،
• و با استفاده از ابزارهای غیرمجاز
از این پلتفرمها استفاده میکنند.
این یعنی سیاست فیلترینگ نه تنها شکست خورده، بلکه فضای مجازی را ناامنتر کرده است.
سیمکارت سفید؛ نماد آشکاری از تبعیض دیجیتال
واقعیت این است که سیمکارت سفید فقط یک سیمکارت نیست؛ نماد تبعیض ساختاری است.
نماد این حقیقت که مردم محدود شوند، اما تصمیمگیران محدود نشوند.
سالها طول کشید تا مردم متوجه شوند گروهی از مسئولان تمام این مدت از اینترنت بدون فیلتر استفاده میکردند.
اما افشای ماجرا باعث شد دولت با تصمیمی شتابزده اعلام کند که «همه این سیمکارتها باید محدود شوند».
اما مردم این اقدام را چگونه دیدند؟
• انتقامگیری؟
• پاککردن صورت مسئله؟
• تلاش برای فرار از پاسخگویی؟
زیرا مردم پاسخ سادهای میخواستند:
چرا اینترنت باید برای مردم محدود باشد اما برای مسئولان نباشد؟
مرکز ملی فضای مجازی و وزارت ارتباطات؛ مسئولیت با کیست؟
در ماجرای سیمکارت سفید، پاسکاری مسئولیت به سطح کمسابقهای رسید:
• وزیر ارتباطات گفت «مرکز ملی باید توضیح دهد».
• مرکز ملی گفت «سازوکار تحت مدیریت وزارت است».
• وزارت گفت «کارگروه تصمیمگیرنده جای دیگری است».
• کارگروه به قانون جرایم رایانهای استناد کرد.
• رئیسجمهور گفت «باید سیاه شوند».
• وزارت دوباره گفت «مرکز ملی پاسخ بدهد».
این آشفتگی پیام روشنی دارد:
سیاستگذاری اینترنت در ایران فاقد شفافیت، انسجام و مسئول مشخص است.
مردم حق دارند بدانند
با همه این ابهامها، مردم سوالهای مشخصی دارند:
• چه کسی مسئول رفع فیلتر است؟
• چه نهادی پس از افشای سیمکارتهای سفید، خواستار سکوت شد؟
• چه کسانی مانع اجرای وعده دولت شدند؟
• چرا پلتفرمهای اصلی هنوز رفع فیلتر نشدهاند؟
• چرا اسامی افرادی که دسترسی ویژه دارند اعلام نمیشود؟
تا زمانی که شفافیت وجود نداشته باشد، اعتماد عمومی نیز بازنخواهد گشت.
اینترنت، مطالبه سیاسی نیست؛ نیاز روزمره مردم است
فیلترینگ در ایران نه دستاورد داشته، نه اقناع عمومی ایجاد کرده، نه توسعه دیجیتال را افزایش داده.
برعکس:
• مردم را به سمت VPNهای ناامن سوق داده،
• اعتماد عمومی را کاهش داده،
• تبعیض ساختاری ایجاد کرده،
• اقتصاد دیجیتال را تضعیف کرده،
• و از همه مهمتر، دولت را در مقام وعدهدهنده بدون عمل قرار داده است.
اینترنت در جهان امروز یک حق شهروندی است، نه یک امتیاز.
مطالبه اینترنت آزاد، یک مطالبه سیاسی نیست؛
مطالبه زندگی، کار، تحصیل، توسعه و پیشرفت است.
تا وقتی دولت شفافیت نداشته باشد و تا زمانی که مردم ندانند چه کسانی در برابر رفع فیلتر مقاومت میکنند، امیدی به تغییر باقی نمیماند.
و این حقیقت تلخ است:
دولتی که با شعار «بازگرداندن اینترنت به زندگی مردم» آمد، امروز حتی نتوانسته یک گره کوچک را باز کند؛ چه برسد به بازگرداندن اعتماد عمومی
- «پزشکیان! فیلترینگ برای مردم، اینترنت آزاد برای خواص | این بود عدالتِ وعدهها؟»
- ضرغامی: فیلترینگ کمکی به حل مسائل نمیکند
- «لوکیشنگیت | رسوایی دیجیتال ستار هاشمی و واقعیت تلخ اینترنت طبقاتی در ایران»
- دستور پزشکیان برای سیاه کردن سیمکارتهای سفید
- ناگفته های جنگ با اسرائیل از زبان پاکپور فرمانده کل سپاه
- سرنوشت سهمیههای ذخیره شده در کارت سوخت با سهنرخی شدن بنزین
- بنزین در ایران؛ از کوپن تا کارت سوخت / روایت ۴ دهه قیمتگذاری و آینده سیاستهای مصرف





