تاریخ : پنجشنبه, ۱۱ تیر , ۱۴۰۵ Thursday, 2 July , 2026
2
جمهوریت بررسی می‌کند؛ چگونه دانشگاه از موتور توسعه به نهاد حاشیه‌ای تبدیل شد؟

وقتی دانشگاه برای قدرت صف می‌کشد؛ روایت یک عکس از افول مرجعیت علم در ایران

  • کد خبر : 270194
  • ۱۲ خرداد ۱۴۰۵ - ۶:۵۷
وقتی دانشگاه برای قدرت صف می‌کشد؛ روایت یک عکس از افول مرجعیت علم در ایران
یک عکس، گاهی از ده‌ها گزارش رسمی گویاتر است. تصویری که از دیدار رئیس دانشگاه صنعتی شریف و رئیس ستاد اجرایی فرمان امام منتشر شد، در نگاه نخست یک ملاقات اداری معمولی به نظر می‌رسد؛ اما واکنش گسترده‌ای که در فضای عمومی برانگیخت، نشان داد مسئله فراتر از یک دیدار تشریفاتی است. برای بسیاری از مخاطبان، این تصویر یادآور واقعیتی تلخ بود؛ واقعیتی که سال‌هاست در سکوت شکل گرفته است: کوچک شدن تدریجی دانشگاه در ساختار قدرت ایران و تنزل جایگاه نهادی که زمانی قرار بود موتور توسعه کشور بود

جمهوریت – در کشورهای توسعه‌یافته، دانشگاه‌ها معمولاً محل مراجعه سیاستمداران، صاحبان سرمایه و مدیران اقتصادی هستند. رؤسای جمهور برای سخنرانی به دانشگاه می‌روند، شرکت‌های بزرگ برای جذب نخبگان در دانشگاه‌ها سرمایه‌گذاری می‌کنند و دولت‌ها برای حل پیچیده‌ترین مسائل خود به مراکز علمی رجوع می‌کنند.

اما در ایران امروز، به نظر می‌رسد روایت دیگری در حال شکل‌گیری است.

عکس منتشرشده از دیدار رئیس دانشگاه صنعتی شریف با رئیس ستاد اجرایی فرمان امام، صرفاً به دلیل حالت نشستن افراد یا زبان بدن آنان مورد توجه قرار نگرفت. اهمیت ماجرا در این بود که افکار عمومی به سرعت توانست از دل آن، روایتی آشنا استخراج کند؛ روایتی که سال‌هاست در ذهن جامعه شکل گرفته است: دانشگاه دیگر آن جایگاه تعیین‌کننده سابق را ندارد.

این برداشت شاید درباره آن جلسه خاص درست نباشد، اما پرسش مهم‌تر این است که چرا چنین برداشتی تا این اندازه باورپذیر شده است؟

پاسخ را باید در تحولات دو دهه اخیر جست‌وجو کرد.

روزگاری که دانشگاه محل تولید قدرت بود

دانشگاه در دهه‌های نخست پس از انقلاب، با همه فراز و فرودها، یکی از مهم‌ترین منابع تولید سرمایه انسانی کشور محسوب می‌شد. بخش بزرگی از مدیران، کارشناسان، پژوهشگران و فناوران کشور از دل دانشگاه‌ها بیرون می‌آمدند.

نام شریف، تهران، امیرکبیر، علم و صنعت و شیراز تنها نام چند مرکز آموزشی نبود؛ این دانشگاه‌ها نماد اعتبار علمی کشور بودند.

موفقیت دانشجویان ایرانی در المپیادهای جهانی، رشد تولیدات علمی، توسعه آموزش عالی و ظهور نسل جدیدی از مهندسان و متخصصان باعث شده بود دانشگاه در ذهن جامعه به عنوان یکی از مهم‌ترین مسیرهای پیشرفت شناخته شود.

اما این تصویر به تدریج تغییر کرد.

توسعه‌ای که دانشگاه را دور زد

یکی از مهم‌ترین آسیب‌های حکمرانی در ایران، شکل‌گیری مراکز تصمیم‌گیری موازی با نهادهای تخصصی بوده است.

در بسیاری از حوزه‌ها، از اقتصاد گرفته تا فرهنگ و فناوری، دانشگاه‌ها به جای آنکه در مرکز فرآیند تصمیم‌سازی قرار گیرند، به حاشیه رانده شدند. سیاست‌ها در جایی دیگر طراحی شد و دانشگاه بیشتر به محلی برای تأیید، اجرا یا نقد بی‌اثر تصمیمات تبدیل شد.

نتیجه آن شد که فاصله میان علم و حکمرانی روزبه‌روز بیشتر شد.

امروز بسیاری از استادان دانشگاه اعتقاد دارند که بخش مهمی از پژوهش‌های دانشگاهی اساساً در فرآیند تصمیم‌گیری کشور مورد استفاده قرار نمی‌گیرد. پایان‌نامه‌ها تولید می‌شوند، مقالات منتشر می‌شوند و همایش‌ها برگزار می‌شوند، اما ارتباط میان دانش تولیدشده و سیاست عمومی بسیار محدود است.

