جمهوریت – هیئتمدیره هلدینگ خلیج فارس روز سهشنبه با انتخاب حسن عباسزاده، به حضور محمد شریعتمداری در رأس این مجموعه پایان داد؛ تغییری که بار دیگر بحث قدیمی درباره نحوه اداره بنگاههای بزرگ اقتصادی کشور را زنده کرده است: آیا تغییر افراد به معنای تغییر رویکردها نیز هست؟
اهمیت این پرسش از آن جهت است که هلدینگ خلیج فارس صرفاً یک شرکت اقتصادی نیست. این مجموعه سهم قابل توجهی در تولید محصولات پتروشیمی، صادرات غیرنفتی و ارزش بازار سرمایه کشور دارد و تصمیمات آن میتواند بر طیف گستردهای از صنایع و فعالان اقتصادی اثرگذار باشد. به همین دلیل، نوع مدیریت و راهبردهای حاکم بر این هلدینگ، صرفاً یک موضوع درونسازمانی نیست، بلکه به بخشی از حکمرانی اقتصادی کشور تبدیل شده است.
در سالهای گذشته، یکی از انتقادهای مطرح درباره بنگاههای بزرگ اقتصادی، غلبه نگاههای سیاسی و مدیریتی کوتاهمدت بر رویکردهای حرفهای و بلندمدت بوده است. منتقدان معتقدند تغییرات پیدرپی مدیران، بدون اصلاح ساختارها و سازوکارهای تصمیمگیری، در نهایت تنها به جابهجایی افراد منجر میشود، نه تحول در عملکرد.
اکنون نیز پرسش اصلی همین است؛ آیا تغییر در رأس هلدینگ خلیج فارس به بازنگری در سیاستها، شیوه حکمرانی شرکتی، نحوه اجرای پروژهها، توسعه زنجیره ارزش و افزایش بهرهوری منجر خواهد شد یا آنکه صرفاً شاهد تعویض یک مدیر با مدیری دیگر خواهیم بود؟
صنعت پتروشیمی ایران در شرایطی قرار دارد که با چالشهای متعددی از جمله تحریمها، محدودیتهای صادراتی، تأمین خوراک، کمبود سرمایهگذاری و ضرورت تکمیل زنجیره ارزش مواجه است. عبور از این چالشها بیش از هر چیز نیازمند ثبات مدیریتی، شفافیت، پاسخگویی و اتخاذ تصمیمات مبتنی بر منافع بلندمدت اقتصاد کشور است.
از این منظر، اهمیت تغییر در هلدینگ خلیج فارس نه در نام مدیر جدید، بلکه در پاسخ به این پرسش نهفته است که آیا این جابهجایی، سرآغاز تغییر در شیوه اداره یکی از مهمترین بنگاههای اقتصادی ایران خواهد بود یا خیر؛ پرسشی که پاسخ آن را نه احکام انتصاب، بلکه عملکرد ماهها و سالهای آینده مشخص خواهد کرد.





