جمهوریت -تحریریه فرهنگی – محمد مهدی مجتهد بیرجندی:
در تاریخ نزدیک به یک قرن برگزاری جوایز اسکار، کمتر پیش آمده که یک زبان غیرانگلیسی به طور همزمان در چند فیلم از کشورهای مختلف حضور داشته باشد. امسال، زبان فارسی با چهار نماینده از چهار جغرافیای متفاوت، به پدیدهای نادر در بخش «بهترین فیلم بینالمللی» بدل شده است. تاجیکستان، فرانسه، کانادا و ایران هر یک فیلمی فارسیزبان را به آکادمی اسکار معرفی کردهاند. این اتفاق نه تنها نشاندهنده پراکندگی و مهاجرت فیلمسازان ایرانی است، بلکه بازتابی از جهانیشدن سینمای فارسی و نفوذ آن در ساختار سینمای معاصر محسوب میشود.
معرفی فیلمها و ویژگیهایشان
1. تاجیکستان – «خرگوش سیاه، خرگوش سفید» (شهرام مکری)

شهرام مکری طی یک دهه اخیر با ساخت فیلمهایی چون «ماهی و گربه» و «هجوم» نگاه تازهای به روایت غیرخطی و سینمای تجربی عرضه کرده است. حال او با فیلمی تولید مشترک در تاجیکستان، بار دیگر در مرکز توجه قرار گرفته. انتخاب تاجیکستان از دو منظر اهمیت دارد: نخست به دلیل نزدیکی فرهنگی و زبانی با ایران، و دوم به خاطر تمایل این کشور به ورود به عرصه جهانی با پشتوانه سینماگران شناختهشده. مکری با زبان بصری منحصربهفردش میتواند شانس این کشور برای دیدهشدن را افزایش دهد.
2. فرانسه – «یک تصادف ساده» (جعفر پناهی)

جعفر پناهی از دهه ۹۰ میلادی تاکنون یکی از شاخصترین فیلمسازان موج نو سینمای ایران بوده است. او علیرغم محدودیتهای شدید داخلی، همواره موفق به حضور در جشنوارههای جهانی شده است. انتخاب فیلم او از سوی فرانسه، علاوه بر ارزش هنری، معنای سیاسی نیز دارد. فرانسه با این تصمیم، نه تنها فیلمی فارسیزبان را نماینده خود کرده بلکه نوعی حمایت نمادین از آزادی بیان و مقاومت فرهنگی نشان داده است.
3. کانادا – «چیزهایی که میکُشی» (علیرضا خاتمی)

علیرضا خاتمی از جمله فیلمسازان ایرانیتبار است که در مهاجرت، مسیر متفاوتی برگزیده است. او پیشتر با «آرام شدن» و همکاریهای چندملیتی مورد توجه جشنوارههای اروپایی قرار گرفته بود. «چیزهایی که میکُشی» بر بستری جهانی ساخته شده اما همچنان رگههای فرهنگی ایرانی را در خود حفظ کرده است. انتخاب این فیلم توسط کانادا نشاندهنده سیاست فرهنگی این کشور در حمایت از تنوع و مهاجران است.
4. ایران – «علت مرگ: نامعلوم»

نماینده ایران در اسکار امسال، فیلمی است که با نگاهی واقعگرایانه به مسائل اجتماعی ساخته شده است. این انتخاب در مقایسه با سالهای گذشته که معمولاً آثار محافظهکارانهتر راهی اسکار میشدند، نشاندهنده تغییر نسبی در سیاستهای فرهنگی و تمایل به معرفی اثری جدیتر است. این فیلم، از نظر مضمون، بیش از سه فیلم دیگر با شرایط اجتماعی داخل ایران در ارتباط مستقیم قرار دارد.
سابقه فیلمهای فارسی در اسکار
سینمای فارسیزبان در اسکار، پیشینهای طولانی اما پرفراز و نشیب دارد. ایران نخستین بار در سال ۱۹۷۷ با فیلم «دایره مینا» ساخته داریوش مهرجویی نمایندهای به آکادمی معرفی کرد، اما حضور جدی و پررنگ از دهه ۹۰ میلادی آغاز شد.
• مجید مجیدی با فیلم «بچههای آسمان» (۱۹۹۸) نخستین کارگردان ایرانی بود که توانست به جمع نامزدهای نهایی اسکار برسد. این فیلم با روایت انسانی و جهانشمول خود، در میان پنج نامزد نهایی بهترین فیلم خارجیزبان قرار گرفت و آغازی برای حضور پررنگتر سینمای ایران شد.
• اصغر فرهادی در ادامه این مسیر، دو بار برای ایران اسکار گرفت: نخست با فیلم «جدایی نادر از سیمین» در سال ۲۰۱۲، و سپس با «فروشنده» در سال ۲۰۱۷. این دو موفقیت، نه تنها جایگاه سینمای ایران را تثبیت کرد، بلکه نام فرهادی را بهعنوان یکی از فیلمسازان جهانی مطرح ساخت.
• در کنار این موفقیتها، فیلمهای دیگری چون «طعم گیلاس» کیارستمی و «درباره الی» فرهادی گرچه به اسکار نرسیدند، اما راه را برای توجه بیشتر جهان به سینمای ایران باز کردند.
• زبان فارسی البته محدود به ایران نماند: فیلمهایی از افغانستان، نظیر «اسامه» صدیق برمک (۲۰۰۴) یا «سنگ صبور» (۲۰۱۲) نیز به زبان فارسی راهی رقابت شدند. این حضورها نشان داد که زبان فارسی فراتر از مرزهای جغرافیایی، حامل فرهنگی مشترک است که قابلیت جهانیشدن دارد.
به این ترتیب، حضور چهار فیلم فارسیزبان از چهار کشور در سال ۲۰۲۵، ادامه و نقطه اوج روندی تاریخی است که از دههها پیش آغاز شده و اکنون در ابعادی تازه خود را نشان میدهد.
تحلیلی بر ابعاد فرهنگی و هویتی
چهار فیلم انتخابشده، هر کدام در فضایی متفاوت تولید شدهاند اما همگی به زبان فارسی سخن میگویند. این خود گویای پدیدهای است که میتوان آن را «پراکندگی فرهنگی ایرانیان» نامید. سینماگران ایرانی در مهاجرت، با امکانات و نظامهای تولیدی متنوع کار میکنند، اما زبان و نگاه فرهنگی خود را حفظ میکنند. این اتفاق در عین حال پرسشهای تازهای را درباره هویت ملی و مرزهای فرهنگی در سینما مطرح میسازد:
• آیا این آثار را باید «سینمای ایران» دانست یا بخشی از «سینمای جهان»؟
• نقش زبان فارسی در تعریف هویت سینمایی چیست؟
• و مهمتر از همه، چگونه میتوان این همگرایی چندملیتی را فرصتی برای معرفی فرهنگ ایرانی به جهان دانست؟
پیامدهای سیاسی و دیپلماتیک
انتخاب این چهار فیلم، فارغ از ارزش هنری، بار سیاسی نیز دارد. فرانسه با گزینش فیلم پناهی، عملاً پیام روشنی درباره آزادی خلاقیت در برابر سانسور ارسال میکند. کانادا با خاتمی، بر نقش مهاجران در ساخت هویت جدید خود تأکید دارد. تاجیکستان با مکری تلاش میکند از طریق زبان مشترک به جایگاهی فرهنگی برسد. و ایران نیز با «علت مرگ: نامعلوم» میخواهد روایت داخلی خود را به جهان عرضه کند. این ترکیب پیچیده نشاندهنده آن است که سینما نه فقط هنر، بلکه ابزار دیپلماسی فرهنگی است.
فرصتها و چالشها
• فرصتها: این رویداد میتواند به تقویت جایگاه جهانی سینمای فارسی کمک کند و سرمایهگذاری بیشتری برای تولیدات مشترک و همکاریهای بینالمللی فراهم آورد. همچنین میتواند به ایجاد شبکهای از فیلمسازان ایرانیتبار در سراسر جهان منجر شود.
• چالشها: از سوی دیگر، این پراکندگی میتواند موجب اختلاف نظر درباره «نمایندگی سینمای ایران» شود. آیا ایرانِ رسمی میتواند مدعی آثار فیلمسازانی شود که در خارج فعالیت میکنند؟ یا باید آنها را بخشی از موج سینمای مهاجرت دانست؟
حضور همزمان چهار فیلم فارسیزبان از چهار کشور در اسکار ۲۰۲۵، نقطه عطفی تاریخی برای سینمای ایران و فارسیزبانان است. این اتفاق نشان میدهد که زبان فارسی، مرزهای ملی را پشت سر گذاشته و به ابزاری جهانی برای روایت داستانهای انسانی بدل شده است. اگرچه مسیر دشواری پیشروست، اما بیتردید این لحظه را میتوان سرآغاز موجی تازه در سینمای ایران دانست؛ موجی که دیگر محدود به جغرافیای سیاسی ایران
بیشتر بخوانید:





