کد خبر: ۹۰۸۳۲
تاریخ انتشار: ۰۷ آبان ۱۳۹۶ - ۱۱:۰۸
۴۲ سال گذشت. ۴۲ سال به پلک‌زدنی، از غائله‌بازی جنجالی ابومسلم ـ تاج، سیلی‌زدن تاجی‌ها به گوش داور و محرومیت ناصر حجازی، پرویز مظلومی و سعید باغوردانی گذشت.
جمهوریت؛


۴۲ سال گذشت. ۴۲ سال به پلک‌زدنی، از غائله‌بازی جنجالی ابومسلم ـ تاج، سیلی‌زدن تاجی‌ها به گوش داور و محرومیت ناصر حجازی، پرویز مظلومی و سعید باغوردانی گذشت. همان بازی جمعه نهم آبان ۱۳۵۴ که در دیدار خونین ابومسلم مشهد و تاج تهران، پسران شّر رایکوف بعد از خوردن گل مساوی و اخراج ناصر،‌ از خود بی‌خود شده و کار به‌جایی رسید که مدافع جوانش چنان سیلی چکشی به گوش داور نواخت که صدایش از آنور عالم درآمد! بازی در دقیقه ۱۴ نیمه‌تمام ماند و فدراسیون بعد از اعلام حکم ۳-۰ به نفع مشهدی‌ها، نه تنها باغوردانی را یک‌سال از حضور در بازی‌ها محروم کرد که ستاره‌هایی چون ناصر حجازی و پرویز مظلومی نیز هرکدام چهاربازی از حضور در مسابقات محروم شدند. آن‌روزها فیلم «عموفوتبالی» با شرکت ایرج قادری و بوقچی معروف پرسپولیسی‌ها ممد بوقی در سینماهای تهران اکران شده و سینماهای لاله‌زار به دست اهالی فوتبالی قرق شده بود. در این‌دوره از جام تخت جمشید تیم ابومسلم با لقب سیاه‌جامگان، دژ تسخیرناپذیر تیم‌های تهرانی بود و در مشهد تیمی نمی‌توانست از آنها امتیاز مفتی بگیرد، مگر اینکه از روی جنازه‌شان رد می‌شد، دیه‌شان را هم نمی‌داد‍.

نگاهی به جدول بازی‌ها در هفته ۲۴ نشان می‌داد که پرسپولیس با ۳۷ امتیاز اسبش را برای قهرمانی در سومین دوره جام تخت جمشید نعل کرده و تاج با ۲۸ امتیاز در رده چهارم جا خوش کرده است. اصل غائله زمانی شروع شد که ناصر حجازی و باغوردانی توسط داوود حیدری داور بازی از زمین اخراج شدند و رضا عادل‌خانی فوروارد چپ‌پای آبی‌ها در حالی‌که دستکش به‌دست می‌کرد تا به جای ناصر در دروازه تیمش قرار گیرد، داور سوت پایان بازی را زد و به لباس‌کنی رفت.

ابومسلم مدل ۵۴ مشتی جنگجوی بی‌ترحم در میدان داشت که نوددقیقه خون‌خون می‌کردند و سرزنان قهاری داشت که وقتی اکبر اوتی (میثاقیان) از این‌ور زمین به آن‌ور زمین، اوت می‌انداخت جلوی دروازه حریف به آسمان می‌رفتند و تا حد امکان توپ را به همراه مدافع و دروازه‌بان حریف می‌چپاندند تو گل! آن‌روزها دو پرسپولیسی نام‌دار به نام‌های مهدی عسکرخانی و مسیح مسیح‌نیا پیراهن راه‌راه مشکی قرمز ابومسلم را به‌تن داشتند که دژ دفاعی مشهدی‌ها به‌شمار می‌رفتند و غیر از اکبر اوتی، بزن‌بهادرهایی چون خدابیامرز ایرج امیدوار، مجید تشرّفی و علیرضا گیل عرب در سیستم دفاعی‌اش بازی می‌کردند که از سیم خاردار، غیرقابل عبورتر بودند! این تیم یارانی تکنیکی هم داشت همچون جعفر علی‌قلیان، احمدرضا قلیچ‌خانی، وهاب نیسیان‌پور، رضا جاهدی، محمود ابراهیم‌زاده که تحت «تاکتیک‌های سرد» متعلق به فوتبال اروپای شرقی که از طریق مربی رومانیایی‌شان استفان کولسکو تزریق می‌شد فوتبال جنگجویانه‌ای ارائه می‌دادند. در مقابل، تیم تاج نیز مرکب از ده ملی‌پوش به نام‌های ناصر حجازی،حسن نظری، اکبر کارگرجم، عزت جانملکی، عباس نوین روزگار، جواد قراب، سعید مراغه‌چیان، هادی نراقی، مسعود مژدهی، حسن روشن و مظلومی بودند که تحت هدایت مستر رایکوف رند، و تبختر خسروانی، عالم و آدم را حریف می‌شدند.

برای مستندبودن گزارش این غائله، شاید بهتر باشد از نشریه دنیای ورزش شماره ۲۶۵ به تاریخ ده آبان ۱۳۵۴ فکت آورد که در گزارش بازی نوشته بود:« همه‌چیز غیرعادی شروع شد. از یک‌هفته قبل هواخواهان پرتعصب و آتشین‌مزاج خراسانی برای تماشای ساق‌های معجزه‌گران تاج و دیدن یک دیدار داغ، حساسیت نشان‌داده و تمام بلیط‌ها را خریده بودند. از ساعت ۱۱صبح پشت درهای ورزشگاه ساندویچ‌ها را بلعیده بودند و هنوز اذان ظهر تمام نشده بود که سکوها مملو از تماشاگرانی بود که برای این مسابقه بی‌تابی می‌کردند. افسوس که هنوز چهاردقیقه از این دیدار را ندیده، همه‌چیز رنگ دیگر گرفت و به دنبال گل مساوی ابومسلم، اعتراض تاجی‌ها و کارت قرمز داور، ورزشگاه به انفجار کشیده شد و آنچه نباید اتفاق افتاد. تاجی‌ها به گل مسیح‌نیا معترض بودند و بیش از همه ناصر حجازی طرف گفتگو با داور بود که ابتدا با کارت زرد داود حیدری روبرو شد و چون دروازه‌بان به تندخویی ادامه داد، کارت قرمز به علامت اخراج از جیب داور بیرون آمد. در این بین تاجی‌ها جملگی به قصد ترک زمین تصمیم گرفتند ولی حرکت ناشایست باغوردانی، زشت‌ترین صحنه‌ای را که ممکن بود، پیش آورد. او که برآشفته به سوی داور رفته بود سیلی محکمی به صورت داور نواخت. تاجی‌ها از یک‌سو گرمکن‌های خود را پوشیده و زمین را ترک گفتند و از سوی دیگر، داور و کمک داوران به لباس‌کنی خود رفتند و بدین‌گونه تاجی‌ها که تحمل گل مساوی را نداشتند بدترین حادثه جام تخت جمشید را آفریدند.»

در حالی‌که گل تاج در دقیقه چهار روی ضربه کرنر حسن روشن و نوک پای نوین‌روزگار در شلوغی جلوی دروازه به ثمر رسیده بود، ده دقیقه بعد در اثر اوت بلند اکبر میثاقیان، شوت ابراهیم‌زاده با سینه حجازی برخورد کرده و پیش پای مسیح‌نیا افتاد که او در شلوغی، گل مساوی را زد و با اعتراض حجازی، حادثه شروع شد. دنیای ورزش در همین شماره خود، با تیتر «یک تاجی داور را سیلی زد» که بر روی جلد خود برد، در سرمقاله‌اش به ضد فوتبال تاخت و نوشت: «در مشهد، تاج به رفتاری غیراصولی دست زده است و دور از رسم معمول و شیوه دیرین، این تیم که از لحاظ اخلاق همیشه زبانزد بود و داوران حسرت آن را داشتند که دیدارهای تاج را سوت بزنند، یک بازیکن هرچه که بدتر از آن نیست را نثار داور می‌کند و دیگری هرچه زور دارد به بازو می‌آورد تا سیلی محکمی به صورت داور بنوازد. واقعا مایه تأسف است و آدمی را شرم می‌آید که از این رفتارهای غیرانسانی حرفی زده شود. تیمی که همیشه ادعای قهرمانی دارد و همه‌گونه امکانات کافی برای اینکه بهترین تیم جام باشد، چرا بدین‌گونه بی‌طاقت و ضعیف می‌شود که در خود نمی‌بیند بازهم گل بزند و به پیروزی دست یابد؟ و چرا بدین شکل اخلاق و شرافت ورزشی و روح جوانمردی را زیرپا می‌گذارد که دست روی داور بلند کند و هرچه فحش می‌داند نثار او کند؟»

در حالی‌که فوتبال ایران به شدت تحت تأثیر این بازی جنجالی بود چندی نگذشت که فدراسیون فوتبال ایران طی اطلاعیه‌ای، جنجال‌آفرینان استادیوم سعدآباد مشهد را محروم کرد تا غائله بخوابد. در پایان این اطلاعیه سه بندی فدراسیون ـ بعد از مقدمه‌چینی‌های زیاد، آمده بود:« ۱- در مورد عدم ادامه بازی توسط تیم تاج، با توجه به مهلتی که داور مسابقه برای تیم تاج داده و معهذا بازیکنان تیم مذکور حاضر به دنبال‌کردن مسابقه نشده‌اند، به استناد ماده ۵۴ آیین‌نامه مسابقات فوتبال قهرمانی باشگاه‌های ایران و قسمت دوم ماده ده مقررات انضباطی، نتیجه بازی ۳-۰ به سود ابومسلم اعلام می‌شود. ۲- آقایان ناصر حجازی و پرویز مظلومی که به داور مسابقه اهانت نموده‌اند به استناد ماده هفت مقرارت انضباطی، از شرکت در چهار مسابقه (از هفته دهم تا پایان هفته سیزدهم) محروم می‌گردند. ۳- آقای سعید باغوردانی که داور مسابقه را مضروب نموده است به استناد ماده ۹ آیین‌نامه انضباطی، به مدت یکسال از شرکت در کلیه مسابقات، از این تاریخ محروم می‌گردد.»

نشریه دنیای ورزش در کنار چاپ اعلامیه انضباطی فدراسیون، گزارش مفصلی درباره پشت پرده‌های نبرد تن‌به‌تن استادیوم مشهد چاپ کرده و در تحلیل حقوقی این احکام نوشت:«اصل قضیه این است که تاج در پی یک اعتراض و برخورد بازیکنان با داود حیدری داور بازی تاج و ابومسلم، با کارت زرد و قرمزی مواجه شدند و پس از آنکه تصمیم داور را قاطع و انعطاف‌پذیر دیدند او را مورد بدوبیراه و ناسزا قرار دادند که داور تصمیم به ترک زمین گرفت و بازی را که تا دقیقه پانزدهم با نتیجه ۱-۱ بود قطع کرد. باغوردانی مدافع تاج در این‌میان از خود بی‌خودتر شده بود و یک سیلی به صورت داور زد و همین، جنجال را به اوج رسانید و داور را مصمم به قطع بازی نمود. داود حیدری که گویا در لباس‌کنی ورزشگاه سعدآباد اظهار داشته بود که در اثر سیلی بازیکن تاجی، قادر به ادامه بازی نیست در گزارش خود به فدراسیون فوتبال و کمیته قضایی آورده است که پس از اخراج حجازی که رفتار زننده با او داشته است بازیکنان تاج از ادامه بازی خودداری کردند و دائم او را آزار می‌داده‌اند و چون مهلتی را که به آنها داده بود، پایان یافت به لباس‌کنی رفته است. داود نصیری ناظر و نماینده فدراسیون در مشهد که در حین انجام وظیفه در جایگاه مخصوص نشسته بود، پس از شروع جنجال، خود را به میدان می‌رساند و گویا در آنجا سعی می‌کند دوباره مسابقه را به جریان بیندازد و حتی اینطور که شنیده می‌شود از اینکه بلندگوهای ورزشگاه، عجولانه و بدون بررسی، تاج را ۳-۰ بازنده اعلام می‌کند، خشمگین و ناراحت می‌شود. با این وجود کوشش او برای ادامه مسابقه بی‌نتیجه می‌ماند. اطلاعیه فدراسیون فوتبال و رأی کمیته قضایی پس از سه‌بار تشکیل جلسه ـ که یکبار آن در حضور رئیس فدراسیون فوتبال کامبیز آتابای ـ بوده بر اساس گزارش نماینده فدراسیون و داور مسابقه صادر می‌شود.»

دنیای ورزش در ادامه این گزارش، دردها و اعتراضات پسران مغبون آبی را چشم‌پوشی نکرد و در ادامه نوشت:«تاجی‌ها که در این معرکه، چوب زودخشمی بازیکنان خود و شاید ضعف و لجاجت داور را خوردند یکصدا می‌گویند رفتار بازیکنان ابومسلم چنان بود که گویا به یک جهاد و کافرکشی آمده‌اند و آنچه گوینده ورزشگاه از بلندگوها می‌گفت، در این تهییج مردم و بازیکنان بی‌تأثیر نبود. بگذریم از اینکه به هیچ عنوان شرط مهمان‌نوازی را مسئولان باشگاه ابومسلم به‌جا نیاوردند، بلکه تا حد ممکن اسباب شکستن روحیه بچه‌ها را فراهم می‌کردند و شرایط حاد و زجرآوری برای ما ساخته بودند. در زمین مسابقه، ساق هیچ بازیکن تاجی در امان نبود. داور مسابقه گویی هیچ‌کدام از این‌ها را نمی‌دید و گواه حرف‌های ما را در گزارش رادیویی که زنده پخش می‌شد و لابد نوار آن موجود است، می‌شود شنید. آنها در مدت ۱۴ دقیقه، دوبار روشن، دوبار مراغه‌‌چیان و چندباری هم بازیکنان دیگر را در معرض آسیب‌دیدگی‌ها، خشونت‌های اشک‌بار و ساق‌شکنی‌های خود قرار دادند. با این وجود، همه را تحمل کردیم اما وقتی برای گل مساوی، دروازه‌بان و یک مدافع ما را با هجوم چندنفری خود به‌خطا به داخل دروازه انداختند و گل خود را زدند، سر و صدای بچه‌ها درآمد و با آنکه بازهم هیچ‎گونه رفتار زننده و کلام بد در گفته‌های حجازی ـ که خطای ابومسلمی‌ها را به داور تذکر می‌داد ـ دیده نمی‌شد کارت زرد داور به سوی حجازی گرفته شد و لحظه بعد که حجازی از خشم به‌خود می‌لرزید و از داور توضیح می‌خواست، با کارت قرمز او هم روبرو شد. خواهش مدیر باشگاه که به درون میدان آمده بود و التماس بچه‌ها هم کاری صورت نداد و در این هنگام که داور با رفتار غیرمنتظره باغوردانی روبرو شد، بی‌آنکه مهلتی بدهد تا حجازی از میدان بیرون برود و عادلخانی ـ که به جای باغوردانی و برای نگهبانی از دروازه آماده می‌شد ـ به میدان بیاید، ناپدید شد.

