جمهوریت – تحریریه اجتماعی – زهرا مرندی : در روزهای اخیر، فضای عمومی کشور پر شده از خبرها و حواشی مرتبط با کنسرتها، مسابقات ورزشی مانند کشتی زاگرب، فوتبال و والیبال. این موضوعات هرچند در ظاهر میتوانند جنبههای سرگرمکننده و حتی غرورآفرینی داشته باشند، اما واقعیت زندگی مردم ایران نشان میدهد که اینها مسئله اصلی جامعه نیستند. آنچه مردم امروز بیش از هر چیز با آن دستوپنجه نرم میکنند، اقتصاد خانوار است؛ موضوعی که مستقیماً بر معیشت، آرامش و آینده خانوادهها سایه انداخته است.
حاشیه یا متن؟
کنسرتها و محدودیتهای فرهنگی، حتی موفقیتها و ناکامیهای ورزشی، میتوانند تیتر یک رسانهها شوند و بهطور مقطعی توجه افکار عمومی را جلب کنند. اما تجربه نشان داده که این حوادث ماندگاری ندارند. در مقابل، فشار تورم، گرانی مسکن، کاهش قدرت خرید و بیکاری روزانه سفرههای مردم را کوچکتر میکند.
یک شهروند میانسال در خیابان ولیعصر تهران به خبرنگار ما گفت:
«کنسرت هم اگر باشد، من توان خرید بلیت ندارم. بچهام علاقه دارد برود، ولی قیمت بلیت نصف حقوق من است. برای ما مهم این است که کرایه خانه را چطور بدهیم.»
خانمی خانهدار در صف نانوایی اضافه کرد:

«این همه بحث میکنند که کنسرت برگزار شد یا نشد، حجاب رعایت شد یا نه. ولی هیچکس نمیپرسد ما چطور باید نان و برنج سر سفره بگذاریم. مشکل ما شکم بچههاست، نه موسیقی و کنسرت.»
کارمند یک اداره دولتی نیز گفت:
«کنسرت که برگزار شود یا نشود، برای ما فرقی ندارد. وقتی پول شهریه مدرسه بچهها را نمیتوانم بدهم، شادی ما هم نصفه میماند.»
کشتی زاگرب؛ نماد غرور ملی یا سایهای زودگذر؟
موفقیتهای کشتیگیران ایرانی در زاگرب بار دیگر نشان داد که ورزش ایران همچنان ظرفیت بالایی برای افتخارآفرینی دارد. اما همانطور که در گفتوگوهای خیابانی شنیده میشود، بسیاری از مردم میپرسند:
- «آیا این مدالها میتواند قیمت گوشت و اجارهبها را پایین بیاورد؟»
یک کارگر ساختمانی در میدان آزادی تهران به خبرنگار ما گفت:
«کشتیگیرها زحمت میکشند، ما هم خوشحال میشویم. ولی وقتی شب میرویم خانه و دستمان خالی است، این مدالها به چه درد میخورد؟ ما از قهرمانی تیم ملی چیزی گیرمان نمیآید.»
دانشجوی اصفهانی نیز اظهار داشت:
«من عاشق کشتی هستم و پیروزیهای بچهها را دنبال میکنم، ولی وقتی شهریه دانشگاه دو برابر میشود، دیگر حتی فرصت شادی کردن هم نداریم.»
یک مغازهدار هم به خبرنگار گفت:
«ما هم دلمان میخواهد کشتیگیرها قهرمان شوند، اما مشتری که پول خرید لباس ندارد، این قهرمانی چه دردی از ما دوا میکند؟»
اقتصاد خانوار؛ محور اصلی
امروز، تورم بالای ۴۰ درصدی، کاهش ارزش پول ملی، رکود در بازار کار و فشار هزینههای روزمره زندگی مردم را تحتالشعاع قرار داده است. خانوادهها برای تامین مایحتاج اولیه مجبور به چندشغله بودن، حذف تفریحات و حتی اقلام ضروری از سبد مصرفی خود شدهاند.
در میدان شوش تهران، مردی که صاحب یک مغازه کوچک پوشاک است گفت:
«قدرت خرید مردم نصف شده. اجناس روی دستمان مانده. قبلاً برای عید همه خرید میکردند، حالا بیشتر مردم فقط تماشا میکنند و دست خالی میروند.»
در محله نارمک، خانمی بازنشسته در مورد شرایط زندگیاش گفت:
«با حقوق بازنشستگی حتی پول داروهایم هم نمیشود. چند ماه است گوشت قرمز نخریدهایم. بچههایم هم توان کمک ندارند چون خودشان گرفتارند.»
یک راننده تاکسی هم گفت:
«هر روز بنزین، قطعات ماشین و هزینه زندگی بالاتر میرود. کرایه را هم اگر زیاد کنیم، مردم نمینشینند. به خدا کار کردن دیگر نمیصرفد.»
کارگر یک کارخانه نیز افزود:
«ما صبح تا شب کار میکنیم، اما آخر ماه شرمنده خانواده میشویم. تفریح و سفر که هیچ، حتی برای خرید کفش ساده هم مشکل داریم.»
راه برونرفت
برای گریز از این مخمصه، نیازمند راهکارهای اقتصادی عملی و فوری هستیم:
- مهار تورم و ثبات اقتصادی از طریق سیاستهای پولی شفاف.
- حمایت از تولید داخلی برای ایجاد اشتغال پایدار.
- اصلاح نظام مالیاتی به نفع طبقات کمدرآمد و فشار بیشتر بر رانتخواران و سوداگران.
- شفافیت و مبارزه با فساد بهعنوان پیششرط بازگشت اعتماد عمومی.
- تقویت قدرت خرید خانوار از طریق یارانههای هدفمند و افزایش دستمزد واقعی.
نهایتا اینکه نه حجاب، نه کنسرت، نه کشتی و نه فوتبال و والیبال، هیچیک نمیتوانند مسالهی اصلی مردم ایران امروز باشند. اقتصاد خانوار مهمترین دغدغهای است که بر زندگی تکتک شهروندان سایه انداخته است. رسانهها و سیاستگذاران اگر بهدنبال بازتاب و پاسخ به خواست عمومی هستند، باید محور توجه را از حاشیهها برداشته و به متن زندگی مردم یعنی معیشت بازگردانند.
بیشتر بخوانید:





