جمهوریت –مهرداد کاشانی:
از کلاس تا استوری
در روزگار ما، بخشی از استادان روانشناسی، فلسفه، علوم اجتماعی و ادبیات، بهجای پژوهش و تدریس، راه پرزرقوبرق اما کممایهای را انتخاب
کردهاند: از کلاس درس به استوری و لایو اینستاگرام.ریشه این تغییر مسیر روشن است:
۱. بیاقبالی اجتماعی و سقوط به ژورنالیسم اینستاگرامیعلوم انسانی در ایران مشتری چندانی ندارد و این بیاقبالی، یعنی نبود امنیت شغلی. بسیاری از استادان برای بقا به تولید محتوای زرد و ژورنالیسم اینستاگرامی روی آوردهاند.
۲. موجسواری و کسب درآمد از نارضایتیجلسات کوچک چنددهنفره برگزار میکنند و با سوار شدن بر موج هر بحران یا اعتراض، کلاهی برای برند شخصیشان میدوزند.
۳. بیراهی بیرون از ایران و موجسواری سطحی بر گفتمان حاکمیتچون در بازار جهانی هم جایگاه روشنی ندارند، در داخل میمانند و با نقد سطحی و کمهزینه، خود را در معرض دیدهشدن قرار میدهند.
مسئولیت مستقیم حاکمیت
این وضع تنها تقصیر استادان نیست. حاکمیت با گسترش بیحساب دانشگاهها و مدرکگرایی، بدون آیندهنگری و اصلاح ساختار اقتصادی–فرهنگی، لشکری از دانشآموختگان بیکار تربیت کرده است؛ کسانی که بعد از سالها تحصیل، تنها راه خود را در موجسواری رسانهای میبینند.
از استاد تا بازنشرکننده تیتر بیگانه
کسانی که قرار بود منتقد مسئولانه و راهبر افکار عمومی باشند، امروز به اینفلوئنسرهای کممایهای بدل شدهاند که کارشان بازنشر تیتر رسانههای خارجی است؛ رسانههایی که نه دغدغه ایران که تنها منافع خود را پی میگیرند.
محفلگرمی به جای اندیشه
این افراد در داخل هم به محافل بسته تبدیل شدهاند. با پاسکاری جلسات و دعوتهای متقابل، تنور حضور رسانهایشان را روشن نگه میدارند؛ هرچند محصول این تنور بیشتر دود است تا نان.
راهی برای آینده
همانقدر که موشک و پدافند برای آینده کشور حیاتی است، نهادهای آیندهپژوهی چابک و آزاد از بروکراسی هم ضرورت دارد. نهادهایی با بودجه کافی برای جذب استادان حرفهای و بیطرف، تا پیش از بحران، راهحل بسازند.نه تصمیمهای شتابزدهای مثل تأسیس صدها واحد دانشگاهی بیدانشجو، بلکه سیاستگذاری مبتنی بر داده، آیندهنگری و حفظ منابع ملی.
بیشتر بخوانید:





