تاریخ : شنبه, ۱۳ تیر , ۱۴۰۵ Saturday, 4 July , 2026
4
اقتصاد پنهان نفت در سایه تحریم‌ها

تراستی‌ها؛ شبکه خاکستری تجارت نفت، رانت‌های میلیاردی و پرسش‌های بی‌پاسخ

  • کد خبر : 268425
  • ۲۶ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۲:۰۱
تراستی‌ها؛ شبکه خاکستری تجارت نفت، رانت‌های میلیاردی و پرسش‌های بی‌پاسخ
در سال‌های اخیر نام «تراستی‌ها» به یکی از بحث‌برانگیزترین مفاهیم در اقتصاد نفتی ایران تبدیل شده است؛ شبکه‌ای از واسطه‌ها که در سایه تحریم‌ها مأمور فروش نفت شدند اما حالا اتهام گم‌شدن میلیاردها دلار، رانت‌های گسترده و زندگی اشرافی برخی از این بازیگران، پرونده‌ای پیچیده از اقتصاد پنهان را پیش روی افکار عمومی گذاشته است.
جمهوریت/
در ادبیات رسمی اقتصاد ایران، واژه «تراستی» تا چند سال پیش چندان شناخته‌شده نبود. اما با تشدید تحریم‌های نفتی و محدود شدن کانال‌های رسمی فروش نفت، این واژه به تدریج وارد گفتمان عمومی شد؛ اصطلاحی که به شرکت‌ها و افراد واسطه‌ای اشاره دارد که با سازوکارهای غیرشفاف، مأموریت فروش نفت و انتقال پول به کشور را بر عهده گرفتند.
اکنون با انتشار اظهارات تازه یک مقام مسئول سابق در وزارت نفت درباره بازنگشتن بیش از ۱۱ میلیارد دلار از درآمدهای نفتی، بار دیگر پرونده تراستی‌ها در مرکز توجه قرار گرفته است؛ پرونده‌ای که تنها یک بحث مالی نیست، بلکه به مسئله حکمرانی اقتصادی، شفافیت و ساختار رانت در اقتصاد تحریمی ایران گره خورده است.
تراستی‌ها چه کسانی هستند و چگونه شکل گرفتند؟
برای فهم پدیده تراستی‌ها باید به سال‌های تشدید تحریم‌های نفتی بازگشت؛ زمانی که فروش رسمی نفت ایران با محدودیت‌های شدید بانکی و بیمه‌ای مواجه شد. در چنین شرایطی، دولت‌ها برای دور زدن تحریم‌ها به شبکه‌ای از شرکت‌های واسطه، دلالان بین‌المللی و ساختارهای موسوم به «تراست» متوسل شدند.
تراستی‌ها در عمل نقش حلقه واسط میان فروشنده نفت و خریداران خارجی را ایفا می‌کردند. آن‌ها با استفاده از شرکت‌های ثبت‌شده در کشورهای ثالث، حساب‌های بانکی چندلایه و شبکه‌های پیچیده نقل‌وانتقال پول، تلاش می‌کردند رد تحریم‌ها را کم‌رنگ کنند. اما همین پیچیدگی، بستر مناسبی برای شکل‌گیری فساد و رانت فراهم کرد.
کارشناسان اقتصاد سیاسی معتقدند اقتصاد تحریمی به طور طبیعی به سمت «اقتصاد سایه» حرکت می‌کند؛ جایی که شفافیت کاهش می‌یابد و نظارت رسمی دشوارتر می‌شود. در چنین فضایی، تراستی‌ها نه‌تنها ابزار فنی دور زدن تحریم، بلکه به بازیگران قدرتمند اقتصادی تبدیل شدند.
افشاگری ۱۱ میلیارد دلاری؛ نقطه عطف پرونده
اظهارات اخیر علی‌اکبر پورابراهیم، مدیرعامل اسبق شرکت بازرگانی نفت ایران، بار دیگر ابعاد مالی پرونده تراستی‌ها را برجسته کرده است. او اعلام کرده که تا بهمن ۱۴۰۲ حدود ۱۱ میلیارد دلار از پول نفت در حساب تراستی‌ها رسوب کرده و به کشور بازنگشته است.
به گفته او، از همان ابتدا نسبت به ریسک این سازوکار هشدار داده شده بود و حتی نهادهای نظارتی نیز با ارسال نامه رسمی به دولت، درباره احتمال بازنگشتن پول‌ها اخطار داده بودند. پورابراهیم مدعی است بخشی از این منابع عملاً از بین رفته و برخی از افراد مرتبط با این شبکه‌ها با پول نفت ایران در امارات به ثروت‌های افسانه‌ای رسیده‌اند.
این افشاگری، موجی از واکنش‌ها را در میان نمایندگان مجلس، فعالان رسانه‌ای و کارشناسان اقتصادی به دنبال داشت. برخی خواستار شفاف‌سازی فوری وزارت نفت و انتشار جزئیات قراردادها شدند و برخی دیگر بر ضرورت اصلاح ساختار فروش نفت در شرایط تحریم تأکید کردند.
اقتصاد تحریمی و تولید رانت ساختاری
پدیده تراستی‌ها را نمی‌توان جدا از بستر کلی اقتصاد تحریمی تحلیل کرد. در شرایطی که کانال‌های رسمی مسدود می‌شوند، دولت ناچار است به روش‌های غیرمتعارف متوسل شود. اما این روش‌ها معمولاً با هزینه‌های پنهان همراه هستند.
اقتصاددانان این وضعیت را «رانت ساختاری» می‌نامند؛ رانت‌هایی که نه صرفاً حاصل فساد فردی، بلکه نتیجه مستقیم ساختارهای غیرشفاف و اضطراری هستند. هرچه فاصله میان سازوکار رسمی و مسیرهای عملیاتی بیشتر شود، احتمال شکل‌گیری شبکه‌های غیرپاسخگو افزایش می‌یابد.
در مورد تراستی‌ها، نبود شفافیت در قراردادها، محرمانه بودن اطلاعات فروش نفت و ضعف نظارت بر جریان مالی، مجموعه‌ای از شرایط را ایجاد کرد که امکان سوءاستفاده را بالا برد. حتی اگر همه بازیگران این حوزه فاسد نباشند، ساختار موجود به گونه‌ای است که زمینه انحراف را فراهم می‌کند.
واکنش مسئولان؛ میان انکار و وعده شفافیت
پس از انتشار این اظهارات، برخی مسئولان فعلی و سابق وزارت نفت تأکید کردند که پرونده‌های مالی مرتبط با فروش نفت تحت نظارت نهادهای نظارتی قرار دارد و نباید با بزرگ‌نمایی رسانه‌ای، امنیت اقتصادی کشور را خدشه‌دار کرد.
در مقابل، گروهی از نمایندگان مجلس خواستار تشکیل کمیته‌های ویژه برای بررسی دقیق عملکرد تراستی‌ها شدند. آن‌ها معتقدند که افکار عمومی حق دارد بداند درآمدهای نفتی چگونه مدیریت شده و چه سازوکاری برای بازگرداندن منابع وجود دارد.
کارشناسان حقوقی نیز بر این نکته تأکید می‌کنند که حتی در شرایط تحریم، می‌توان چارچوب‌های مشخصی برای پاسخگویی تعریف کرد؛ از جمله حسابرسی مستقل، گزارش‌دهی دوره‌ای به نهادهای منتخب و ایجاد سازوکارهای شفاف برای انتخاب واسطه‌ها.
زندگی لوکس و تصویرسازی رسانه‌ای
بخش جنجالی افشاگری‌ها به توصیف سبک زندگی برخی از افراد مرتبط با شبکه‌های تراستی مربوط می‌شود؛ از خودروهای لوکس گرفته تا اقامت در پنت‌هاوس‌های گران‌قیمت در امارات. این تصاویر، به سرعت در شبکه‌های اجتماعی بازنشر شد و به نمادی از شکاف میان اقتصاد رسمی و اقتصاد سایه تبدیل شد.
