جمهوریت – مسعود دشتی درخشان کارشناس ارشد حوزه نفت و انرژی:

بازگشت ادعایی تحریمهای اسنپبک در ۲۷ سپتامبر که مبتنی بر یک تفسیر مورد اختلاف از قطعنامه ۲۲۳۱ است عملاً هیچ اختلالی در روند صادرات نفت ایران ایجاد نکرد. ایران از ابتدا این سازوکار را فاقد مبنای حقوقی دانسته و مشروعیت آن را به رسمیت نشناخته است؛ بنابراین، آنچه از سوی برخی کشورهای غربی «بازگشت تحریمها» خوانده شد، در عمل تغییری در رفتار و برنامهریزی انرژی ایران بهوجود نیاورد. استمرار بارگیریها، تداوم عبور تانکرها از مسیرهای تثبیتشده، و حفظ جریان صادرات به مقصد چین نشان داد که این سازوکار نه در سطح حقوقی و نه در سطح اجرایی، توان ایجاد فشار مؤثر را ندارد. حتی مخالفت چین و روسیه با فعالسازی آن نیز نشان داد که این سازوکار فاقد اجماع است و عملاً یک اقدام سیاسی محدود باقی مانده است. از منظر تحلیلی، هر سازوکار تحریمی که از مشروعیت بینالمللی تهی باشد، ظرفیت تبدیلشدن به ابزار فشار واقعی را نیز از دست میدهد.
بر مبنای دادههای موجود، صادرات نفت خام و میعانات ایران از سال ۲۰۲۳ تاکنون در بازهای پایدار میان ۱.۳ تا ۱.۶ میلیون بشکه در روز حرکت کرده و در برخی مقاطع ۲۰۲۵ به بیش از ۱.۸ میلیون بشکه نیز رسیده است. ثبات این اعداد نهتنها از انعطافپذیری شبکه صادرات ایران حکایت دارد، بلکه نشاندهنده آن است که ساختار تجارت انرژی ایران از سطح «مقاومت منفعلانه» عبور کرده و وارد مرحله «بازطراحی فعالانه» شده است. سهم چین- با ۸۵ تا ۹۰ درصد مقصد نهایی محمولهها – بیانگر شکلگیری یک زنجیره پایدار و استراتژیک عرضه است که مبتنی بر ترتیبات مالی مستقل، تخفیفهای ساختاریافته و معماری انتقال مبتنی بر عملیات کشتیبهکشتی قرار دارد. این زنجیره امروز یک نظام عملیاتی کامل است، نه پاسخی موقت به فشارهای خارجی.

تصویر شماره یک: روند افزایشی میزان صادرات نفت و میعانات ایران طی سالهای 2022 تا 2025
زیرساخت عملیات STS مهمترین نشانه بلوغ ساختاری صادرات ایران است. طی سه سال گذشته، ۸۲ درصد سفرها شامل حداقل یک عملیات انتقال کشتیبهکشتی بوده است. این الگوی تکرارشونده نشان میدهد صادرات ایران از فاز «پنهانسازی موردی» وارد فاز «سازماندهی سیستماتیک» شده است. عملیات STS که زمانی به عنوان ابتکاری پراکنده برای دور زدن تحریمها شناخته میشد، اکنون نقش ستون فقرات یک زنجیره لجستیکی بزرگ را ایفا میکند. چنین سطحی از انسجام، نشانهای از بلوغ نهادی و ارتقاء مدیریت ریسک در ناوگان است.

تصویر شماره دو: نسبت سفرهای مستقیم و عملیات کشتی به کشتی طی سه سال گذشته
تحلیل زمان سفرها نیز مؤید همین روند است. زمان سفر میان ایران و چین که در سال ۲۰۲۲ حدود ۸۵ تا ۹۰ روز بود، اکنون در محدوده ۵۰ تا ۷۰ روز تثبیت شده است. این کاهش به معنای افزایش سرعت نیست؛ بلکه منعکسکننده کاهش زمانهای انتظار در نقاط STS، بهینهسازی هماهنگیها میان تانکرها، و تقویت برنامهریزی لجستیکی است. ناوگان سایه ایران از وضعیت «پراکندگی و عدم قطعیت» خارج شده و به مرحله «کارآمدی و استانداردسازی» رسیده است. این بلوغ باعث رقابتپذیری بیشتر صادرات ایران با گریدهای روسیه و ونزوئلا شده و حتی در برخی موارد مزیت قیمتی ایران را تقویت کرده است.

تصویر شماره سه: تعداد روزهای سفر بین ایران و چین در سالهای 2022 تا 2025
در مجموع، شبکه صادرات نفت ایران امروز نه صرفاً مقاوم در برابر تحریمهاست، بلکه در دل همان فشارها یک ساختار پایدار، کمریسک و قابلاتکا ساخته است. هر موج جدید محدودیتهای بینالمللی – از افزایش نظارت بر STS تا تشدید الزامات بیمه – بهجای ایجاد اخلال اساسی، صرفاً موجب اصلاحات تاکتیکی در مسیرهای حرکتی، زمانبندی تخلیه و الگوهای انتقال شده است. این واکنشهای مرحلهای نشان میدهد صادرات نفت ایران به سطحی از بلوغ رسیده که حتی فشارهای پیچیده نیز تنها در حاشیه و نه در متن بر آن اثر میگذارند.
از منظر جمهوری اسلامی ایران، سازوکارهای تحریمی که خارج از اصول حقوق بینالملل، بدون اجماع جهانی و بر پایه تفسیرهای یکجانبه اعمال میشوند، نهتنها فاقد مشروعیت هستند، بلکه الزامآور نیز محسوب نمیشوند. ایران با تکیه بر حق حاکمیت اقتصادی و حق مسلم توسعه انرژی، بازگشت تحریمهای ادعایی را به رسمیت نمیشناسد و آن را مغایر با روح و نص قطعنامههای معتبر بینالمللی میداند. تجربه سالهای اخیر نیز نشان داده است که اینگونه فشارها نه توان متوقفکردن جریان صادرات ایران را دارند و نه میتوانند رفتار راهبردی جمهوری اسلامی را در حوزه انرژی تغییر دهند. در نتیجه، سیاست انرژی ایران بر پایه استقلال تصمیمگیری، مقاومت ساختاری و همکاری مشروع با شرکای جهانی ادامه خواهد یافت؛ بدون آنکه سازوکارهای فاقد اعتبار بتوانند نقشی تعیینکننده در آن ایفا کنند.
بیشتر بخوانید:





