جمهوریت – تحریریه اجتماعی:
پنجمین روز از آغاز درگیری مستقیم میان ایران با آمریکا و رژیم صهیونیستی فرا رسیده است. صدای انفجار در برخی نقاط، تصاویر نگرانکننده از زیرساختهای هدفگرفتهشده و فضای ملتهب رسانهای، بسیاری را به یاد تجربههای تلخ جنگ و بحرانهای اقتصادی گذشته انداخته است. در چنین شرایطی، معمولاً نخستین واکنش اجتماعی، هجوم به فروشگاهها، صفهای طولانی، احتکار خانگی و خالیشدن قفسههاست؛ رفتاری که در بحرانهای جهانی، از همهگیری کرونا گرفته تا جنگهای منطقهای، بارها تکرار شده است.
اما آنچه در این پنج روز در شهرهای بزرگ و کوچک ایران مشاهده شد، با بسیاری از پیشبینیها همخوانی نداشت. نه از صفهای چندصد متری خبری بود، نه از درگیری بر سر اقلام اساسی، و نه از کمبود گسترده کالاهای حیاتی. مردم، در اکثریت قابل توجه، به اندازه نیاز روزمره خرید کردند و از رفتارهای هیجانی پرهیز داشتند. این رخداد، صرفاً یک «اتفاق» نیست؛ بلکه نشانهای از بلوغ اجتماعی، درک مسئولیت جمعی و اعتماد نسبی به سازوکار تأمین و توزیع کشور است.

بازار در روز پنجم؛ تصویر میدانی از فروشگاهها
بررسیهای میدانی خبرنگاران از فروشگاههای زنجیرهای و خردهفروشیهای محلی در تهران، اصفهان، مشهد، شیراز و چند شهر مرزی نشان میدهد که اقلام اساسی از جمله نان، برنج، روغن، گوشت، مرغ، لبنیات و آب معدنی در دسترس بوده است. در برخی ساعات ابتدایی روزهای نخست، افزایش تقاضا برای برخی کالاها مانند کنسرو، ماکارونی و آب بطریشده مشاهده شد، اما این افزایش، به موج گسترده احتکار خانگی تبدیل نشد.
یکی از مدیران یک فروشگاه بزرگ در غرب تهران میگوید: «در روز اول، فروش ما حدود ۳۰ درصد افزایش داشت، اما از روز دوم به بعد به وضعیت عادی برگشت. مردم بیشتر میپرسیدند که آیا کالا هست یا نه، اما کمتر کسی بیش از نیاز معمول خرید میکرد.»
بر اساس دادههای منتشرشده از سوی مراجع صنفی، حجم توزیع روزانه برخی اقلام حتی نسبت به هفته قبل از آغاز درگیری افزایش یافته است. این افزایش نه ناشی از کمبود، بلکه حاصل تزریق ذخایر استراتژیک به شبکه توزیع بوده است. کارشناسان حوزه بازرگانی معتقدند در صورت تداوم این روند، بازار میتواند بدون شوک جدی به فعالیت خود ادامه دهد.
رفتار مصرفکننده در بحران؛ از هیجان تا عقلانیت
در ادبیات اقتصادی، «رفتار هراسی خرید» (Panic Buying) یکی از واکنشهای رایج در شرایط نااطمینانی است. تجربه بسیاری از کشورها نشان میدهد که حتی شایعه کمبود میتواند خود به کمبود واقعی منجر شود؛ چرا که مردم برای پیشیگرفتن از دیگران، بیش از نیاز خرید میکنند و همین رفتار زنجیره تأمین را مختل میسازد.
اما آنچه در این روزها در ایران مشاهده شد، تا حد زیادی خلاف این الگوست. جامعهشناسان معتقدند چند عامل در این رفتار نقش داشته است:
1. تجربههای پیشین: جامعه ایران در چهار دهه گذشته با بحرانهای متعددی از جنگ تحمیلی تا تحریمهای اقتصادی و همهگیری کرونا مواجه بوده است. این تجربهها نوعی «حافظه جمعی» از نحوه عبور از بحران ایجاد کرده است.
