جمهوریت – تحریریه اجتماعی- سمیرا انصاری:
روز جهانی تالابها در حالی فرا رسیده که بخش قابل توجهی از تالابهای ایران دیگر کارکرد طبیعی خود را از دست دادهاند. تالابهایی که زمانی سپر طبیعی کشور در برابر خشکسالی، سیلاب، ریزگرد و بحران تنوع زیستی بودند، امروز خود به یکی از کانونهای بحران محیطزیستی بدل شدهاند.
اظهارات اخیر رئیس اداره حفاظت و احیای تالابهای گیلان درباره وضعیت «نگرانکننده تا بحرانی» تالابها، صرفاً محدود به یک استان نیست؛ این توصیف، تصویری دقیق از شرایط غالب تالابهای کشور است.
از تالابهای بینالمللی تا پهنههای فراموششده
ایران میزبان بیش از ۲۵۰ تالاب کوچک و بزرگ است که تعدادی از آنها در کنوانسیون رامسر ثبت شدهاند. با این حال، تالابهایی مانند انزلی، هامون، گاوخونی، بختگان، شادگان، هورالعظیم، میقان، جازموریان و ارومیه طی سالهای اخیر بارها در فهرست بحرانهای محیطزیستی قرار گرفتهاند.
در برخی مناطق، تالابها بهطور کامل خشک شدهاند و در برخی دیگر، کاهش شدید عمق آب، رسوبگذاری، ورود آلایندهها و قطع حقابه، حیات آنها را به مخاطره انداخته است. برای نمونه، همانگونه که در تالاب انزلی عمق آب در برخی نقاط به کمتر از دو متر رسیده، در تالابهایی نظیر گاوخونی و بختگان نیز بخشهای وسیعی عملاً از بین رفتهاند.
روز جهانی تالابها در حالی فرا رسیده که بخش قابل توجهی از تالابهای ایران دیگر کارکرد طبیعی خود را از دست دادهاند. تالابهایی که زمانی سپر طبیعی کشور در برابر خشکسالی، سیلاب، ریزگرد و بحران تنوع زیستی بودند، امروز خود به یکی از کانونهای بحران محیطزیستی بدل شدهاند.
اظهارات اخیر رئیس اداره حفاظت و احیای تالابهای گیلان درباره وضعیت «نگرانکننده تا بحرانی» تالابها، صرفاً محدود به یک استان نیست؛ این توصیف، تصویری دقیق از شرایط غالب تالابهای کشور است.
از تالابهای بینالمللی تا پهنههای فراموششده
ایران میزبان بیش از ۲۵۰ تالاب کوچک و بزرگ است که تعدادی از آنها در کنوانسیون رامسر ثبت شدهاند. با این حال، تالابهایی مانند انزلی، هامون، گاوخونی، بختگان، شادگان، هورالعظیم، میقان، جازموریان و ارومیه طی سالهای اخیر بارها در فهرست بحرانهای محیطزیستی قرار گرفتهاند.
در برخی مناطق، تالابها بهطور کامل خشک شدهاند و در برخی دیگر، کاهش شدید عمق آب، رسوبگذاری، ورود آلایندهها و قطع حقابه، حیات آنها را به مخاطره انداخته است. برای نمونه، همانگونه که در تالاب انزلی عمق آب در برخی نقاط به کمتر از دو متر رسیده، در تالابهایی نظیر گاوخونی و بختگان نیز بخشهای وسیعی عملاً از بین رفتهاند.
خشکسالی تنها متهم نیست
اگرچه تغییر اقلیم و کاهش بارندگی نقش مهمی در وضعیت تالابها دارد، اما کارشناسان محیطزیست تأکید دارند که خشکسالی بهتنهایی نمیتواند این حجم از تخریب را توضیح دهد. سدسازیهای گسترده، انحراف مسیر رودخانهها، تخصیص نادرست منابع آب، توسعه بیضابطه کشاورزی، برداشتهای بیرویه و رهاسازی فاضلابهای شهری و صنعتی، از عوامل اصلی نابودی تالابهای کشور به شمار میروند.
در بسیاری از موارد، حقابههای قانونی تالابها یا بهطور کامل نادیده گرفته شده یا در اولویتهای پایین مدیریت منابع آب قرار گرفتهاند.
بحران تالابها؛ تهدیدی فراتر از محیط زیست
پیامدهای تخریب تالابها صرفاً به نابودی پرندگان و آبزیان محدود نمیشود. خشکشدن تالابها به شکل مستقیم با افزایش ریزگردها، تشدید سیلابها، کاهش امنیت غذایی، نابودی معیشت جوامع محلی، افت گردشگری و تهدید سلامت عمومی در ارتباط است.
کارشناسان هشدار میدهند ادامه این روند، هزینههایی بهمراتب سنگینتر از هزینه احیای تالابها بر کشور تحمیل خواهد کرد؛ هزینههایی که در قالب بحرانهای اجتماعی، اقتصادی و بهداشتی بروز میکند.
روز جهانی تالابها؛ زمان عبور از شعار
۱۳ بهمن باید روز حسابکشی از سیاستهای آبی و محیطزیستی باشد، نه صرفاً فرصتی برای انتشار پیامهای نمادین. پرسش اصلی این است:در دهههای اخیر چه میزان اعتبار برای احیای تالابها تخصیص یافته؟ کدام طرحها به نتیجه رسیدهاند؟ و چه نهادهایی در انجام وظایف قانونی خود کوتاهی کردهاند؟
بدون پاسخ شفاف به این پرسشها و بدون تغییر جدی در نگاه حاکم بر مدیریت منابع آب، روز جهانی تالابها هر سال تکرار خواهد شد؛ در حالی که تالابهای ایران یکی پس از دیگری از نقشه زیستمحیطی کشور حذف میشوند.
اگرچه تغییر اقلیم و کاهش بارندگی نقش مهمی در وضعیت تالابها دارد، اما کارشناسان محیطزیست تأکید دارند که خشکسالی بهتنهایی نمیتواند این حجم از تخریب را توضیح دهد. سدسازیهای گسترده، انحراف مسیر رودخانهها، تخصیص نادرست منابع آب، توسعه بیضابطه کشاورزی، برداشتهای بیرویه و رهاسازی فاضلابهای شهری و صنعتی، از عوامل اصلی نابودی تالابهای کشور به شمار میروند.
در بسیاری از موارد، حقابههای قانونی تالابها یا بهطور کامل نادیده گرفته شده یا در اولویتهای پایین مدیریت منابع آب قرار گرفتهاند.
بحران تالابها؛ تهدیدی فراتر از محیط زیست
پیامدهای تخریب تالابها صرفاً به نابودی پرندگان و آبزیان محدود نمیشود. خشکشدن تالابها به شکل مستقیم با افزایش ریزگردها، تشدید سیلابها، کاهش امنیت غذایی، نابودی معیشت جوامع محلی، افت گردشگری و تهدید سلامت عمومی در ارتباط است.
کارشناسان هشدار میدهند ادامه این روند، هزینههایی بهمراتب سنگینتر از هزینه احیای تالابها بر کشور تحمیل خواهد کرد؛ هزینههایی که در قالب بحرانهای اجتماعی، اقتصادی و بهداشتی بروز میکند.
روز جهانی تالابها؛ زمان عبور از شعار
۱۳ بهمن باید روز حسابکشی از سیاستهای آبی و محیطزیستی باشد، نه صرفاً فرصتی برای انتشار پیامهای نمادین. پرسش اصلی این است:در دهههای اخیر چه میزان اعتبار برای احیای تالابها تخصیص یافته؟ کدام طرحها به نتیجه رسیدهاند؟ و چه نهادهایی در انجام وظایف قانونی خود کوتاهی کردهاند؟
بدون پاسخ شفاف به این پرسشها و بدون تغییر جدی در نگاه حاکم بر مدیریت منابع آب، روز جهانی تالابها هر سال تکرار خواهد شد؛ در حالی که تالابهای ایران یکی پس از دیگری از نقشه زیستمحیطی کشور حذف میشوند.





