جمهوریت – تحریریه اقتصادی – نیلوفر توتونچی: در حالی که مردم هر روز با افزایش قیمت نان، برق، آب، لبنیات و سایر اقلام اساسی زندگی دستوپنجه نرم میکنند، دهها هزار میلیارد تومان از بودجه عمومی کشور صرف نهادهای بیخاصیت و غیرضروری میشود. این بودجهها نه اثربخشاند و نه ضرورتی دارند، اما همچنان در سایه قدرت و لابیگری پابرجا هستند. دولت چهاردهم اگر شجاعت داشته باشد، میتواند با یک تصمیم تاریخی، این بار اضافی را از دوش مردم بردارد و به جای افزایش مالیات و فشار بر اقشار ضعیف، منابع را به سمت معیشت واقعی مردم هدایت کند.
فشار سنگین بر زندگی روزمره مردم
زندگی مردم در سالهای اخیر به مرزی از سختی رسیده که دیگر نمیتوان از کنار آن گذشت. درآمد کارمندان و کارگران سالهاست عملاً ثابت مانده، اما هزینهها با سرعتی غیرقابل پیشبینی بالا میروند. قیمت آب افزایش یافته، برق رشد چشمگیر داشته، نان گران شده، لبنیات هر هفته جهشی تازه پیدا میکنند و سایر کالاهای ضروری هر روز با برچسب جدیدی مردم را غافلگیر میکنند. در کنار این تورم افسارگسیخته، دولتها بارها به سراغ آسانترین راه رفتهاند: افزودن مالیات، عوارض و هزینههای جانبی. نتیجه آن شده که اقشار ضعیف جامعه بیشترین بار فشار اقتصادی را تحمل میکنند و آمار فقر هر روز بالاتر میرود.
در همین شرایط؛ بودجههای میلیاردی برای نهادهای بیخاصیت
تناقض بزرگ در بودجهریزی ایران همینجاست. درست در شرایطی که مردم از تأمین ابتداییترین نیازهایشان ناتوان میشوند، دهها هزار میلیارد تومان بودجه فرهنگی و مذهبی به نهادهایی اختصاص مییابد که اساساً ضرورتی ندارند. نهادهایی که روزی با کمکهای مردمی و وقفها اداره میشدند، حالا سالانه از خزانه عمومی ارتزاق میکنند.
بخش قابل توجهی از بودجه کشور میان سازمانها و بنیادهایی توزیع میشود که یا هیچ کارکرد ملموسی ندارند یا تأثیرشان در زندگی مردم صفر است. برای نمونه:
-
بنیاد سعدی به ریاست غلامعلی حداد عادل،
-
بنیاد حکمت اسلامی صدرا به ریاست محمد خامنهای،
-
مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی،
-
و دهها بنیاد و موسسه مشابه.

همین چند نهاد در مجموع بیش از ۲۳ هزار میلیارد تومان بودجه در سال دریافت میکنند؛ رقمی که در مواردی حتی بیشتر از سهم برخی وزارتخانههای کلیدی است. این پول نه صرف توسعه زیرساختهای حیاتی میشود، نه در سفره مردم دیده میشود؛ تنها صرف سرپا نگهداشتن نهادهایی است که هرکدام به حلقهای قدرتمند در ساختار سیاسی و مذهبی متصلاند.
هشدارهای کارشناسان و صدای بلند منتقدان
بارها دیوان محاسبات، نمایندگان مجلس و کارشناسان اقتصادی به این روند اعتراض کردهاند و خواستار بودجه ریزی مبتنی بر عملکرد شده اند. روزنامه جمهوری اسلامی به صراحت نوشت: بسیاری از این نهادها اساساً غیرضروری هستند و دولت باید برای قطع وابستگی نهادهای دینی و فرهنگی به بودجه عمومی تجدیدنظر کند.
حتی مسعود پزشکیان، رئیس جمهوری، اخیراً تأکید کرد: «کارمان شده فقط به یه مشت بنیاد و سازمانهای الکی که به هیچ دردی نمیخورند پول بدیم؛ بهشون گفتم آقایون این بساط باید جمع شود.» این صراحت بیان نشان میدهد که انتقاد به «بودجه نهادهای بیخاصیت» دیگر صرفاً صدای رسانهها نیست؛ بلکه از درون حاکمیت هم زنگ خطر به صدا درآمده است.
چرا حذف بودجه نهادهای بیخاصیت ضروری است؟
حذف این بودجهها نه فقط یک ضرورت اقتصادی بلکه یک ضرورت اخلاقی و اجتماعی است. اگر دولت چهاردهم شجاعت لازم را داشته باشد، میتواند سه دستاورد بزرگ داشته باشد:
-
جلوگیری از افزایش مالیات و فشار مضاعف بر مردم؛ یعنی کسری بودجه بدون دست کردن در جیب مردم جبران شود.
-
بازگرداندن عدالت اجتماعی؛ یعنی منابع به جای موسسات غیرپاسخگو، صرف بهبود معیشت و توسعه واقعی شود.
-
افزایش شفافیت و پاسخگویی؛ نهادهایی که سالهاست بدون هیچ گزارش عملکردی بودجه میگیرند، بالاخره موظف به توضیح شوند.
تصمیم شجاعانه یا ادامه مسیر شکستخورده؟
مردم امروز دیگر تحمل فشارهای بیپایان را ندارند. حذف بودجه نهادهای بیخاصیت، نه یک اقدام شعاری بلکه یک ضرورت حیاتی است. انتخاب پیشروی دولت چهاردهم روشن است: یا با شجاعت این اصلاح ساختاری را آغاز کند و در تاریخ به عنوان دولتی جسور ثبت شود، یا همچون گذشته با ادامه تخصیص بودجههای غیرضروری، بار دیگر فشار را بر دوش کارگران، کارمندان و اقشار ضعیف بگذارد.
این تصمیم حتماً مخالفان سرسختی خواهد داشت و حتی ممکن است دولت را تا مرز تکفیر ببرند؛ اما اگر حقیقتاً ارادهای برای نجات معیشت مردم وجود دارد، راهی جز این باقی نمانده است.
بیشتر بخوانید:
- سهم کسری بودجه شبیه سال های پایانی جنگ است
- بحران کسری بودجه و فلج سیستم بانکی | اقتصاد ایران در مسیر رکود تورمی