جامعه‌شناسان رسانه معتقدند چنین روایت‌هایی، حتی اگر بخشی از آن‌ها اغراق‌آمیز باشد، تأثیر عمیقی بر اعتماد عمومی می‌گذارد. در شرایطی که اقتصاد کشور با فشارهای تورمی و معیشتی روبه‌روست، شنیدن خبر ثروت‌های نجومی در حوزه نفت، حساسیت اجتماعی را تشدید می‌کند.
تجربه‌های جهانی؛ دور زدن تحریم و مسئله شفافیت
ایران تنها کشوری نیست که با مسئله فروش نفت در شرایط تحریم مواجه شده است. تجربه کشورهایی مانند ونزوئلا و روسیه نشان می‌دهد که استفاده از واسطه‌ها و شبکه‌های غیررسمی، اگر بدون نظارت دقیق باشد، می‌تواند به فساد گسترده منجر شود.
در برخی از این کشورها، ایجاد نهادهای ویژه نظارتی و استفاده از فناوری‌های ردیابی مالی، تا حدی توانسته ریسک سوءاستفاده را کاهش دهد. کارشناسان پیشنهاد می‌کنند ایران نیز می‌تواند از این تجربه‌ها برای بازطراحی سازوکارهای فروش نفت بهره بگیرد.
پیامدهای اقتصادی و سیاسی پرونده تراستی‌ها
پرونده تراستی‌ها تنها یک مسئله حسابداری نیست. بازنگشتن میلیاردها دلار درآمد نفتی می‌تواند بر تراز ارزی کشور، بودجه عمومی و حتی سیاست خارجی تأثیر بگذارد. از سوی دیگر، تداوم ابهام در این پرونده، سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی را فرسایش می‌دهد.
تحلیلگران سیاسی معتقدند نحوه برخورد حاکمیت با این پرونده، آزمونی برای اراده مبارزه با فساد در سطوح کلان است. شفاف‌سازی، پیگیری قضایی و اصلاح ساختاری می‌تواند پیام روشنی درباره جدیت نظام در مقابله با رانت ارسال کند.
راهکارها؛ از شفافیت تا اصلاح ساختار
کارشناسان مجموعه‌ای از راهکارها را برای کاهش ریسک تکرار چنین پرونده‌هایی پیشنهاد می‌کنند: ایجاد سامانه‌های شفاف گزارش‌دهی مالی، تقویت نظارت پارلمانی، استفاده از حسابرسان بین‌المللی و تعریف معیارهای سخت‌گیرانه برای انتخاب واسطه‌ها.
همچنین برخی اقتصاددانان بر ضرورت کاهش وابستگی بودجه به نفت و تنوع‌بخشی به منابع ارزی تأکید دارند. به باور آن‌ها، هرچه سهم نفت در اقتصاد کمتر شود، فشار برای استفاده از روش‌های پرریسک نیز کاهش می‌یابد.
پرسش‌هایی که باقی می‌ماند
پرونده تراستی‌ها تصویری فشرده از چالش‌های اقتصاد تحریمی ایران است؛ جایی که ضرورت‌های سیاسی با الزامات شفافیت اقتصادی در تعارض قرار می‌گیرد. افشاگری اخیر درباره ۱۱ میلیارد دلار پول بازنگشته، تنها نوک کوه یخ یک ساختار پیچیده است.
پرسش اصلی این است که آیا این پرونده به اصلاحات واقعی در سازوکار فروش نفت منجر خواهد شد یا مانند بسیاری از جنجال‌های پیشین، در گردوغبار اخبار روزمره گم می‌شود. پاسخ به این پرسش، تا حد زیادی به میزان شفافیت، اراده سیاسی و مشارکت نهادهای نظارتی بستگی دارد.
آنچه مسلم است، تراستی‌ها دیگر یک واژه تخصصی در حاشیه اقتصاد نیستند؛ آن‌ها به نمادی از چالش‌های حکمرانی در عصر تحریم تبدیل شده‌اند. نحوه مواجهه با این نماد، می‌تواند مسیر آینده اقتصاد سیاسی ایران را تا حد زیادی تعیین کند.
لینک کوتاه : https://jomhouriat.ir/?p=268425

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0