کد خبر: ۹۵۱۶۸
تاریخ انتشار: ۲۱ دی ۱۳۹۶ - ۰۹:۰۹
گفت‌وگو با محمدجواد ابطحی عضو جبهه پایداری:
جای خالی هاشمی رفسنجانی از دی ماه 95 که ترک دنیا کرد، در فضای کشور ملموس شده؛ هرچند مدتی هم او در فضای سیاسی کمتر دیده می‌شد.
جمهوریت؛
برخی مواضع هاشمی خلاف، اما دلش با انقلاب بود

محمدحسن نجمی_ جای خالی هاشمی رفسنجانی از دی ماه 95 که ترک دنیا کرد، در فضای کشور ملموس شده؛ هرچند مدتی هم او در فضای سیاسی کمتر دیده می‌شد. اما در سال‌های آخر عمرش تأثیر زیادی بر سرنوشت ایران گذاشت؛ حمایت از روحانی در سال 92، انتخاب شدن با رأی بالا در انتخابات خبرگان و حمایت از لیست امید در مجلس 94 و حمایت از روحانی برای دولت دومش. هرچند که عمرش به فضای رقابت‌های انتخاباتی در اردیبهشت 96 قد نداد اما همواره از دولت روحانی حمایت می‌کرد و معتقد بود که باید این دولت دو دوره‌ای شود.

«محمدجواد ابطحی» نماینده اصولگرای خمینی‌شهر نقدهایی به هاشمی رفسنجانی دارد، نقدهایی که بیشتر به رفتار هاشمی از سال 84 به بعد داشته، مانند دیگر اصولگرایان. اما این عضو جبهه پایداری هم جزو آن دسته از اصولگرایان است که به سیاست‌های اقتصادی هاشمی در دوران ریاست جمهوری هم انتقاد دارد؛ او معتقد است که سیاست‌های اقتصادی هاشمی در دولت سازندگی، غرب‌گرایانه بوده و بنای فساد مدیریتی از دوران سازندگی گذاشته شده است. البته او در مجموع می‌گوید که هاشمی دلش با انقلاب بود و برای انقلاب نگران. او روند حرکات هاشمی رفسنجانی در زندگی سیاسی‌اش را سینوسی می‌داند؛ یعنی دارای فراز و نشیب زیاد. ابطحی در عین حال می‌گوید: «معتقد نیستم کسی به اندازه و وزن آقای هاشمی بتواند این‌طور اثرگذار باشد».

*آقای هاشمی در طول حیات سیاسی‌اش چرخش داشته است؟

هزار بار بیشتر!

*این چرخش‌ها را به چند دسته تقسیم می‌کنید؟

ایشان را از سال 40-41 در نظر می‌گیریم. بعد از آن از سال 54 را مدنظر قرار میدهیم. پس از انقلاب ایشان را در دولت موقت درنظر می‌گیریم. همچنین وقتی رئیس مجلس شدند را تا زمان فوتشان مورد بررسی قرار می‌دهیم.

مرحوم هاشمی رفسنجانی به عنوان یکی از طلاب بااستعداد و با حافظه قوی، جزو یاران امام در نهضت انقلاب بود و دیدیم که با کمک آقای مصباح، احمد آذری‌قمی و محمدجواد باهنر مدتی در «مکتب اسلام» همکاری داشتند. مدتی هم مجله خاص خودشان را داشتند. تلاششان این بود که به نهضت کمک کنند. در این راه هم چند بار دستگیر و شکنجه شدند. آقای هاشمی حتی یکی از طلبه‌هایی بود که به خدمت سربازی رفت. هاشمی را فردی مؤثر در نهضت امام می‌دانیم که خیلی کارها به دوش ایشان بود، فعالیت‌های زیرزمینی و تهیه اسلحه برای برخی گروه‌های مسلح را ایشان انجام می‌داد. بنابراین این قسمت از زندگی‌شان تا سال 52 ادامه داشت که بحث منافقین پیش آمد و چرخش منافقین به عنوان تجدیدنظر طلبی. در زندان وحید افراخته و دیگران خط‌ مشی کمونیستی را انتخاب کردند اما آقای هاشمی رفسنجانی با بدنه‌ای که هنوز بودند همکاری داشت. یکی از علل جدایی آقای مصباح یزدی از آقای هاشمی در این دوره همین موضوع بود. آقای مصباح به شدت معتقد بود باید مقابل این جماعت ایستاد و تفکر التقاطی این‌ها را برملا کرد ولی ایشان امید داشت به حسن نیت و مبارزات این‌ها و البته نظرش کمک به نهضت بود که از این جوان‌ها باید استفاده کرد. تا رسیدیم به انقلاب. در زمان انقلاب ايشان جزو حلقه‌هاي ياران خاص امام در شوراي عالي انقلاب بود و يكي از مؤثرين افراد در پيشنهاد برای انتخاب مهندس مهدي بازرگان به عنوان نخست وزیر موقت بود. به همين جهت آقاي هاشمي حتي در صحبت‌هايي كه مهندس بازرگان مي‌خواست با امام داشته باشد به نوعي واسطه بود. در واقع يكي از روحانيوني كه در ارتباط با دولت موقت مؤثر بود آقاي هاشمي رفسنجاني بود. تا واقعه لانه جاسوسي آمريكا كه دولت موقت استعفا داد و بني‌صدر روي كار آمد و جبهه‌گيري‌اي كه مرحوم بهشتي و حضرت آیت‌الله خامنه‌اي در مقابل او داشتند. بني‌صدر هم طرف منافقين و با مسعود رجوي بود كه موجب استيضاح آقاي بني‌صدر در سال 60 شد. نشانه‌های جدايي از منافقين در همه بیشتر شد و آقاي هاشمي به عنوان يكي از افراد مؤثر در مبارزه با التقاطيون و ليبرال‌ها قرار گرفت.

مسعود رجوي حركت مسلحانه كرد و خيابان‌هاي تهران را به آتش كشيد و مردم بي‌گناهي كه ريش داشتند را به عنوان حزب‌اللهي ترور كرد و آن زمان اوج ترورها بود؛ شهيد اشرفي اصفهاني، مدني، دستغيب و ديگران را ترور کردند. ایشان عليه اين گروهک موضع تندی گرفت و در مورد ليبرال‌ها هم همین‌طور. در نمازجمعه‌ها مرتب اين جریانات را به باد انتقاد مي‌گرفت و به شدت موضع ضدآمريكايي، ضدليبرالي و ضد گروه‌هاي ملي مذهبي داشت. آقاي هاشمي در دو دوره رياست مجلس هم مي‌خواست همين خط مشي را ادامه دهد. رسيديم به زماني كه ايشان رئيس‌جمهور شد و خط مشي عوض شد. چون براي اداره كشور نيازمند تخصص و تكنوكرات‌ها بود و حلقه اول هم همين‌ها بودند پس مجبور شد چرخش پيدا كند.

*پس از نظر شما تا آن زمان چرخش زيادي نداشت؟

مي‌‌توان اين‌طور گفت. فکر می‌کنم سعي مي‌كرد بني‌صدر را به نوعي با امام آشتي دهد كه نشد. مسائل 14 اسفند دانشگاه تهران به‌وجود آمد و كم‌كم ضد اين‌ها شد وگرنه سعي مي‌كرد موضع وسط را داشته باشد. آقاي موسوي اردبيلی هم اين‌طور بود؛ در مقابل شهيد بهشتي بودند كه موضع سفت و سختی داشتند. به هر روی آقای هاشمی در اداره كشور از تكنوكرات‌ها استفاده كرد و كم‌كم مواضعش را به طرف غرب‌گرايي تغيير داد.

*برچه اساسي مي‌گوييد غرب‌گرا شد؟

مثلا بحث تأمين اقتصادي و بازار آزاد كه توسط محمدحسين عادلي و مرحوم دكتر نوربخش مطرح شد. نسخه‌هاي صندوق بين‌المللي پول و...