تاجی‌ها به دنبال این مسائل، اضافه می‌کردند که در همه این لحظات، بلندگوهای ورزشگاه پی‌درپی از باخت تاج صحبت می‌کرد و داوود نصیری که رفتار داور را برای ترک میدان، غیراصولی می‌دید مرتب به بازیکنان ما دلداری می‌داد که بازی ادامه خواهد یافت و تاج به دلیل اینکه زمین را ترک نکرده است و حتی با هفت‌تن هم می‌تواند ادامه دهد، بازنده نیست. اما معلوم نیست چرا او که نماینده فدراسیون بوده و یک مرد مطیعی نیست، ناگهان و در عرض یکی دو روز رأی خود را عوض کرد و همه‌چیز را به زیان تاج گزارش داد و چرا داور که باید مرد راستگویی باشد، قهر و امتناع خود را از سوت‌زدن، به حساب تاج بگذارد و همه گزارش خود را علیه تاج تنظیم کند.»

دنیای ورزش در ادامه این مقاله به مناسبات خشن و تمامیت‌خواهانه حاکم بر استادیوم سعدآباد تاخت و چنین نوشت:« نه‌تنها تاج که دراین گیرودار بیشتر از همه زیان دید، حتی تیم‌های هما و دارایی و دیگر تیم‌هایی که به مشهد رفته بودند، از اتمسفر نامساعد فوتبال آنجا نالیده‌اند و رفتار داوران را نسبت به خشنونت تیم میزبان، ملاحظه‌کارانه و یک‌طرفه می‌دانند. حتی یکی از بازیکنان تیم‌های یادشده می‌گفت که مأموران هم در مشهد به‌جای آرام‌کردن اوضاع ورزشگاه، تعصب تیمی بی‌جهتی به تیم مشهدی و ارعاب بازیکنان مهمان دارند. آخر این چه نوع امتیاز خانگی‌ست که برای پیروزی خود به آزار حریف بپردازند؟ جملات تهییج‌کننده گوینده میدان و تصمیم خودسرانه او نسبت به اعلام نتیجه ۳-۰! را آنهایی که روز جمعه رادیو را گوش می‌کرده‌اند حتما شنیده‌اند. و دیگر اینکه نماینده فدراسیون و ناظران بازی را باید از اشخاصی عادل و بی‌نظر انتخاب کرد تا معلوم شود که آدمی چون ناصر حجازی که کمتر کسی او را بدخو و گردن‌کش در میدان مسابقه دیده است و یا باغوردانی که هرگز انتظار چنین بدخویی و خشمی از او نمی‌رفته است، چرا و چطور این‌چنین رفتار زننده و عصبی نشان می‌دهند؟»

بعد از این اتفاق بود که باغوردانی فوتبالش نابود شد اما ناصر چنان اوج گرفت که در جام جهانی ۱۹۷۸ نیز از دروازه ایران حفاظت کرد. داستان استادیوم مشهد اما به‌گونه دیگری ادامه یافت… کار به‌جایی رسیده بود که در هیمن لیگ برتر نیز جیغ و ناله مهمان‌ها از توپ‌جمع‌کن‌های رند مشهدی بلند بود. نور به قبر ناصر ببارد. نور به قبر ایرج و مجید و عزت ببارد. هزاران فانوس برای روشن‌کردن مزار آنان کم است.

اخبار مرتبط
برچسب ها: ابومسلم ، فوتبال ، استقلال
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
روی خط خبر