تاریخ : پنجشنبه, ۱۱ تیر , ۱۴۰۵ Thursday, 2 July , 2026
1
گره کور ۲۵ ساله؛

وقتی سوء مدیریت، ترافیک جاده شمال را به عذاب تبدیل می‌کند!

  • کد خبر : 270611
  • ۰۲ تیر ۱۴۰۵ - ۱۵:۰۷
وقتی سوء مدیریت، ترافیک جاده شمال را به عذاب تبدیل می‌کند!

گزارش تحلیلی جمهوریت | جاده هراز، مسیری که قرار بود دروازه طبیعت باشد، به دلیل ناکامی‌های مدیریتی ربع‌قرن اخیر، به زندانی برای مسافران و کابوسی برای ساکنان بومی لاریجان و چلاو تبدیل شده است. اعترافات تکان‌دهنده نماینده آمل در مجلس، پرده از حقیقتی تلخ برمی‌دارد: ۲۵ سال ترافیک، نه به دلیل حجم خودروها، بلکه به […]

گزارش تحلیلی جمهوریت | جاده هراز، مسیری که قرار بود دروازه طبیعت باشد، به دلیل ناکامی‌های مدیریتی ربع‌قرن اخیر، به زندانی برای مسافران و کابوسی برای ساکنان بومی لاریجان و چلاو تبدیل شده است. اعترافات تکان‌دهنده نماینده آمل در مجلس، پرده از حقیقتی تلخ برمی‌دارد: ۲۵ سال ترافیک، نه به دلیل حجم خودروها، بلکه به خاطر یک «گره مدیریتی» در تخصیص بودجه‌هاست.

تراژدی تکرار شونده در هر جمعه
هر جمعه، جاده هراز در نقاطی نظیر لاریجان و چلاو به یک پارکینگ عظیم تبدیل می‌شود. مسافرانی که برای گریز از هیاهوی شهر راهی شمال می‌شوند، خود را در تلاشی بی‌پایان برای عبور از گره‌های ترافیکی می‌بینند که برخی از آن‌ها حتی ۲ تا ۵ ساعت زمان سفر را افزایش می‌دهد. اما این وضعیت، تنها یک «اتفاق ترافیکی» نیست؛ بلکه نتیجه مستقیم سیاست‌های غلط زیرساختی است که دهه‌هاست گریبان‌گیر این مسیر است.

اعتراف به شکست؛ ۲۵ سال انتظار برای یک راه حل!
در اظهارات صریح و تکان‌دهنده، نماینده آمل در مجلس شورای اسلامی با اشاره به وضعیت اسفبار ترافیکی، فاش کرد که ریشه این مشکل به ۲۵ سال پیش بازمی‌گردد. وی تأکید کرد که این حجم از ترافیک و رنج مردم، تنها به دلیل وجود یک گره ترافیکی است که باید سال‌ها پیش برطرف می‌شد.
او در حالی که از وضعیت جاری گلایه می‌کرد، فاش کرد که دلیل این وضعیت، عدم مدیریت صحیح در اجرای پروژه‌ها بوده است. نماینده آمل می‌گوید: «حدود بیست و پنج سال است که ما این ترافیک را داریم، فقط به خاطر یک گره ترافیکی که باید برطرف می‌شد.»

بازی با بودجه‌ها و تعهدات فراموش‌شده، نشان‌دهنده یک بازی عجیب در تخصیص بودجه است. طبق اظهارات نماینده آمل، در حالی که جاده‌های بالادست باید پیش از هر کاری آماده می‌شدند تا مردم اسیر ترافیک نشوند، بودجه‌ها در جای دیگری هزینه شده است. او با اشاره به سد در حال احداث هراز که اکنون با وجود تخصیص بیش از 56 میلیارد تومان بودجه همچنان ارتفاع ۸۵ متر از پوسته و هسته این سد ساخته شده است، می‌گوید بودجه‌هایی که باید صرف جاده می‌شد، داخل سد هزینه شد در حالیکه پیش از احداث سد باید جاده بالادستی آن ساخته می شد و خسارات ۲۵ سال ترافیک، رقم نمی خورد.

رضا حاجی پور در این مصاحبه از وزیر فعلی نیرو بابت جبران کم کاری مدیران قبلی و اختصاص ردیف برای ساخت این جاده تشکر و اجرای تعهدات وزارت نیرو در احداث ۱۱ کیلومتر جاده، که سال‌ها به فراموشی سپرده شده بود تشکر کرد، اما سوال اصلی این است: *چرا باید ۲۵ سال صبر می‌کردیم تا تعهدات اولیه وزارت نیرو اجرا شود؟

هزینه‌های پنهان؛ بنزینی که به سم تبدیل شد
ترافیک جاده هراز تنها اتلاف وقت نیست، بلکه یک «جرم زیست‌محیطی» و «هزینه اقتصادی» سنگین است. تحلیل‌های فنی نشان می‌دهد که خودروها در حالت درجا، به دلیل احتراق ناقص، بسیار بیشتر از حالت حرکت، گازهای سمی و ذرات معلق تولید می‌کنند.

در هر تعطیلات، ده‌ها هزار خودرو ساعت‌ها در دره‌های عمیق هراز متوقف می‌شوند و مقادیر عظیمی از سوخت سوبسید شده را بدون ذره‌ای جابجایی، به دود تبدیل می‌کنند. این وضعیت باعث شده است تا اکوسیستم بکر منطقه تحت تأثیر لایه‌ای از آلاینده‌ها قرار گیرد و «گردشگری سبز»، جای خود را به «گردشگری دودآلود» بدهد. علاوه بر این، هزاران ساعت بهره‌وری اقتصادی مسافران در این گره‌های ترافیکی دفن می‌شود.

فراتر از اتلاف وقت؛ صورت‌حساب نامرئی ترافیک

۱. تحلیل هدررفت سوخت و هزینه‌های پنهان:
یک خودروی میان‌رده در حالت درجا، به‌طور متوسط ساعتی بین ۰.۶ تا ۱.۵ لیتر بنزین مصرف می‌کند. حالا تصور کنید در هر تعطیلات، ده‌ها هزار خودرو برای ۲ تا ۵ ساعت در گره‌های ترافیکی لاریجان و چلاو متوقف باشند. این یعنی هر هفته هزاران لیتر سوخت سوبسید شده، بدون اینکه یک متر جابه‌جا شوند، به دود تبدیل شده و در فضای بسته دره‌ها پخش می‌شود. این اتلاف سوخت، در مقیاس سالانه، هزینه‌ای میلیاردی را بر دوش دولت و جیب مردم تحمیل می‌کند.

۲. کاتاستروف (فاجعه) تنفسی در ریه‌های شمال:
جاده هراز به دلیل توپوگرافی خاص (دره‌ها و کوهستان‌ها)، دچار پدیده‌ای به نام «به‌تله‌افتادگی آلودگی» می‌شود. گازهای سمی مانند اکسید نیتروژن (NOx) و مونوکسید کربن در اثر ترافیک شدید، در لایه‌های پایین دره متراکم شده و به جای پراکندگی در هوا، مستقیماً توسط مسافران و ساکنان محلی استنشاق می‌شود. این وضعیت، نه تنها باعث ایجاد بیماری‌های تنفسی کوتاه‌مدت در مسافران می‌شود، بلکه گیاهان اطراف جاده را با لایه‌ای از دوده و آلاینده‌ها می‌پوشاند و فتوسنتز آن‌ها را مختل می‌کند.

۳. تحلیل اقتصادی: فرصت‌هزینه‌های سوخته شده:
از منظر اقتصادی، هر ساعت ترافیک برای یک مسافر، به معنای کاهش «بهره‌وری» است. اگر میانگین دستمزد ساعتی فعالان اقتصادی را در نظر بگیریم، هزاران ساعت کاری در هر تعطیلات در این گره ترافیکی دفن می‌شود. این یعنی کاهش گردش مالی در مقاصد گردشگری و کاهش رضایت کاربران از زیرساخت‌های کشوری.

4. فرسایش روانی و استرس اجتماعی: ساعت‌ها حبس شدن در ترافیک، منجر به افزایش طنش های عصبی، دعواهای جاده‌ای و کاهش کیفیت زندگی می‌شود. برای ساکنان بومی لاریجان و چلاو، این ترافیک یعنی دشواری در دسترسی به خدمات بهداشتی، آموزشی و ارتباطی با مرکز شهر.

تعهدات فراموش شده و امید به گشایش
بخش دیگری از این بحران، مربوط به تعهدات وزارت نیرو در احداث ۱۱ کیلومتر از جاده است که سال‌ها به فراموشی سپرده شده بود. اگرچه اکنون با پیگیری‌های مسئولان استانی و دولتی، بتون‌ریزی‌ها در مراحل پایانی است و تنها دو دهنه و نصب گاردریل‌ها باقی مانده است، اما این پرسش باقی است که چرا تعهدات اولیه وزارت نیرو باید سال‌ها با تأخیر اجرا می‌شد؟

امروز با آماده شدن موقت یک دهنه تونل و تلاش برای آسفالت‌ریزی سریع، امیدی به خروج از این بحران وجود دارد. اما باز شدن یک لاین موقت، پاسخگوی خسارات مادی، معنوی و زیست‌محیطی وارد شده به مردم لاریجان و مسافران شمال در ربع قرن گذشته نیست.

چه کسی پاسخگوست؟
جاده هراز نباید تنها در زمان‌های بحرانی یا در فشار ترافیک‌های شدید به یاد مدیران بیاید. مردم لاریجان، چلاو و مسافران تهران-امول، استحقاق مسیری ایمن و سریع دارند، نه جاده‌ای که در آن «عمر» و «سلامت» در ترافیک‌های بی‌پایان دفن شود.

جمهوریت می‌پرسد: چه کسی پاسخگوی ۲۵ سال اتلاف وقت، سرمایه ملی و تخریب محیط زیست در گره ترافیکی جاده هراز است؟

لینک کوتاه : https://jomhouriat.ir/?p=270611

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0