*منظورتان سياست‌های اقتصادی است؟

بله. تا اينكه دوران رياست جمهوري آقاي هاشمي رفسنجاني تمام شد و در نماز جمعه هم بحث مانور تجمل داد و از بسيج و سپاه دعوت كرد در كارهاي اقتصادي شركت كنند حتي وزارت اطلاعات در آن زمان در كارهاي اقتصادي وارد شد. معتقد بود نيروهاي مذهبي و انقلابي بايد زمام اقتصاد را در دست بگيرند.

*از نظر شما کار درستي بود؟

من ايشان را نقد مي‌كنم. حتي معتقدم بحث عادي‌شدن فساد و مديريت فاسد از آن زمان شكل گرفت. مثلا در یک پروژه سدسازی که چند ميليارد هزينه‌اش مي‌شود، حالا چند ميليون هم اين وسط خورده شود بالاخره سد مي‌ماند. حتی در نماز جمعه دفاع كرد از اينكه حالا سد مانده و كار جلو رفته است. عمليات سازندگي كه انجام مي‌دهند بالاخره یک چیزی هم از پروژه برداشت شود در عوض كار سرعت پيدا کرده است. تا رسيديم به ریاست ‌جمهوري آقاي خاتمي. هاشمی آقاي ناطق نوري را مدنظر داشت. بالاخره آقاي خاتمي روي كار آمد و آقاي هاشمي رئيس مجمع تشخيص مصلحت شد و جنبه پدرسالاري و مهر و محبت پيش آمد كه سعي مي‌كرد هم مجمع روحانيون و هم جامعه روحانیت مبارز را داشته باشد. شعار دولت آقاي خاتمي، توسعه سياسي بود. بالاخره جناحي كه مربوط به جامعه مدرسين بود، اعمال دولت آقاي خاتمي را برنمي‌تافتند و در مقابل آنها آقاي هاشمي رفسنجاني بود. خيلي از تكنوكرات‌هاي زمان آقاي هاشمي رفسنجاني در دولت آقاي خاتمي بودند. جايگاه آقاي هاشمي حفظ مي‌شد، ‌سفرهاي خارجي مي‌رفت وحتي هزينه سفر به عربستان فائزه هاشمي را دولت آقاي خاتمي و وزارت خارجه پرداخت مي‌كرد. فائزه هاشمي كه جايي مي‌رفت صورت‌حساب را وزارت خارجه پرداخت مي‌كرد. در دولت آقاي خاتمي هم دستشان باز بود و خيلي همكاري و همراهي مي‌كردند.

تا اينجا هم شعارهاي انقلاب و ولايت فقيه و امام را ادامه می‌دادند تا رسيد به دولت آقاي احمدي‌نژاد. اينجا بود كه با انتخاب احمدي‌نژاد در سوم تير 84 و موضع‌گيري‌هايی که آقاي خاتمي و هاشمي داشتند. موضع در مقابل اينكه احمدی‌نژاد مي‌خواهد با فساد مقابله كند و گفتمان امام را احيا كند؛ اينجا بود كه آقاي هاشمي مقابل دولت احمدي‌نژاد ايستاد. توقع هم داشت مقام معظم رهبري به جاي دفاع از احمدي‌نژاد از او (هاشمي) حمايت كند كه اينجا زاويه ايجاد شد، به حدي كه آقاي هاشمي با نظام هم مسئله پيدا كرد.

*مواضعي كه آقاي هاشمي در زمان آقاي احمدي‌نژاد داشت با توجه به اتفاقات اخير نمي‌تواند دليلی بر درستي نگاه ايشان باشد؟

خير به هيچ وجه. مخصوصا چهار سال اول رياست جمهوري احمدی‌نژاد كه اين بحث‌ها نبود. آقاي هاشمي مي‌ديد خيلي از كساني كه تربيت كرده را آقاي احمدي‌نژاد وارد بازي نمي‌كرد و اين‌ها فشار مي‌آوردند. به همين جهت ناطق نوري را هم در اين رويه دنبال خودش كشيد. ناطق نوري هم مرتب جلساتي با استانداران و فرمانداران وقت خودش داشت؛ همه اين‌ها با هاشمي يكي شدند و مخالفت‌ها شروع شد. در سال 88 و نامه بدون سلام و والسلام كار را خراب كرد و كار را به جايي رساند كه نماز جمعه را دیدید که چه شد و نماز جمعه رفتن آقاي هاشمي هم تعطيل شد. آقاي مهدي هاشمي به انگلستان رفت و حتي به انگلستان التماس كرد كه تحريم‌ها را بيشتر كند.

*سندي براي اين گفته‌تان داريد؟

آقاي نیک‌آهنگ کوثر گفته.

*يعني شما به چنین فردي استناد مي‌كنيد؟!

خير. ما قطعات پازل را دور هم مي‌چينيم.

*بالاخره بخشي از استناد شما به حرف‌هاي فردی است که...

ما فقط به اين استناد نمي‌كنيم. منابع اطلاعاتي هستند که رديابي كرده‌اند و موثق هستند؛ نه اينكه كسي گفته باشد و ما قبول كنيم.

*حرف‌هايي زده مي‌شود؛ مثلا روزنامه‌اي چيزي مي‌نويسد و هرچه تكذيب كنيد فايده‌اي ندارد.

مهدي هاشمي به همین دلایل محکوم و زندان شد.

*خیر. دلایل محكوميتش اقتصادي بود.

يكي از مواردي كه ما براساس قانون اساسي داد مي‌زنيم و آقاي احمدي‌نژاد که البته به خاطر منافع ديگر مي‌گويد اين است كه دادگاه بايد علني باشد. يكي از مطالبات جامعه و حقوقدانان اين است كه دادگاه علني باشد. قانون اساسي بر علني بودن دادگاه تأكيد دارد. اگر اين دادگاه علني بود خيلي از مسائل روشن و حل مي‌شد و اين‌قدر به شايعات دامن زده نمي‌شد.

*به سال 88 برگردیم.

بله؛ وضعیت خوبی نشد. در پيام تسليت مقام معظم رهبري به خاطر رحلت ايشان نقاط برجسته‌اي است كه آقا اشاره كردند كه همه ما بايد در پيشگاه خدا به خاطر رفتارهای‌مان جواب‌گو باشيم. باز هم معتقدم ايشان به عنوان چهره‌اي كه با انقلاب عجين شده نمي‌توانيم حتي افكار و مواضع و كلماتش را حذف كنيم.

*اما سال 88 دقيقا حذف شد.

بله. اما مقام معظم رهبري تأكيدشان اين بود كه ما ايشان را در اردوگاه انقلاب ببينيم و از اردوگاه انقلاب خارج نشوند.

*این تأكيد رهبري بود اما برخي بودند كه مثلا عليه ايشان شعار مي‌دادند.

بعد از خطبه‌هاي حضرت آقا در سال 88، ايشان ساكت بودند. مثلا همین حرفی هم که اخیرا آقای عارف درباره عاشورای 88 گفت را باید خیلی زودتر می‌گفتند؛ خيلي زمان را گرفتند و واقعا فاجعه بود. معتقدم بازهم به خاطر همان خدماتي كه براي انقلاب داشت و شكنجه‌هايي كه تحمل كرده بود و عمري كه گذاشته بود لطف الهی بود که تشييع جنازه و مراسم خوبی برگزار شد که درباره منتظري نديديم. يا صادق خلخالي که يك چهره انقلابي بود. یا در مورد مهندس بازرگان.

*تشييع پیکر آیت‌الله منتظري كه با جمعیت عظیم و پرشور برگزار شد.