دانشگاهی که در تصمیم‌سازی نقشی نداشته باشد، به تدریج از مرکز ثقل قدرت ملی نیز فاصله می‌گیرد.

بحران بودجه؛ دانشگاهی که برای بقا می‌جنگد

همزمان با کاهش نقش دانشگاه در سیاست‌گذاری، مشکلات مالی نیز بر بحران افزود.

تورم مزمن، کاهش ارزش بودجه‌های پژوهشی، فرسودگی زیرساخت‌های علمی و دشواری تأمین تجهیزات آزمایشگاهی باعث شده بسیاری از دانشگاه‌های کشور با مشکلات جدی مواجه شوند.

امروز برخی آزمایشگاه‌های دانشگاهی با تجهیزاتی کار می‌کنند که عمر آنها به چند دهه قبل بازمی‌گردد. جذب اعضای هیئت علمی جوان با محدودیت روبه‌رو شده و بسیاری از طرح‌های پژوهشی به دلیل کمبود منابع نیمه‌تمام مانده‌اند.

در چنین شرایطی، دانشگاه ناگزیر است برای تأمین منابع به سراغ نهادهای اقتصادی، بنگاه‌های بزرگ و مراکز برخوردار از امکانات مالی برود.

این وابستگی اقتصادی، دیر یا زود به وابستگی نمادین نیز تبدیل می‌شود.

مهاجرت؛ رأی بی‌صدای نخبگان

شاید هیچ شاخصی به اندازه مهاجرت نخبگان وضعیت دانشگاه ایران را توضیح ندهد.

در سال‌های اخیر، خروج دانشجویان ممتاز، پژوهشگران و اعضای هیئت علمی به یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های کشور تبدیل شده است.

مهاجرت فقط به معنای ترک جغرافیا نیست؛ مهاجرت در واقع نوعی داوری درباره آینده است.

وقتی بهترین دانشجویان یک کشور، آینده حرفه‌ای خود را در دانشگاه‌های خارجی جست‌وجو می‌کنند، یعنی اعتماد آنها به ظرفیت‌های داخلی کاهش یافته است.

دانشگاهی که نتواند امید تولید کند، نمی‌تواند سرمایه انسانی خود را حفظ کند.

سقوط منزلت اجتماعی علم

مسئله فقط مهاجرت نیست.

در دهه‌های گذشته، خانواده‌ها دانشگاه را مهم‌ترین مسیر ارتقای اجتماعی فرزندان خود می‌دانستند. قبولی در دانشگاه‌های معتبر یک موفقیت بزرگ تلقی می‌شد و استاد دانشگاه بودن از بالاترین منزلت‌های اجتماعی برخوردار بود.

امروز اما این وضعیت دچار تغییر شده است.

بسیاری از جوانان احساس می‌کنند میان سال‌ها تحصیل دانشگاهی و دستیابی به موقعیت اقتصادی مناسب رابطه مستقیمی وجود ندارد. برخی مسیرهای غیرعلمی سریع‌تر، کم‌هزینه‌تر و حتی سودآورتر به نظر می‌رسند.

این تغییر نگرش، نشانه‌ای از کاهش اقتدار اجتماعی دانشگاه است؛ اقتداری که بازسازی آن به مراتب دشوارتر از ساختن یک ساختمان یا تأمین یک بودجه است.

پیام خطرناک برای نسل آینده

شاید مهم‌ترین پیام نهفته در آن عکس همین باشد.

جامعه‌ای که در آن دانشگاه برای تأمین منابع به مراکز قدرت مراجعه می‌کند، ناخواسته این پیام را به نسل جوان منتقل می‌کند که مسیر موفقیت از پژوهش، آزمایشگاه و نوآوری عبور نمی‌کند، بلکه از نزدیکی به کانون‌های قدرت می‌گذرد.

این خطرناک‌ترین ضربه‌ای است که می‌تواند به یک نظام علمی وارد شود.

زیرا توسعه پیش از آنکه یک پروژه اقتصادی باشد، یک باور اجتماعی است. مردم باید باور کنند که دانش ارزشمند است، پژوهش اثرگذار است و دانشگاه می‌تواند آینده را تغییر دهد.

اگر این باور از بین برود، حتی افزایش بودجه‌ها نیز قادر به جبران آن نخواهد بود.

مسئله یک عکس نیست

بحث بر سر رئیس دانشگاه شریف یا رئیس ستاد اجرایی نیست.

بحث حتی بر سر نحوه نشستن افراد در یک قاب عکاسی هم نیست.

اهمیت آن تصویر در این است که توانست آینه‌ای مقابل جامعه قرار دهد؛ آینه‌ای که بسیاری از مردم در آن، وضعیت امروز دانشگاه ایرانی را مشاهده کردند.

دانشگاهی که روزی قرار بود پیشران توسعه باشد، اکنون برای حفظ جایگاه خود می‌جنگد.

و شاید پرسش اصلی این باشد: اگر معتبرترین دانشگاه‌های کشور نتوانند مرجعیت علمی و اجتماعی خود را حفظ کنند، ایران چگونه می‌خواهد در جهانی که قدرت از دل دانش تولید می‌شود، جایگاه شایسته‌ای به دست آورد؟

لینک کوتاه : https://jomhouriat.ir/?p=270194

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0