کد خبر: ۸۰۶۲۰
تاریخ انتشار: ۱۷ خرداد ۱۳۹۶ - ۱۶:۵۷
سعید خراط‌ها، جامعه‌شناس و آسیب‌شناس اجتماعی می‌گوید: فضای مجازی، نوعی انقلاب ارتباطی ایجاد کرده که تاثیر آن را در حضور گسترده مردم پای صندوق‌های رای دیدیم.
جمهوریت؛ لیست‌هایی كه در گوشی‌های تلفن همراه دست به دست می‌شد، واكنش‌های سریع و تحلیل‌هایی كه درباره گفته‌های كاندیداهای انتخابات ریاست‌جمهوری انجام می‌گرفت و حتی پخش زنده برنامه‌های انتخاباتی نامزدهای انتخابات، همه و همه دلیلی بر این گفته بسیاری از كارشناسان اجتماعی است كه «فضای مجازی» را می‌توان پدیده این دوره انتخابات دانست. به گفته این كارشناسان، شور و هیجانی كه این دوره از انتخابات داشت، به عوامل زیادی بستگی داشت كه نمی‌توان نقش شبكه‌های اجتماعی را در این میان نادیده گرفت.

دكتر سعید خراطها، جامعه‌شناس و آسیب‌شناس اجتماعی هم در گفت‌وگو با خبرآنلاین بر نقش شبكه‌های ارتباطی فضای مجازی در افزایش میزان مشاركت مردم در دوازدهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری و همچنین شوراهای شهر و روستا تاكید كرد. او با اشاره به این كه سواد رسانه‌ای جامعه افزایش یافته، تاكید می‌كند كه این فضا نشان داد لازم است مسئولین هم به مردم و این سواد رسانه‌ای‌شان در تشخیص سره از ناسره اعتماد كنند و فیلترینگ را، به جز در موارد معدود و شبكه‌هایی با محتوای غیراخلاقی، كنار بگذارند.

گفت‌وگوی خبرآنلاین با دكتر سعید خراط‌ها آسیب‌شناس اجتماعی را درباره تاثیر فضای مجازی در انتخابات بخوانید:

نقش فضای مجازی را در انتخاباتی كه پشت سر گذاشتیم چطور ارزیابی می‌كنید؟ فكر می‌كنید كاركردی كه شبكه‌های اجتماعی داشتند، صرفا افزایش هیجان بود یا توانست به آگاهی‌سازی و اطلاع‌رسانی هم منجر شود؟

شبكه‌های اجتماعی گسترده‌ترین نقش را در انتخابات داشتند. این نقش هم در اطلاع‌رسانی و هم در اعتمادسازی دیده می‌شد، ضمن این كه مشاركت‌جویی افراد را برای شركت در انتخابات افزایش داد مخصوصا افرادی كه تمایل به شركت در انتخابات نداشتند از طریق شبكه‌های مجازی با دلایل و ایجاد هیجان مجاب می‌شدند كه باید در این صحنه حضور پیدا كنند. درباره وعده‌های انتخاباتی هم دیدیم كه روشنگری انجام شد. می‌توان گفت شبكه‌های مجازی نقشی بسیار مهمتر از صداوسیما و رسانه‌های رسمی را برعهده گرفته بودند كه بعضی نظرسنجی‌ها هم این مساله را تایید كردند.

چرا شبكه‌های اجتماعی از صداوسیما و رسانه‌های رسمی پیشی گرفتند؟

سال‌هاست كه صداوسیما مورد بی‌توجهی مردم قرار گرفته و اطلاعاتی را كه بدون سوگیری باشد به مردم نمی‌دهد. همه اینها باعث شده مردم به سمت فضاهای غیررسمی اطلاع‌رسانی گرایش بیشتری پیدا كنند و البته در این فضاهای غیررسمی، توانسته‌اند صفحه‌ها و كانال‌هایی را كه معتبرتر هستند شناسایی كنند و سره را از ناسره تشخیص بدهند.

تبلیغات خیابانی هم در این دوره انتخابات كمتر از گذشته بود. كاركرد تبلیغات خیابانی در حال كاهش است؟

بله هم هزینه‌های بالای تبلیغات خیابانی و هم آلودگی‌هایی كه به همراه دارد باعث شده به نسبت گذشته با استقبال كمتری از سوی كاندیداها و مردم همراه باشد. به نظر می‌رسد مردم اعتمادشان به كاندیدایی كه در خیابان بیشتر تبلیغ می‌كند كمتر شده و انتظار دارند با تكنولوژی‌های جدید، نامزدهای انتخاباتی هم از شیوه‌های جدیدتری به جای پوستر و بروشور بهره بگیرند. در این دوره هم دیدیم كه هم مردم و هم نامزدهای انتخاباتی توانشان را در فضای مجازی به كار گرفتند كه با هزینه كمتر، سرعت بیشتر و دامنه اطلاع‌رسانی گسترده‌تر به معرفی نامزدهای انتخاباتی مورد نظرشان بپردازند. این موضوع را می‌توان اتفاق مهمی تلقی كرد كه از منظر جامعه‌شناسی و علوم ارتباطات و حتی علوم سیاسی قابلیت بررسی دارد.

با این اوصاف معتقدید سطح سواد رسانه‌ای افزایش پیدا كرده؟

سواد رسانه‌ای تابعی از افزایش آگاهی عمومی جامعه است. چند سال است كه رفته‌رفته گردش اطلاعات باعث شده آگاهی مردم افزایش بیشتری پیدا كند و به تبع این افزایش آگاهی و آزمون و خطاهایی كه درباره استفاده از شبكه‌های اجتماعی داشتند، حالا می توانند كانال‌های تلگرامی، صفحه‌های اینستاگرامی یا توییتری معتبر را بهتر از گذشته تشخیص دهند و می‌بینیم كه استفاده از این فضاها در بین افرادی كه شاید تحصیلات خیلی بالایی هم نداشته باشد رایج است. واقعیت‌های اجتماعی و اسنادی ازجمله پیام‌های تصویری، سوابق كاندیداها و فیلم‌ها و فایل‌های صوتی كه در این شبكه‌ها دست به دست می‌شود نیازی به سواد رسانه‌ای زیادی هم ندارد بلكه همین گستردگی آن است كه توانسته مردم را به آگاهی بیشتری برساند و در حضور موثر و مفید آنها پای صندوق‌های رای تاثیرگذار باشد. در عین حال آنچه در افزایش سواد رسانه‌ای مردم تاثیرگذار بوده، حضور شخصیت‌های مهم و معتبر هنری، ورزشی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی در شبكه‌های اجتماعی بوده كه روز به روز هم مورد استقبال بیشتری قرار می‌گیرد.

همانطور كه اشاره می‌كنید در جریان انتخابات، شاهد حضور كاندیداها در شبكه‌های مختلف فضای مجازی بودیم در حالی كه بعضی از این شبكه‌ها فیلتر است. فكر می‌كنید با افزایش سواد رسانه‌ای كه به آن اشاره می‌كنید و میزان تاثیرگذاری آنها و حتی حضور بسیاری از مسئولان، زمان آن نرسیده كه فیلترینگ برطرف شود؟

اساسا فیلترینگ و سانسور به این معنی است كه دولتی تصور می‌كند مردم بی‌سواد و نادان هستند و باید برای آنها تصمیم گرفته شود. این توهم آگاهی قدرتمندان و ناآگاهی دیگران، باعث دوری مردم از مسئولان منجر شود. اگر فیلترینگ در موارد محدودی مانند صفحات غیراخلاقی یا دسترسی كودكان وجود داشته باشد قابل پذیرش است اما این كه به طور كلی یك شبكه اجتماعی را فیلتر كنند و چشم بر همه مزایایی كه آن شبكه می‌تواند در گسترش آگاهی و اطلاع‌رسانی داشته باشد ببندیم، زیبنده مردم كشورمان نیست. مردمی كه نشان دادند می‌توانند وعده‌های درست را از فریب‌های انتخاباتی تشخیص دهند یعنی به حدی رسیده‌اند كه خودشان بتوانند محتوای درست و غیردرست را برای استفاده تشخیص دهند و نیازی به قیم‌مابی فرهنگی و اخلاقی ندارند.

این فضای مجازی همانطور كه در دوران انتخابات توانست موثر واقع شود، در دوران بعد از انتخابات چطور می‌تواند نقش‌ تاثیرگذاری داشته باشد؟

مردم یاد گرفته‌اند مطالباتشان را از طریق حضور در شبكه‌های مجازی پیگیری كنند. شهروند مجازی عقاید، سلایق و اعتراضاتش را در این فضا با صراحت و سرعت بیشتری بیان می‌كند و از آنجا كه شخصیت‌های سیاسی هم در این فضا حضور دارند، واكنش‌های مردم به گوش آنها می‌رسد. این فضا امكان نظارت را فراهم می‌كند و درواقع دیگر امروز كلمه «مجازی» برازنده این فضا نیست، بلكه این شبكه‌ها به بخش مهمی از واقعیت زندگی امروز ما تبدیل شده؛ كمپین‌هایی كه در فضای مجازی شكل می‌گیرد باعث اقدامات مهمی می‌شود كه پیشتر امكانش وجود نداشته. در جریان انتخابات هم دیدیم كه اساتید دانشگاهی و هنرمندان و افراد سیاسی به بیان نظراتشان پرداختند و از این فضا به عنوان تریبون‌های گسترده‌ای برای بیان دیدگاه‌هایشان استفاده كردند.

درواقع این شبكه‌های اجتماعی توانسته‌اند مردم را به نخبگان و نخبگان را به مردم نزدیك كنند؟

بله، این فاصله‌ها به شدت كمتر شده و می‌تواند نتایج خوبی را برای اجتماع به همراه داشته باشد. فضای مجازی در شرایط فعلی در كشورمان به هویت مستقلی تبدیل شده است، نوعی انقلاب ارتباطی و رسانه‌ای ایجاد شده كه نمی‌توان آن را نادیده گرفت. همانطور كه می‌توان پیش‌بینی كرد اگر فضای مجازی وجود نداشت، میزان حضور مردم پای صندوق‌های رای كمتر بود و نمی‌توان تاثیر آن را در این حجم از شورآفرینی انتخاباتی، چه در روستاهای كوچك و دورافتاده، چه در كلانشهرها و چه در بین ایرانیان خارج از كشور نادیده گرفت.

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
روی خط خبر