آخرین اخبار
کد خبر: ۵۱۸۵
تاریخ انتشار: ۲۲ دی ۱۳۹۵ - ۱۳:۵۶
مینو خالقی:
امروز همه آمده بودند. بدرقه ی بی نظیر مردی که عاشق کشورش بود و زندگی را در حرکت به سوی تعالی، احترام به ملت و حقوق آنها یافته بود.
جمهوریت؛ آخرین ملاقاتم با آن مرد بزرگ زمان و جملات ارزشمندش، امروز در میان سیل جمعیت انبوه که او را تا دیار ابدی اش همراهی می کردند، بارها به خاطرم آمد... 

در ماههای اخیر، فرصتی دست داد که به همراه همسرم به ملاقات زنده یاد حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی برویم.

همان لبخند همیشگی بر روی لبانشان جاری بود. بزرگ مردی که او را یکی از اصلی ترین ستون های بالندگی این نظام می دانم، چنان فروتنانه و مهربانانه برخورد می نمودند که گاه خجالت زده شان می شدم.

بخشی از خاطرات سالهای پر برکت زندگی خود را بیان نمودند تا بدانم " در عالم سیاست نمی توان پایدار ماند مگر با آرامش، صبر و استقامت و ایثار". که به راستی میزان ماندگاری افراد در دنیای سیاست "به اندازه صبر" آنهاست.
 
در اواخر دیدار، لبخند صورتشان کمرنگ تر شده بود، آن هنگام که از ناملایمات و ناجوانمردی های سالهای اخیر می گفتند، اما چه بزرگ منشانه رأفت و عفو را توصیه می کردند... از روزگارانم پرسیدند و اهداف و آرمانهایم برای آینده سازی کشورم. پاسخ می دادم و ایشان راهنمایی می فرمودند و با تدبیر و حزمی بی مثال نکاتی را یادآور میشدند. 

و من با خود می اندیشیدم مردی چنین دور اندیش، چنین صبور و مقاوم، عطیه ای ست برای ما جوانهای دنیای سیاست که منش و روشش را بیاموزیم و به کار بندیم.

خواستم تا فرصتی دهند باز هم ملاقاتشان کنم. با روی باز پذیرفتند و من امیدوار به دیدار دوباره.
دقایق آخر ملاقات از کشوی میز، انگشتری بیرون آوردند. خطاب به من فرمودند: ارزش ریالی ندارد اما ارزش معنوی اش زیاد است، سنگ مزار مطهر آقا امام حسین(ع) در آن به کار رفته است.

گفتند: " مظلوم واقع شدی ...  و این یادگاری من به شما"... انگشتر را به همراه کتاب خاطرات که با دستخط مبارک امضا نمودند، لطف کرده و به اینجانب دادند...

آخرین خاطرات از ایت الله هاشمی
 
لحظات آخر، بغض گلویم را گرفته بود، این هدیه آنچنان برایم ارزشمند بود و هست که ناملایمات امسال را از میان برده بود...  

برچسب ها: اخرین ، خاطرات ، مرد ، بزرگ ، هاشمی
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
روی خط خبر