تاریخ : سه شنبه, ۸ اسفند , ۱۴۰۲ Tuesday, 27 February , 2024
1
در نشست «بررسی اقتصاد سیاسی آموزش و پرورش» عنوان شد:

حکایت تلخ درآمدزایی در مدارس به کجا رسیده است!

  • کد خبر : 228885
  • 23 بهمن 1402 - 17:17
حکایت تلخ درآمدزایی در مدارس به کجا رسیده است!
«یکی از معاونان وقت آموزش و پرورش، گفت ما حساب کردیم در کنار خیابانهای بزرگ، 80 کیلومتر مدرسه داریم و می خواهیم همه آنها را به تجاری تغییرکاربری دهیم! این وضعیت تبدیل به سیاست تخلیه مدارس دولتی شد. مدرسه دولتی بود، اما ثبت نام نمی کردند. دو، سه سال، ثبت نام نمی کردند، بعد می گفتند تعداد دانش آموز کم است و این مدرسه مازاد است! این وضعیت، در مناطق خاصی هم بیشتر انجام می شد. مثلا در منطقه سه آموزش و پرورش تهران، طوری شده که اگر خانواده ای بخواهد فرزندش را در مدرسه ای دولتی ثبت نام کند اصلا دسترسی به مدرسه دولتی ندارد و حتی سال گذشته سازمان بازرسی کشور، هشداری به آموزش و پرورش داد که باید در این منطقه این وضعیت متوقف شود. در منطقه 3 و شمال شهر تهران، بالای 80 درصد مدارس کاملا خصوصی هستند.»

جمهوریت-دکتر رضا امیدی، جامعه شناس، با انتقاد از برخی سیاستهای کلان کشور در حوزه آموزش و پرورش، گفت: اکنون با نظام آموزشی کاملا طبقاتی و جداشده مواجهیم که مهم ترین کارکرد آموزش که فضیلتهای مدنی و همبستگی اجتماعی است را نابود می کند. نظام آموزش ما نه تنها صرفا به بازتولید طبقاتی می پردازد بلکه فراتر از آن، درحال قطبی سازی اجتماعی است.

دکتر رضا امیدی، استاد پیشین گروه توسعه و سیاست‌گذاری اجتماعی دانشگاه تهران، که در نشست «انجمن کوی ارم» با عنوان «بررسی اقتصاد سیاسی آموزش و پرورش» سخن می گفت، با بیان اینکه شکل گیری نظام آموزشی همگانی، در جریان جنبش مشروطه، مطالبه جدی نخبگان وقت ایران بود، خاطرنشان کرد: این نظام، تقابلی با مهارت آموزی نداشت و مانند نظام های مدرن جهان، انتظار این بود که یک نظام آموزش همگانی ایجاد شود و تقریبا از دوره پهلوی اول هم این گونه شد. بعد از مشروطه، با شکل گیری وزارت فرهنگ و معارف، نوعی از تمرکز ایجاد شد و مدارس اولیه دولتی به وجود آمدند. اما از دوره رضا شاه در راستای ایده کلان دولت – ملت سازی، نظامهای همگانی مانند آموزش و سلامت همگانی، به تدریج پایه گذاری شد.

وی با بیان اینکه پروژه راه آهن هم سواد را به بخشی از استان های زاگرس رساند، ادامه داد: پس از آن، با ترکیبی شدن نظام آموزش، انتظارات مدرن تر و جدیدتری، فراتر از صرف سواد ایجاد شد و انتظاری که از نظام آموزش به وجود آمد، مباحث مدنی، اجتماعی و توسعه فرهنگی و توسعه بود. می گفتند توسعه فقط با سواد و مهارت صرف، شدنی نیست. این انتظارات جدید، در اقتصاد سیاسی آموزش تغییر ایجاد کرد. مهم نبود که صرفا سواد یا مهارت آموزش داده می شود، بلکه کارکرد کلان تری که مورد توجه بود، اهمیت پیدا کرد.

امیدی با بیان اینکه از زمانی با رشد شدید آموزش و مهارت مواجه شدیم، که نظام همگانی آموزش شکل گرفت و دولتها تضمین کننده حق آموزش شدند، اضافه کرد: محیط نظام آموزش، همواره مسائلی را در این سیستم اقتضا کرده و می کند، همان طور که اکنون اکوسیستم نظام آموزش در ایران، به نحوی است که هر ایده ای که به آن داده می شود، به نفع خود بازطراحی می کند و به همین دلیل، عملا اتفاق مثبتی نمی افتد.

بعد از کودتای مرداد ۳۲، انجمن حجتیه پیشتاز ایجاد مدارس خاص و لاکچری شد

این جامعه شناس با یادآوری اینکه در ایران، از مشروطه، مساله ورود بازیگر مهم دولت، تاثیر گذار بوده و تغییر نقش آن، در محیط نظام آموزشی هم تاثیر جدی داشته است، تصریح کرد: اما بازیگران دیگر هم بوده اند. آموزش قبل از همگانی شدن، امری لاکچری بود، اما با آموزش همگانی این مساله تحت تاثیر قرار گرفت اما در واقع، مدارس لاکچری، از مقطعی خود را دوباره شروع به بازسازی و احیا کردند. به طور مشخص، بعد از کودتای سال ۱۳۳۲، یک جریانی، دوباره مدارس خاص خصوصی در ایران را به وجود آورد. اولین جریانی که بعد از کودتا در این رابطه پیشتاز شد، انجمن حجتیه بود و برخی مدارس مذهبی معروف تهران که هنوز هم فعالیت دارند و بعد از انقلاب دوباره به عنوان اولین مدارس خصوصی فعال شدند، از آن زمان می آیند. بعد از آن، رفته رفته، گروه های مختلف سیاسی، از نهضت آزادی تا جریانهای چپ و افراد مستقل و متفاوت، مدارس خصوصی را که اکنون بعضا به نام مدارس ملی هم شناخته می شوند را تاسیس کردند. در این شرایط، حالت آموزش طبقاتی که پیش از مشروطه در ایران وجود داشت، دوباره احیا شد.

وی خاطرنشان کرد: تقریبا تا اوایل دهه ۵۰، طی مصوبه ای، تمام این مدارس با کادرشان دوباره دولتی شدند و به استخدام دولت در آمدند. این وضعیت تا سال ۵۹ ادامه پیدا کرد. اما این مدارس موج جدید، مانند نوع اول مدارس خصوصی، حرفه ای نیستند و مانند نوع اول مدارس خصوصی، مهارت آموزی نمی کنند. هر چند برخی از آنها ترکیبی بودند، مانند مدارسی که مرحوم یدالله سحابی تاسیس کرد که هنوز هم فعال هستند، کارگاه هایی داشت که دانش آموزان در آن مهارت های فنی هم یاد می گرفتند. اما میل طبقات بالا، به سمت آموزش نظری بود. در این مقطع، آموزش عالی هم در ایران در حال شکل گرفتن بود و لایه های بالای طبقه متوسط، آموزش عالی را به عنوان یکی از ابزارهای تحرک به سمت هرچه بالاتر رفتن در سلسه مراتب طبقاتی دیدند.

درخصوص سطح سواد افراد بالای ۲۵ سال، هنوز جزء کشورهای بسیار ضعیف هستیم

امیدی با بیان اینکه ساختار اقتصاد هم در شکل گیری نظام آموزش تاثیرگذار بود، به عدم نیاز  ساختار اقتصادی ایران به این میزان نیروی کار تحصیل کرده و آکادمیک اشاره کرد و ضمن پرداختن به تعیین کنندگی حجم جامعه دانشجویی در شاخص های توسعه انسانی، یادآورشد: به رغم گسترش آموزش عالی، در خصوص سطح سواد افراد بالای ۲۵ سال، هنوز جزء کشورهای بسیار ضعیف هستیم. یونسکو براساس داده های سرشماری نفوس و مسکن سال ۹۵ در ایران، اعلام کرد بیش از ۵۰ درصد جمعیت بالای ۲۵ سال ما هنوز تحصیلات زیر دیپلم دارند. این رقم بسیار مهمی است.

افزایش ظرفیت دانشگاه، پوششی برای ناتوانی جذب جوانان در بازار کار

وی ضمن اشاره به موادی از برنامه های توسعه پیش از انقلاب، با بیان اینکه در برنامه چهارم توسعه پیش از انقلاب، گفته شد با توجه به رشد جمعیت جوان لازم است ظرفیت پذیرش دانشگاهی توسعه یابد چرا که بازار کار نمی تواند آنها را جذب کند و باید آنها جذب آموزش شوند، ادامه داد: در دوره آقای احمدی نژاد هم آقای زاهدی، گفتند باید بودجه آموزش عالی افزایش یابد، چرا که وقتی دولت می خواهد فشار به بازار کار را از طریق گستراندن آموزش عالی جبران کند، باید بودجه کافی هم تخصیص دهد. گستراندن آموزش عالی در دوره احمدی نژاد، از منظر اقتصاد سیاسی اهمیت زیادی دارد. گسترش عجیب مراکز غیرانتفاعی، علمی کاربردی ها، مراکز پیام نور که گاهی طنزگونه شده بود که بخش عمده ای از آن هم از محل شهریه پردازی خود مردم بود و دولت هم بودجه ای اضافه نمی کرد، قابل توجه است. در سالهایی در آن دوره، حدود ۱۰درصد از ورودی ها، پذیرش روزانه و رایگان بودند که اکنون این رقم، حدود ۱۴ تا ۱۵درصد است. بقیه شهریه می پرداختند.

دولت احمدی نژاد، دانشگاه آزاد را رقیب نیروی سیاسی حامی خود می دانست

امیدی با بیان اینکه دولت احمدی نژاد، دانشگاه آزاد را رقیب نیروی سیاسی حامی خود می دانست، همان طور که در سیاست مسکن مهر نسبت به پیمانکاران ساخت و ساز چنین تصوری داشت، توضیح داد: دولت در این گسترش، انگیزه سیاسی کنار زدن دانشگاه آزاد را هم دنبال می کرد و به نوعی در این زمینه هم ناموفق نبود.

وی با بیان اینکه وضعیت ایجاد مدارس خاص که بعد از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ شروع شد تا سال ۵۹ ادامه داشت، افزود: یکی، دو سند هم در همان مقطع ارائه شد. از جمله سال ۱۳۴۵، در سازمان برنامه و بودجه ، سند واگذاری امور فرهنگی به مردم تدوین شد که صراحتا در سطح اول اهداف سند، قید می شد که باید مدارس خصوصی را آنچنان گسترش دهیم که طبقات بالا، هیچ مشکلی در دسترسی به مدرسه نداشته باشند. در واقع، نگاه کاملا طبقاتی بود آن هم در سازمان برنامه و بودجه! این وضعیت بعد از اینکه سال ۵۴ مدارس دولتی شدند، متوقف شد.

آغاز به کار مدارس مرتبط با انجمن حجتیه از اوایل سال ۶۰

این پژوهشگر حوزه جامعه شناسی آموزش و پرورش، افزود: سال ۱۳۵۹، انجمن حجتیه دوباره فعال شد و با عنوان اینکه باید مدارس خصوصی مذهبی داشته باشیم و برای حکومت اسلامی نیرو تربیت کنیم، به دنبال احیا افتادند. ابتدا وزارت آموزش و پرورش به شدت مخالفت کرد و می گفت چون ما اکنون حکومت اسلامی داریم، دیگر مدرسه خصوصی اسلامی معنایی ندارد. اما در نهایت توانستند مجوز را بگیرند و از اوایل سال ۶۰، مدارسشان را دوباره فعال کردند. البته برای آنها شروطی گذاشته شد، از جمله اینکه باید واقعا غیرانتفاعی باشند و حق ندارند شهریه بگیرند و می توانید آموزش های اسلامی را داشته باشید و خدمات دیگری هم اگر تعریف کنید مانند تغذیه و سرویس ایاب و ذهاب، حق ندارید برای آنها هزینه ای دریافت کنید. این در مصوبه بود، اما در اجرا، امر دیگری اتفاق افتاد.

امیدی با یادآوری اینکه در دوره جنگ و دوره ای که مرحوم آقای پرورش، وزیر آموزش بود، میل به اینکه مدارس خصوصی ایجاد شود زیاد بود، افزود: حتی استفساریه ای هم درباره اصل ۳۰ قانون اساسی، که می گوید دولت مکلف به تامین آموزش و پرورش رایگان است، از شورای نگهبان شد. تفسیر این شورا این بود که اگر دولت منابع کافی داشته باشد مکلف است، اما اگر نداشته باشد، مدارس خصوصی هم می تواند ایجاد شود. البته در آن مقطع ایجاد نشد و قانون آن را سال ۶۷ تصویب کردند.

از سال ۶۷، مسئولیت زدایی مداوم دولت در تامین مالی آموزش، مهم ترین سیاستی بوده که ادامه داشته

وی با بیان اینکه بعد از انقلاب دوباره مدارس خصوصی احیا شدند و از سال ۶۷ به بعد و بعد از تصویب قانون مدارس غیرانتفاعی، تا امروز مسئولیت زدایی مداوم دولت در تامین مالی آموزش، مهم ترین سیاستی بوده که ادامه داشته است، گفت: وضعیت فاجعه باری که اکنون از جمله درباره آموزش فنی و حرفه ای می بینیم، به این دلیل است که دولت اصلا به سمت سرمایه گذاری نمی رود و به دنبال ارزان ترین گونه آموزش و پرورش است و حتی در بخش نظری هم بیشترین تمایلش به علوم انسانی است.

امیدی در عین حال گفت: براساس شواهد و پیمایشی که صورت گرفته، در برخی از مناطق آموزش و پرورش تهران، به ویژه در مدارس دخترانه، در این سالها ، میل به رفتن هنرستان بیشتر شده و آنها مایل هستند که برای مستقل شدن، زودتر وارد بازار کار شوند. اما به دلیل اینکه ظرفیت اندک ثبت نام در هنرستان ها مثلا در شهر تهران که بسیار کم است، آنها ناچار می شوند در رشته علوم انسانی تحصیل کنند. ضمن اینکه ساختمان بسیاری از هنرستان ها، برای این مساله نبوده و مثلا مدرسه ابتدایی را تبدیل به هنرستان کرده اند.

در ایران، به غلط تعدیل اقتصادی با آموزش و سلامت آغاز شد

این پژوهشگر آموزش و پرورش، با بیان اینکه در دهه ۸۰ میلادی ادبیات تعدیل اقتصادی به وجود آمد و در ایران، به غلط تعدیل اقتصادی با آموزش و سلامت آغاز شد، تاکید کرد: با این حال، فقط پول را دولت نمی دهد، اما محتوا تحت کنترل دولت است، استخدام ها تحت کنترل دولت هستند و مجوزدهی ها کاملا از یک قواعد ایدئولوژیک تبعیت می کنند و فقط مدیران و نیروهای درون خود نظام می توانستند این مجوزها را بگیرند.

وی ادامه داد: اما این دوره، ناگزیر تا کی می خواست ادامه پیدا کند! آمریکای دوره ریگان و انگلیس دوره تاچر نیز تا اوایل دهه ۹۰، به این سیاست اقدام کردند اما بعد به شدت اجرای آن کاهش پیدا کرد و عقب نشینی کردند. طبق آخرین آمار در انگلیس ۶٫۲ درصد اکنون در مدارس کاملا خصوصی تحصیل می کنند. در آمریکا این رقم در دوره ای به ۹ درصد رسید، اما اکنون ۴٫۸ درصد دانش آموزان در مدارس خصوصی درس می خوانند و در جدیدترین آمار ۹۳ درصد دانش آموزان در مدارس دولتی رایگان تحصیل می کنند. آنها نیز با نشان داده شدن پیامدهای منفی سیاستهای قبلی، عقب نشینی کردند. اما در ایران، تا به امروز و بدون وقفه، یکی از سیاستهایی که آموزش و پرورش برای خود تعریف کرده است، این است که بتواند در عین حفظ گزینش گری و محتوای کتب درسی، تامین مالی آموزش را به جیب مردم واگذار کند و پرداخت از جیب مردم بالا برود.

امیدی یادآور شد: در آخرین آمار، تا سال ۷۵ و ۷۶، طی ۱۰ سال بعد از تصویب قانون ایجاد مدارس غیرانتفاعی، جمعا حدود ۳ تا ۴ درصد دانش آموزان ما در مدارس غیرانتفاعی درس می خواندند اما در ۱۰ سال گذشته، یک باره با جهش مواجه شدیم. حتی در دوره آقای احمدی نژاد که درآمدهای نفتی افزایش پیدا کرد و تعداد دانش آموزان رو به کاهش بود، باز هم شاهد تصویب انواع قوانینی در راستای خصوصی سازی هر چه بیشتر با رویکرد مالی و البته ایدئولوژیک بودیم.

