جمهوریت –زیبا کوهستانی:
انتصاب علی لاریجانی به دبیری شورای عالی امنیت ملی، تنها یک تغییر مدیریتی نبود؛ بلکه نقطهی عطفی در بازآرایی نظم سیاسی و امنیتی ایران پس از یکی از پرتنشترین دورههای معاصر محسوب میشود. این انتصاب، هم در داخل و هم در عرصه بینالمللی با سیگنالهای معناداری همراه شد؛ در داخل، گویای تقویت عقلانیت و مردمگرایی در حکمرانی؛ و در خارج، نشانهای از تمایل جمهوری اسلامی به بازتعریف سیاستهای راهبردی و تعاملگرایانه می تواند باشد.

دشمنان نگران، دوستان امیدوار
رسانههای بینالمللی از جمله بلومبرگ، شرقالاوسط، آناتولی و مؤسسه مطالعات جنگ آمریکا، همصدا این انتصاب را در جهت تقویت جریانهای میانهرو و بازسازی سیاست خارجی ایران تعبیر کردهاند. از سوی دیگر، تایمز اسرائیل صراحتاً از حضور لاریجانی ابراز نگرانی کرده و او را تهدیدی برای امنیت اسرائیل خوانده است. این واکنشها نشان میدهد انتخاب لاریجانی فقط در سطح داخلی مهم نیست، بلکه با پیامدهایی راهبردی در روابط خارجی کشور نیز گره خورده است.
دیپلماسی به جای شعار
واکنشها در داخل نیز دال بر همین بازگشت به عقلانیت بود. عباس عراقچی، وزیر خارجه، با تبریک این انتصاب بر آمادگی وزارت خارجه برای همکاری صمیمانه با لاریجانی تاکید کرد. وزیر دفاع، نیز از حضور یک سیاستمدار با تجربه در این جایگاه ابراز خرسندی کرد.
از استادان حوزه علمیه چون مرتضی جوادی آملی تا فعالان اصلاحطلبی نظیر فیضالله عربسرخی، جواد امام و محمود واعظی، این تحول را زمینهساز تقویت رویکرد اعتدالی، بازگشت به دیپلماسی و کنار زدن افراطگرایی ارزیابی کردند.
پایان عصر افراط؛ آغاز دوباره گفتوگو
در نقطه مقابل اما، چهرههایی چون سعید جلیلی و نزدیکانش بهشدت از این تحول ناخشنود بودند. جلیلی در یکی از تندترین مواضع رسانهایاش، هواداران دیپلماسی را با قوم بنیاسرائیلِ گوسالهپرست مقایسه کرد؛ تشبیهی که از دید بسیاری، نشانهی خودبرتربینی سیاسی، بیپروایی در ادبیات سیاسی، و حتی تشبیه خود به حضرت موسی بود. این اظهارات واکنشهای تندی را در فضای سیاسی کشور برانگیخت. بسیاری این رفتار را ناشی از حذف تدریجی و کم اثر شدن جلیلی از ساختارهای کلان امنیتی کشور و شکست پروژههای ضد دیپلماسی او میدانند.
منتقدان میپرسند: اگر جلیلی در نقش حضرت موسی بود، پس چرا تحریمهای شورای امنیت سازمان ملل در دوره مسئولیت او تشدید شد؟ چرا افراطیگری در داخل و اسرائیل در خارج، هر دو از لاریجانی هراس دارند؟ واقعیت آن است که تجربه دیپلماسی لاریجانی در دهه ۸۰، همراه با زبان گفتوگو، و نه تهدید، وزن ژئوپلیتیک ایران را افزایش داده بود.
چشمانداز آینده: راهی برای عبور از بنبستها
تحلیلگران معتقدند با حضور علی لاریجانی در دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی، پروندههایی مانند مذاکرات هستهای، قانون عفاف و حجاب، سیاستهای منطقهای و مسئله امنیت اجتماعی، با نگاهی خردمندانهتر و واقعبینانهتر بررسی خواهد شد.
لاریجانی، برخلاف چهرههای افراطی، هم پایگاه اصولگرایی دارد و هم توانایی برقراری ارتباط با جریانات فکری و سیاسی دیگر را داراست.
در همین راستا روزنامه شرق، این انتصاب را «آغاز پایان عصر جلیلی» و «تحولی راهبردی» توصیف کرده و فرهیختگان با اشاره به پختگی، تسلط تئوریک و قدرت رتوریک لاریجانی، پیشنهاد داده است که از این فرصت برای بازسازی “امر ملی” استفاده شود.
در نهایت اینکه ، در دورانی که افراطگرایان در رسانهها فریاد میزنند و از پاسخگویی طفره میروند، بازگشت یک سیاستورز معتدل و با سابقه به نقطهی کانونی تصمیمسازی امنیتی کشور، میتواند آغاز مسیری باشد که عقلانیت را جایگزین شعار، و تدبیر را جانشین توهم کند.
انتخاب علی لاریجانی، شاید نه پایان همه بحرانها، اما آغاز عبور از بنبستهای خودساخته باشد.
بیشتر بخوانید:





