جمهوریت : الهام مردانی حقوقدان و وکیل پایه یک دادگستری : گذشته از عامل انساني ،ملت،مليت و تابعيت و اصل سرزمين و حكومت فائقه ، رژيم يا سيستم حكومتي دولتها همواره سعي دارند كه اصل دموكراسي و عدالت و رفاه را در جامعه رعايت و ترويج نمايند، ژان ژاك روسو عقيده دارد ؛ دموكراسي در پناه عدالت بيشتر مقبول و مجري است . در اصطلاح قرون جديد دموكراسي عبارت است از حكومت مردم كه به وسيله توجه به آراء اكثريت مردم از طريق انتخابات نمايندگان و تشكيل مجلس اجرا ميگردد و اراده امور حكومت در اختيار اكثريت آراء مردمي است كه طبق قانون حق راي دادن دارند ،اصطلاح دموكراسي به معناي اصلي و اولي خود يك وضع حكومت را مجسم ميكند كه اختيار تصميم در امور دولتي مستقيما بوسيله افراد ذيحق جامعه به موقع ،اجرا گذاشته ميشود و ملاك اتخاد تصميم ،اجراي حق حاكميت ملت بر مبناي اكثريت است.

دلائلي كه از نظر حقوق اصلي افراد بشر در اثبات فرضيه “حكومت مستقيم ملت ” اقامه ميگردد و از جنبه عملي و سازماني در ضرورت آن اصراري نيست و اين معني را تلويحا تصديق مينمايد و با اين حال ميتوان گفت ترتيبات حكومت دموكرات هر چه با اصول اوليه شركت مستقيم و راي بلاواسطه مردم نزديكتر باشد بهتر و كاملتر خواهد شد .
احقاق حق در پناه حكومت مردمي: دموكراسي بر اساس قانون است و افلاطون قانون را مقرراتي ميداند كه افراد جامعه آن را پذيرفته اند كه طبق آن زندگي كنند و هر گاه تشخيص دادند كه بحال افراد جامعه مفيد نيست قابل لغو و تغيير است و گويد وقتي كه احساس كنيم اطاعت از قانون ديگر بما كمكي نميكند ميتوانيم آن را بشكنيم، بشرط آنكه بتوانيم از مجازات قانون شكني فرار كرده مصون بمانيم .
در سويي ديگر حضرت علي عليه السلام ميفرمايد “فرزندان خود را براي فردا تربيت كنيد ” اين كلام بسيار بسيط است و اصول مذهبي را هم كه براي رفاه جامعه بوجود آمده اصول و قوانيني اختراع شده از جانب پيغمبر اكرم نيستند ،بلكه پيغمبر اكرم اين اصول و قوانين اخلاقي و اجتماعي را ظاهر ساخت تا بشر اساس زندگاني انفرادي و اجتماعي خود را بر روي آن استوار سازند و قوانين را نيز براي رفاه آنان وضع نمود ،قوانين موضوعه نيز كه بدست عده اي افراد خير خواه براي رفاه جامعه و حفظ حقوق افراد تدوين گرديده در پناه دموكراسي و با توجه به اوضاع و احوال و خصوصيات و پيشرفتهاي حقوقي را كه همعرض و حتي جلوتر از پيشرفتهاي اجتماعي است تحت عنوان ترقي قوانين مورد نظر قرار بگيرد و دموكراسي هر كشور ايجاب ميكند كه قوانين آن با اوضاع و احوال روز تغيير نموده ،تطبيق ،تعديل و بهبود يابد .
حق آزادي در دموكراسي و تعريف آن : ساده ترين تعريف اين است كه در آن حالت افراد تحت هيچگونه مضيقه و فشاري نباشند ،در طول تاريخ تقريبا در اكثر مواردي كه آزادي در معرض خطر قرار گرفته است بيدادگري را منسوب به حكومت و فرمانروايان دانسته اند ،درباره آزادي افراد جامعه از بيدادگري و فشار حكومات پاره اي آزاديهاي فردي وجود دارد كه در طول تاريخ بشر مرتبا از آنها دم زده است و آنها را عزيز شمرده است .از آن جمله است آزادي فرد از بازداشت بدست عمال خود سر حكومات ،بدين معني كه هر فردي تا اين حد طالب اينقدر آزادي بوده است كه بدون ترس از قواي بدون مجوز و بلاپرواي قواي انتظامي حكومت بتواند راه خود را در پيش گيرد و بكار خود ادامه دهد .طبيعي است كه افراد بشر نميتوانند انتظار آزادي مطلق داشته باشند و يا از چنين حالتي كه صرفا جنبه انتزاعي دارد برخوردار باشند ،زيرا انسان متمدن از وقتي كه تصميم گرفت در جامعه اي بطور دسته جمعي سالم زندگي كند طبعا و ضمنا تقبل نمود كه در ازاء اين موهبت مقداري از آزادي خويش را از دست بدهد ، با توافق و تراضي افراد جامعه اين جريان در جوامع بين المللي بجائي رسيد كه قرار گذاشتند آزادي انفرادي بحدي باشد كه آزادي و خير و صلاح عموم را به خطر نياندازد و هر فردي تا آن حدود از آزادي بر خوردار گردد كه مخل آسايش و آزادي ديگران نشود در حاليكه ما براي افراد آزادي قائليم بايد يكي از شروط اساسي نيز آن باشد كه آزادي فردي مخل آزادي سايرين نگردد به همين نحو نيز بايد شرايطي در جامعه فراهم آيد كه فعاليتهاي عده اي مخل آزادي و رفاه افراد جامعه نشود . در پايان به يكي از سخنان علي عليه السلام در وصف دموكراسي اكتفا مينمايم كه ميفرمايد : “خوب اينقدر ارزشمند و پسنديده است كه بدكاران نيز سعي دارند اعمال خود را خوب جلوه دهند ” پس دموكراسي واقعي آنقدر پر ارزش است كه كشورهاي داراي خط مشهاي ديگر نيز سعي دارند اعمال خود را بر اساس دموكراسي جلوه دهند .