جدا سازی، خطرناک تر از طبقاتی شدن نظام آموزش است

وی با بیان اینکه مساله جدا سازی خطرناک تر از طبقاتی شدن نظام آموزش است، توضیح داد: ما آموزش و پرورشی ایدئولوژیک بعد از انقلاب داشته ایم و بیشترین سخت گیری ها هم در این حوزه بوده است. حتی در دوره اصلاحات نیز نظام گزینش همه سازمانها اصلاح شد، جز آموزش و پرورش، چرا که گفته می شد نهادهای بالا، روی گزینش آموزش و پرورش حساسیت دارند. به رغم همه اینها، همچنان جریان دیگری از درون این سیستم بیرون می آید و می گوید می خواهیم مدارس خصوصی اسلامی داشته باشیم!

این جامعه شناس اضافه کرد: آقای حدادعادل هم اعلام کرد ما می خواهیم مراکز تربیت معلم خصوصی اسلامی داشته باشیم. یعنی در کنار دانشگاه فرهنگیان، که خود همه مولفه های تحت کنترل و مورد انتظار این کنشگران را دارد، دوباره می خواهند دانشگاه فرهنگیان خصوصی اسلامی تر داشته باشند. واقعا این لفظ خصوصی ، چه چیزی را تضمین می کند؟!

مدارس مذهبی خصوصی، تبدیل به مدارس مذهبی های متمول شده است

وی با بیان اینکه در دوره ای که در دانشگاه تدریس می کرده است با تعدادی از دانشجویانی که از مدارس خصوصی مذهبی آمده بودند، مصاحبه های زیادی داشته است، ادامه داد: تمام آنها تاکید داشتند که این مدارس، مدارس مذهبی های متمول است. بماند که کارکردهای پنهانی هم مانند اینکه در خانواده های درون قدرت وصلت ایجاد می کنند هم دارند.

امیدی گفت: چرا به رغم همه اینها که تلاش می شود آموزش و پرورش به شدت تحت کنترل باشد، اما لزوما دانش آموزان آنچه که این نظام سیاستگذاری می خواهند در نمی آیند. این یک ادبیات جهانی دارد. گفته می شود اساسا نهاد مدرسه هم منفعل نیست و نمی توان آنها را همان گونه که خواست شکل داد و همه بازیگران نقش سوژه گی خود را بازی می کنند. داخل خود مدرسه هم جریان مقاومتی شکل می گیرد که معلم ها در برابر پرسش های بچه ها مستاصل می شوند.

نظام آموزشی درحال قطبی سازی اجتماعی است

این استاد پیشین دانشگاه علامه طباطبایی، با بیان اینکه مجموعه ای از نیروها، چه در داخل قدرت و چه در لایه های جامعه، نوع حادی از جداسازی را در داخل نظام آموزش و پرورش ایران، ایجاد کرده اند، ادامه داد: مثلا لایه های بالای طبقه متوسط را در این جداسازی موثر می دانند. آنها نقش مثبت به نفع خود، اما منفی و به زیان جامعه بازی کرده اند. ما اکنون با نظام آموزشی کاملا جداشده مواجهیم که مهم ترین کارکرد آموزش که فضیلتهای مدنی و همبستگی اجتماعی است را نابود می کند. نظام آموزشی نه تنها صرفا به بازتولید طبقاتی می پردازد بلکه فراتر از آن، درحال قطبی سازی اجتماع است. همان طور که در مدارس مسجد محور شاهد هستیم و قبل از اینکه قانونی وجود داشته باشد، انواع این مدارس را در کشور ایجاد شده اند.

امیدی با بیان اینکه بخشی از آن با خصوصی سازی پنهان پیش رفته است ، توضیح داد: این جایی است که مناسبات خصوصی سازی، وارد بخش دولتی شده است. انواعی از جداسازی به انحاء مختلف به نام استعداد درخشان یا نمونه دولتی، شاهد یا هیات امنایی در مدارس دولتی هم پیاده شده است. همه اینها در یک ویژگی لزوم تامین بخشی از منابع مالی، مشترک هستند. مجوز می گیرند و غربالگری می کنند و این وضعیت، تقابل درونی با «مدارس تمام شهریه ای» ایجاد می کند. مثلا سال ۹۵، سندی در آموزش و پرورش با عنوان «بسته حمایت از مدارس غیرانتفاعی» مصوب شد. گفته است که یکی از دلایلی که دانش آموزان با استعداد در مدارس غیرانتفاعی ثبت نام نمی کنند این است که خود دولت مدارس با کیفیت ارزانی دارد. در واقع توصیه می کند که باید این مدارس تعطیل شوند، تا دانش آموزان مجبور شوند در مدارس خصوصی ثبت نام کنند.

چرایی عدم امکان جمع کردن مدارس تیزهوشان در وضع فعلی

این جامعه شناس با تاکید بر اینکه جداکردن بچه ها براساس هوش، بدترین تبعیضی است که می توان در نظام آموزشی ایجاد کرد، گفت: به محض اینکه بگوییم این مدارس باید جمع شوند، به این معنا می شود که برای بخش خصوصی بازار ایجاد کرده ایم. پس برای اینکه جداسازی در این بخش را از بین ببریم، ابتدا باید فکری برای بخش طبقاتی شده داشته باشیم.

حکایت تلخ سیاست درآمد زایی در مدارس

وی گفت: ما در آموزش و پرورش، قانونگذاری هایی کرده ایم که مدیران عالی آن ذی نفع انواع خصوصی سازی آشکار مانند مجوز مدارس خصوصی، گرفتن زمین ارزان قیمت، وام دهی، و غیره شده اند، اضافه کرد: متاسفانه سیاستهای درآمدزایی از دوره آقای حاجی بابایی آغاز و در دوره آقای روحانی تشدید شد. بر اساس آن مدارسی که در موقعیت های تجاری شهرها قرار دارند می توانند تغییر کاربری دهند تا آموزش و پرورش درآمدزا باشد. در حالی که در هیچ کجای دنیا، نمی توانید نمونه مشابهی پیدا کنید که آموزش و پرورش به عنوان نهادی درآمد زا معرفی شود. حتی گفته می شود اینکه به مدرسه مجوز درآمدزایی داده شود، رادیکال ترین سیاست راستگرایانه اقتصادی است که می شود در یک کشور اعمال کرد. در حالی که ما برای آن قانون تصویب کردیم!

شدت دولتی زدایی مدارس در منطقه ۳ و شمال شهر تهران صدای سازمان بازرسی را هم درآورد!

سیاست تخلیه مدارس دولتی، چگونه اجرایی شد!

امیدی افزود: بررسی گزارشهای تفریغ بودجه دیوان محاسبات نشان داد طی دو سال ۹۶ و ۹۷، آموزش و پرورش در ۱۸ استان درخواست تغییر کاربری ۱٫۵ میلیون متر مربع از فضاهای آموزشی را داده بودند. حتی یکی از معاونان وقت آموزش و پرورش، گفت ما حساب کردیم که در کنار خیابانهای بزرگ، ۸۰ کیلومتر مدرسه داریم و می خواهیم همه آنها را به تجاری تغییرکاربری دهیم! این تبدیل به سیاست تخلیه مدارس دولتی شد. مدرسه دولتی بود، اما ثبت نام نمی کردند. دو، سه سال، ثبت نام نمی کردند، بعد می گفتند تعداد دانش آموز کم است و این مدرسه مازاد است! این وضعیت، در مناطق خاصی هم بیشتر انجام می شد. مثلا در منطقه سه آموزش و پرورش تهران، طوری شده که اگر خانواده ای بخواهد فرزندش را در مدرسه ای دولتی ثبت نام کند اصلا دسترسی به مدرسه دولتی ندارد و حتی سال گذشته سازمان بازرسی کشور، هشداری به آموزش و پرورش داد که باید در این منطقه این وضعیت متوقف شود. در منطقه ۳ و شمال شهر تهران، بالای ۸۰ درصد مدارس کاملا خصوصی هستند.

شاهد مغازه سازی در مدارس دولتی هستیم

نیمی از حیاط مدرسه را تبدیل به ۱۰ تا ۱۵مغازه کردند!

وی با بیان اینکه در این فرایند خصوصی سازی، بخش مهمی از زمین هایی که کاربری آموزشی داشتند، تغییر کاربری پیدا کردند و تجاری شدند، اظهارداشت: مساله تلخ دیگر این است که حتی به مدارس اجازه دادند بخشی از مدرسه را تغییر کاربری دهند و در این چارچوب ما شاهد مغازه سازی در مدارس دولتی هستیم. حتی در شهرهای کوچک کشور، تقاضاهایی به وجود آمد که نشان داد نیمی از حیاط مدرسه را تبدیل به ۱۰ تا ۱۵مغازه کرده بودند و طی مکانیسم هایی اجاره می دادند. این اتفاق باعث انتشار گزارشهایی توسط معلمها و کادر آموزشی از فساد در این مدارس شده است. چرا که عملا نظارتی نیست و بده و بستان های عجیب و غریبی می شود. مدرسه به لحاظ سرمایه اجتماعی، محل امن بود و انگ فساد به آن زده نمی شد، با این سیاستها، این اعتبار اجتماعی را نابود می کنیم.

این استاد پیشین دانشگاه تهران به پژوهشهایی که پیش از این انجام داده است اشاره کرد و گفت: یکی از وزیران آموزش و پرورش می گفت، در دوره وزارتم فقط در شهرهای اطراف تهران، طی سه سال ۸۰۰ مغازه درست کردم. چرا که مدرسه باید درآمدزایی داشته باشد و دستش در جیب خود برود. اینها روندهای تلخی است. در جریان مسکن مهر، شاهد بودیم به ویژه سازمانهای پر قدرت مانند مسکن و شهرسازی در استان ها، زمین های مرغوبی که کاربری آموزشی یا فضای سبز داشتند، را تغییر کاربری دادند و به تعاونی های مسکن کارکنان خود واگذار کردند. اکنون گفته می شود طرح ملی مسکن هم در شهرهای کوچک ، زمینهایی که کاربری آموزشی دارند را تغییر کاربری می دهند و به تعاونی های مسکن ذیل این طرح واگذار می کنند!

وی با بیان اینکه وضعیت پیچیده ای در نظام آموزش ایجاد شده است که دوز ایدوئولوژیک خیلی از مدارس خصوصی از مدارس دولتی هم بیشتر است، خاطرنشان کرد: همانطور که قائل به این هستم که وضعیت کتابهای درسی امروز از دهه ۶۰، وضعیت بدتری دارند. بخش مهمی از ادبیات و تاریخ از کتابها حذف شده اند.

بررسی ابلاغیه دولت برای هیات امنایی شدن یک درصد از مدارس

یک نهاد ، متولی اداره هزار مدرسه شده است

امیدی در ادامه ابراز عقیده کرد: دولت فعلی، دی ماه سال گذشته، ابلاغیه ای به آموزش و پرورش به نام «سند انتظار» داد که در آن اعلام شده که مدارس هیات امنایی شوند و از خیرین محل هم بودجه بگیرند. در این ابلاغیه گفته شده بحث مردمی سازی آموزش و پرورش باید مورد توجه قرار گیرد که می توانند یک درصد مدارس کشور را افراد یا نهادهای صاحب صلاحیت به عهده بگیرند مشروط به اینکه از دولت بودجه نگیرند. من همان زمان اعلام کردم این یک درصد، یک رانت بزرگ است و تقریبا معادل هزار مدرسه دولتی است. اکنون ببینید چه نهادی متقاضی بر عهده گرفتن این هزار مدرسه شده است! این قابل بررسی است و در سازمان مدارس غیرانتفاعی روی آن بحث و کار می شود. یک نهاد متولی شده که بر اساس همین ابلاغیه اداره هزار مدرسه را با بودجه خود بر عهده بگیرد.

وی ادامه داد: در همین ابلاغیه گفته شده اگر کسانی مایل هستند در آموزش و پروش تدریس کنند اما هزینه نخواهند، اگر شرایط و صلاحیت های گزینشی را داشته باشند، می توانند به عنوان خیرین تدریس کنند.این رانت استخدامی است. ممکن است این افراد بخواهند چهار سال دیگر استخدام شوند، در حالی که آنها مانند دیگران مراحل لازم را طی نکرده اند.

خیرین مدرسه ساز، تبدیل به ابزار عقب نشینی دولت در تامین مالی مدرسه سازی شده اند

وی با بیان اینکه هر چند که با کلیت مولد سازی دارایی ها، مخالف نیستم اما سازوکارها و جزئیاتش جای بحث زیادی دارد، گفت: در حدود یک دهه گذشته، خیرین مدرسه ساز، تبدیل به ابزار عقب نشینی دولت در تامین مدارس سازی شده اند. نمی خواهم اقدام آنها را زیر سوال ببرم، اما تقریبا بیش از ۶۰درصد بودجه عمرانی آموزش و پرورش مشروط به مشارکت خیرین شده است. برای اجرای طرح ها، دولت می گوید خیرین در استانها، تعهداتی دارند، به نسبت اجرای تعهد آنها، دولت از بودجه سهم می گذارد. در حالی که قرار نبود خیرین جایگزین بودجه عمرانی دولت شوند.

منابع مالی مدرسه سازی، توان جبران استهلاک مدارس را ندارد

دولت در حوزه تامین مالی آموزش و پرورش از خود مسئولیت زدایی می کند

این پژوهشگر جامعه شناسی آموزش و پروش، ضمن بیان اینکه منابعی که اکنون برای مدرسه سازی اختصاص پیدا می کند، توان جبران استهلاک مدارس را ندارد، چه رسد به ساخت مدارس جدید، گفت: دولت در حوزه تامین مالی آموزش و پرورش از خود مسئولیت زدایی می کند و به لحاظ ایدئولوژیک هم سعی می کند نظر خود را سخت گیرانه تر اعمال کند. این مساله در حوزه نیروهای انسانی هم وجود دارد و شاهد کاهش نیروهای رسمی هستیم و این وضعیت در مناطق فقیر هم جدی تر است.

اکنون در برخی شهرهای بزرگ اصلا مدرسه رایگان نداریم

امیدی با بیان اینکه مساله جداسازی که وجه مهم آن طبقاتی است، مساله مهم تری از خصوصی سازی است و خصوصی سازی تبدیل به سازوکار جداسازی شده است، ادامه داد: این تصور میان سیاستگذاران ما به ویژه در سازمان برنامه و بودجه و خصوصا از برنامه سوم به وجود آمد که گفتند بودجه آموزش و سلامت، یارانه اجتماعی است و باید مانند سایر یارانه ها هدفمند شوند. این دو حوزه های که حوزه بازتولید هستند، به عنوان حوزه های بازتوزیع معرفی شدند. طبقات بالا باید برای آموزش از جیب پرداخت کنند و برای آنها که فرار مالی دارند هم نباید هزینه کنیم. بعد از آن، ۱۰ نوع مدرسه متفاوت ایجاد کردیم که همه پولی هستند. هر چند اکنون در عمده شهرهای بزرگ اصلا مدرسه رایگان نداریم، حتی در فقیرترین محله های تهران هم برای ثبت نام پول می گیرد و اگر خانواده پول نداشته باشد، آنها را مجبور می کنند از خیریه های فعال در محل پول بگیرند تا به مدرسه بدهند. بنابراین تقریبا در کلان شهرها، چیزی به نام آموزش رایگان دیگر نداریم.

جداسازی عجیبی ایجاد کرده ایم

وی با بیان اینکه جداسازی عجیبی ایجاد کرده ایم، گفت: بعضی از مدارس غیرانتفاعی بسیار بی کیفیت و ضعیف هستند اما آموزش و پرورش در سیاستهایی که دارد از آنها صندلی اجاره می کند. به این معنا که آموزش و پرورش صندلی های خالی مدارس غیرانتفاعی ضعیفی که در شرف ورشکستگی هستند، را با دانش آموزان مدارس دولتی پر می کند و برای شهریه آنها چانه می زند. تا هم مدرسه ورشکسته نشود و هم هزینه های آموزش و پرورش کاهش یابد. اینها طرح هایی است که برای ورشکسته نشدن مدارس غیرانتفاعی ضعیف در آموزش و پرورش اجرا شده است.

اساس آموزش و پرورش در نظام مدرن،  محلی برای همبستگی اجتماعی است

این جامعه شناس با بیان اینکه اساس آموزش و پرورش در نظام مدرن،  محلی برای همبستگی اجتماعی است، تاکید کرد: دانش آموزان باید تصویری واقعی از جامعه پیدا کنند نه اینکه جمع های جداگانه ای ایجاد کنیم که افراد تصویر واقعی از جامعه پیدا نکنند. در دنیا، حتی این مساله به کودکان دارای معلولیت هم کشیده شده است و آنها می توانند در مدارس عادی حاضر شوند. این برای پیوندها و ادغام اجتماعی مهم است. نباید فراموش کرد که قطبی کردن حاد جامعه و فاشیسم از جداسازی در نظام آموزش شروع می شود. قرار بود آموزش در نظام اجتماعی، تا حد امکان نابرابری ها را میان دانش آموزان به هم نزدیک کند. اما خصوصی سازی و جداسازی به نقیض این کارکرد، نقیض حقوق کودکان و حقوق بشر تبدیل شده است.

بیشتر بخوانید:

لینک کوتاه : https://jomhouriat.ir/?p=228885

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