کد خبر: ۹۵۷۹۳
تاریخ انتشار: ۰۷ بهمن ۱۳۹۶ - ۲۰:۴۱
وقتی پای یک کودک در میان است باید حساسیت ها بالا باشد. باید مددکار اجتماعی از زمان طلاق زن و مرد در کنارشان باشد. مثلاً اگر زن یا مرد که فرزند در نزدش است قصد ازدواج مجدد دارد باید مددکار بررسی کند که فردی که می خواهد ناپدری یا نامادری این کودک باشد آیا صلاحیت دارد یا خیر.
جمهوریت؛
بررسى علل 'كودك آزارى' و راههاى مقابله با آن


تعرض به كودكان یکی از دغدغه های فعالان اجتماعی بوده است. ایجاد فضایی امن برای رشد و نمو آنان یکی از وظایفی است که والدین کودک برعهده دارند. اما گاهی اوقات به دلایلی آنان صلاحیت این کار را ندارند. حال سوال اینجاست که در این شرایط چه کسی یا چه کسانی باید در راستای حمایت از این کودکان بیگناه گام بردارند و اساساً چه کاری میتوان انجام داد.

اخباری که بعضا درباره کودک آزاری در کشور می شنویم آنقدر دلخراش هستند که اگر چه تعداد آن ها اندک است اما لزوم بررسی دقیق موضوع و تلاش برای یافتن راه حل را ایجاد میکنند. در همین ارتباط ما گفتگویی با رضا آرمانیان، عضو انجمن بین المللی مددکاران اجتماعی ایران انجام داده است که در ادامه میخوانید:

- آقای آرمانیان سوال این است که چرا ما شاهد اتفاقات ناگواری در ارتباط با کودک آزاری در کشور هستیم و چطور می شود از بروز چنین حوادثی جلوگیری کرد؟

قبل از اینکه بخواهیم به این مسئله بپردازیم باید عرض کنم که این موضوع یک مسئله اجتماعی نیست که ما را نگران کرده باشد. مهر و عطوفت پدری و مادری هنوز در جامعه ما غالب است.
موارد کودک آزاری که برخی متأسفانه به مرگ منجر میشود و یا همراه با آزار جنسی کودک است، اندک هستند. توضیح اینکه، یکی از شاخص های مسائل اجتماعی این است که بخش اعظمی از جامعه را درگیر خودش کرده باشد که این مسئله چنین وضعیتی ندارد.

- آنقدر این نوع اتفاقات ناگوار و دلخراش هستند که تا جایی که امکان دارد باید از بروز همین تعداد اندک هم جلوگیری کنیم. یعنی این طور نیست که چون موارد اندک هستند قابل اغماض باشند.

بله. فقط خواستم شرایط را توضیح دهم و منظورم این نبود که این طور اتفاقات قابل اغماض هستند. به نظر من، این طور موارد باید رسانه ها هم اطلاع رسانی شوند اما باید واقعیت را ببنیم و بگوییم نه اینکه واقعیت را کتمان کنیم یا درباره آن اغراق نماییم.
چیزی که الان مطرح است و فکر می کنم شما هم نگران آن هستید، خشونت علیه کودکان است که می تواند جنبه روانی و جسمی داشته باشد. در موضوع اهورا خشونت جسمی و جنسی را شاهد بودیم. بحث دیگر خشونت روانی است. فرزند نیاز به سطحی از محبت دارد. وقتی این محبت را از او دریغ میکنیم یعنی او را از حقش محروم کرده ایم و این به معنای خشونت روانی است.
اگر فرزند نیاز به آغوش مادر دارد ولی مادر وقت ندارد که او را در آغوش بگیرد و یا به هر دلیلی از این کار امتناع می کند، یعنی در حال اعمال خشونت علیه کودک است. این موارد نگران کننده هستند.
الان خانواده ها در حال دور شدن از کارکرد اصلی خودشان هستند. در جامعه کنونی خانواده ها نه می توانند فرزند به دنیا بیاورند و نه می توانند به درستی او را تربیت کنند. این مشکلات به چند مقوله کلی تر برمی گردد که به آن ها اشاره می کنیم.
در هر جامعه ای چهار نهاد اصلی اقتصاد، سیاست، حقوق و آموزش و پرورش داریم. الان ما در هر چهار مورد مشکل داریم.
 کارکرد اقتصاد در علم جامعه شناسی «تطابق» است. به این معنا که باید نیازهای اولیه انسان ها برطرف شود تا جسم و ارگانیکشان به خطر نیفتد که ما در این زمینه با مشکل مواجه هستیم.
سیاست کارکردش «هدف یابی» است یعنی اینکه باید مردم هدفمند باشند در حالیکه الان مردم به درستی نمی دانند که به دنبال چه چیزی هستند.
کارکرد حقوق «انسجام» است. در حالیکه آنقدر در جامعه مشکل داریم که گاهی اوقات مردم باید علی رغم میل باطنی شان عمل کنند. کارکرد آموزش و پروش نیز «حفظ الگو» است که در این زمینه هم مشکل داریم.
وقتی در چهار نهاد اصلی مشکل داریم، برآیندش بروز مشکلاتی می شود که شاهدشان هستیم. البته هیچ جایی در دنیا نیست که مشکل نداشته باشند و یا مثلاً کودک آزاری و تجاوز به کودکان اتفاق نیفتد، بلکه مهم این است که برای این مشکلات راه حل پیدا کنیم.
با توجه به تمامی مسائلی که در بالا گفته شد می توانیم این طور نتیجه گیری کنیم که بروز مشکلاتی از قبیل تجاوز به کودکان بر اثر دست به دست هم دادن چندین مشکل اجتماعی و خانوادگی رخ می دهد. مثلاً در مواردی دیده شده است که در خانواده هایی که طلاق در آن ها رخ داده، مرد بیکار است، زن و مرد به شئونات رفتاری، اخلاقی و دینی پایبند نیستند و... مشکل رخ داده است. بنابراین باید مشکلات را حل کنیم تا از بروز این طور مسائل جلوگیری نماییم.

- بفرمایید که در شرایط فعلی که مشکلات وجود دارد، طلاق داریم، بیکاری داریم، بعضی از خانواده ها به شئونات رفتاری و اخلاقی پایبند نیستند و... چه باید کرد تا با موارد اینچنینی برخورد نماییم؟

برای جلوگیری از بروز چنین حوادثی باید نقش مددکاران را پررنگ کنیم. باید حمایت اجتماعی داشته باشیم. باید نظارت وجود داشته باشد.
وقتی زن و شوهری از یکدیگر جدا می شوند و فرزندی دارند باید مسئولیت اجتماعی در قبال این فرزند وجود داشته باشد. مددکار باید با پدر و مادر این کودک در ارتباط باشد، باید پیگیری شود که کودک قرار است کجا بزرگ شود و شرایط نگهداری اش چگونه است.
وقتی پای یک کودک در میان است باید حساسیت ها بالا باشد. باید مددکار اجتماعی از زمان طلاق زن و مرد در کنارشان باشد. مثلاً اگر زن یا مرد که فرزند در نزدش است قصد ازدواج مجدد دارد باید مددکار بررسی کند که فردی که می خواهد ناپدری یا نامادری این کودک باشد آیا صلاحیت دارد یا خیر.
مسئولیت اجتماعی را باید بالا ببریم. باید آموزش هایی داده شود که شهروندان بتوانند موارد نقض حقوق کودکان را به مددکاران و مراکز ذیربط اطلاع دهند. باید مشخص شود که مردم به چه کسی می توانند خبر بدهند. به نیروی انتظامی، اداره بهزیستی و یا جاهای دیگر.
باید رسانه ها در این زمینه فعال شوند. باید به متخصص مددکار این اجازه داده شود که به بررسی میدانی اوضاع بپردازد و تأیید کند که خطری کودک را تهدید نمی کند.
منبع: نواندیش
اخبار مرتبط
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
روی خط خبر