2. آگاهی رسانهای: اطلاعرسانی مستمر درباره ذخایر کالاهای اساسی و روند توزیع، از شکلگیری شایعات گسترده جلوگیری کرد.
3. همبستگی اجتماعی: در بسیاری از محلهها، مردم به یکدیگر اطمینان میدادند که نیازی به انبار کردن نیست و همه به سهم خود دسترسی خواهند داشت.
یک استاد جامعهشناسی دانشگاه تهران در گفتوگو با خبرنگار ما تأکید میکند: «رفتار این روزهای مردم را باید در چارچوب سرمایه اجتماعی تحلیل کرد. وقتی شهروندان احساس کنند رفتارشان بر دیگران اثر مستقیم دارد، مسئولانهتر عمل میکنند.»

نقش دولت در تثبیت بازار؛ از ذخایر راهبردی تا نظارت میدانی
در کنار رفتار سنجیده مردم، اقدامات اجرایی نیز نقش تعیینکنندهای در حفظ آرامش بازار داشته است. بنا بر اعلام منابع رسمی، ذخایر استراتژیک کالاهای اساسی پیش از آغاز درگیری در سطح مطلوبی قرار داشته و بخشی از این ذخایر در روزهای نخست وارد چرخه توزیع شده است.
اقداماتی که طی این پنج روز انجام شده، شامل موارد زیر بوده است:
• افزایش سهمیه توزیع روزانه آرد و نان در مناطق پرتردد
• تزریق ذخایر برنج و روغن به فروشگاههای زنجیرهای
• تشدید نظارت بر قیمتها و برخورد با گرانفروشی
• فعالسازی سامانههای گزارش مردمی تخلف
• هماهنگی با شبکه حملونقل برای جلوگیری از اختلال لجستیکی
بر اساس آمارهای اولیه، میزان شکایات ثبتشده درباره کمبود کالا در مقایسه با برخی بحرانهای گذشته کاهش محسوسی داشته است. همچنین گزارشها حاکی از آن است که شبکه حملونقل جادهای و ریلی با وجود فشار مضاعف، بدون وقفه جدی به فعالیت ادامه داده است.
کارشناسان اقتصادی معتقدند اگرچه فشارهای خارجی میتواند بر برخی زنجیرههای تأمین اثر بگذارد، اما در کوتاهمدت، مدیریت ذخایر و توزیع هدفمند میتواند مانع از بروز شوکهای شدید قیمتی شود.
مقایسهای با بحرانهای جهانی
در سالهای اخیر، جهان نمونههای متعددی از واکنشهای هیجانی در بحرانها را تجربه کرده است. در نخستین هفتههای شیوع ویروس کرونا در بسیاری از کشورهای اروپایی و آمریکای شمالی، قفسههای فروشگاهها خالی شد و خریدهای انبوه کاغذ توالت، مواد ضدعفونیکننده و مواد غذایی خشک به بحرانی روانی دامن زد.
تحلیلگران معتقدند تفاوت مهم این روزهای ایران، در نوع مواجهه جمعی با بحران است. جامعهای که سالها با تحریم و محدودیت زیسته، سازوکارهای سازگاری خاص خود را توسعه داده است. این سازگاری، امروز در قالب خویشتنداری مصرفی و اولویتدادن به نیاز واقعی جلوهگر شده است.
اقتصاد جنگ؛ چالشها و فرصتها
بدیهی است که تداوم درگیری نظامی، فشارهایی را بر اقتصاد وارد خواهد کرد. افزایش هزینههای دفاعی، احتمال اختلال در صادرات، محدودیتهای بانکی و بیمهای و نوسانات بازار ارز از جمله پیامدهای محتمل است. با این حال، کارشناسان تأکید میکنند که رفتار مصرفکننده میتواند نقش تعیینکنندهای در کنترل این فشارها داشته باشد.
اگر تقاضا در سطح منطقی باقی بماند و از احتکار خانگی پرهیز شود، دولت قادر خواهد بود منابع محدود را به شکل هدفمندتری مدیریت کند. در غیر این صورت، حتی ذخایر قابل توجه نیز در مدت کوتاهی تحلیل میرود.
روایت مردم؛ نجابت در عمل
در یکی از محلههای جنوبی تهران، صاحب یک بقالی کوچک میگوید: «مشتریها خودشان میگویند بیشتر از دو بسته نده تا به بقیه هم برسد.» این جمله ساده، شاید بهترین توصیف از حالوهوای این روزها باشد.
در شهرهای مرزی که بیش از دیگر مناطق در معرض نگرانیهای امنیتی هستند نیز گزارشها از آرامش نسبی حکایت دارد. خانوادهها ضمن پیگیری اخبار، زندگی روزمره را ادامه میدهند؛ کودکان به کلاسهای آنلاین متصل میشوند، کسبوکارهای کوچک باز هستند و چرخه عادی زندگی ـ هرچند با احتیاط ـ در جریان است.
سرمایه اجتماعی؛ بزرگترین پشتوانه در بحران
اقتصاددانان سالها درباره سرمایه فیزیکی و مالی سخن گفتهاند، اما در بزنگاههای تاریخی، آنچه بیش از هر چیز به کار میآید «سرمایه اجتماعی» است؛ یعنی اعتماد، همبستگی و احساس مسئولیت مشترک. این سرمایه، نه در انبارها، بلکه در رفتار مردم متجلی میشود.
پنجمین روز جنگ، تصویری دوگانه پیش روی ما گذاشته است: از یک سو تهدید نظامی و فشار خارجی، و از سوی دیگر آرامش بازار و نجابت مردم. این دو تصویر، تضادی آشکار دارند، اما در کنار هم معنای تازهای میسازند؛ اینکه جامعهای با پشتوانه همبستگی، میتواند حتی در سختترین شرایط نیز تعادل خود را حفظ کند.
چشمانداز پیشرو
بیتردید روزهای آینده نیز آسان نخواهد بود. تداوم درگیری یا گسترش آن میتواند شرایط را پیچیدهتر کند. با این حال، تجربه همین پنج روز نشان داد که جامعه ایران توانایی مدیریت هیجان جمعی را دارد و دولت نیز با بهرهگیری از ذخایر و سازوکارهای نظارتی میتواند از بروز کمبودهای گسترده جلوگیری کند.
آنچه اکنون اهمیت دارد، استمرار همین رفتار مسئولانه است؛ چه در سطح شهروندان و چه در سطح سیاستگذاری. بازار، بیش از هر چیز به آرامش روانی نیاز دارد و این آرامش، محصول تصمیمهای سنجیده و رفتارهای مدنی است.
در روزهایی که اخبار جنگ و تصاویر تلخ از حملات، فضای عمومی را تحت تأثیر قرار داده، بازار ایران تصویری متفاوت ارائه کرده است: قفسههای پُر، صفهای کوتاه و مردمی که به اندازه نیاز خرید میکنند. این رفتار، نه صرفاً یک واکنش لحظهای، بلکه نمادی از بلوغ اجتماعی و احساس مسئولیت مشترک است
در کنار آن، اقدامات بهموقع دولت در تأمین و توزیع مایحتاج ضروری، نشان داد که آمادگی نهادی میتواند مکمل سرمایه اجتماعی باشد. اگر این دو ضلع ـ مردم و حاکمیت ـ همچنان در کنار هم بایستند، حتی در شرایط جنگی نیز میتوان از بروز بحرانهای ثانویه اقتصادی جلوگیری کرد.
امروز، بیش از هر زمان دیگری، میتوان به چنین مردمی بالید؛ مردمی با عزت، با وقار و با درک عمیق از مسئولیت اجتماعی.
پاینده باد ایران و ایرانی.