قابل مقايسه با هاشمي نبود. همين‌طور مراسمي كه در كل كشور گرفته شد. در خميني‌شهر خودمان، فرماندار نگران بود كه مراسم را به هم بريزند و با ذکر و دعا مراسم را گرفتند. آن زمان به فرماندار گفتم كمك كنيد نيروهايي مي‌خواهند مجلس را به هم بريزند بالاخره ايشان یک زمانی قائم‌مقام رهبري بودند. اما مراسم آقای هاشمی خیلی مفصل برگزار شد و همه کمک کردند. همه باید در مقابل هر ذره عمل‌مان پاسخگو باشیم و قضاوت نهايي با خداست. اميدواريم فرزندانش بتوانند حرمت هاشمي رفسنجاني را حفظ كنند. آقاي رفسنجاني خيلي تحت تاثير خانواده قرار داشت. اين گله‌مندی را داشت كه بچه‌ها رهايش نمي‌كردند. معتقدم كساني كه فرزندان و نوه‌ها و منتسبان مسئولان هستند بايد خيلي حواسشان جمع باشد.

*چه نقشي براي آقاي هاشمي در زمان حياتشان در سياست قائل بوديد؟

به طور كلي سخنانم را گفتم اما به هر روی ایشان يكي از ذخاير انقلاب بود و خيلي هم خدمت كرد و نبايد خدماتش را ناديده بگيريم. البته انسان، معصوم نيست و جايزالخطاست و این را بيشتر در حلقه مشاورين و خانواده مي‌بينم كه به قول امام که در وصیت‌شان فرمودند «الله الله از اصحاب بیت». خيلي مهم است كه چه كساني هستند. مخصوصا مسئولان بايد حواسشان جمع باشد. من نماينده كه كاره‌‌اي نيستم بايد مواظب اطراف و دفترم باشم. گاهي به نام نماينده‌ها سوءاستفاده‌هايي مي‌شود. افرادي كه مسئول هستند بايد خيلي مواظب حركات و صحبت‌هايشان باشند و اميدوارم آخر و عاقبت همه‌مان به خير باشد.

*در کل رفتار سیاسی آقاي هاشمي را چگونه می‌بینید؟

حركاتش را سينوسي مي‌دانم.

*يعني از سال‌هاي دهه 40؟

از زماني كه با ايشان از طريق مقالاتش در مكتب تشيع آشنا شده بودم تا اميركبير و تفسير رهنما، تفاسير قرآني كه در زندان شاه شروع كردند؛ اينها را كه رصد مي‌كنيم مشخص است كه خيلي حركت‌ها صاف و يكدست نبود.

*به نظرتان نقشي كه آقاي رفسنجاني داشت بعد از مرگش امكان دارد به كسي ديگر واگذار شود؟

خير. معتقد نيستم كسي به اندازه و وزن آقاي هاشمي بتواند اين‌طور تاثیرگذار باشد و از اين بابت شاهد يك خلأ هستيم. مخصوصا كه آقاي مهدوي‌كني هم فقدانش حس می‌شود. اینها باعث می‌شود که اين ظرفيت را خالي مي‌بينيم. اما خوشبختانه انقلاب متكي به اشخاص نيست و اميدواريم پربارتر باشد. همینطور که الان می‌بینیم دشمنان ما در منطقه هرچه خواستند به ضرر نظام كار كنند و گروه‌هاي داعش و القاعده و ديگران را درست کردند،‌ نفوذي كه در منطقه داريم نسبت به 10، 20 سال قبل پررنگ‌تر است. همه‌مان امتحان مي‌شويم و مهم است كه از امتحانات سربلند بيرون بياييم. اميدوارم خداوند توفيق دهد و آخر و عاقبت همه‌مان به خير باشد. انشاءالله محسن هاشمي كه رئيس شوراي شهر تهران است بيشتر اثرگذار باشد و همچنین مواظب خواهران و برادرانش باشد. آقاي هاشمي در نهايت دلش با انقلاب بود. اگر به زعم من برخی مواضعش خلاف بود اما براي انقلاب نگران بود. ایشان زحمت زيادي كشيده‌اند و نبايد زحمات پدرشان را به ثمن بخس بفروشند. محسن هاشمي هم مي‌تواند كنترل‌كننده باشد.



منبع: ماهنامه صدای پارسی

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
روی خط خبر